X
تبلیغات
وبلاگ شخصی بهزاد دژدار

یادم باشد که زیبایی‌های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی‌های بزرگ باشند.

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می‌خواهم باشند.

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی‌تواند مرا با خود آشتی دهد.

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی‌تواند با دیگران مهربان باشد.

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 13:15  توسط   | 

● در ارتباط باهمسر ذهن خوانی نکنید !!
بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:13  توسط   | 


 

همسر آینده من می دونی ...
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گم باید تحصیلکرده باشی فقط به خاطر اینه که بتونی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!
اگر می گم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر اینه که همه با دیدن ما بگن داماد سراست و تو اعتماد به نفست بالاتره بره. اگه می گم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی فقط به خاطر اینه که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می ریم توی ماشین خودمون بخوابیم و بیخود پول هتل ندهیم. اگر ازت خونه می خوام به خاطر اینه که خودم رو در خونه ای کنار تو احساس کنم که تا آخر عمر در و دیوار آن خاطره اش را برایم حفظ کنند و هر گوشه اش یادآور تو باشد! اگر می گم هر سال بریم یک کشور رو ببینیم، فقط به خاطر اینه که سال ها دلم می خواست جواب این سوال رو بدونم که آیا واقعا هر کجا بری آسمان همین رنگ است؟ اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم رو پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!! اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر اینه که به تو ثابت کنم چه قدر برام عزیزی! و بالاخره اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم فقط به خاطر اینه که به من ثابت بشه تو من رو بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و دوست داشتنمان فارغ از رنگ و ریاست!!

اسعدی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:12  توسط   | 

انگیزه هایی غلط برای ازدواج
متاسفانه %۸۰ ازدواجها از انگیزه های غلط و خود خواهانه نشات میگیرند توجه كنید:
۱) فشار اطرافیان:
تـاثیراتی است كه دوستان،خانواده، جـامـعـه و حتی عقاید شما بر شما تحـــمیـــل مـی كنند. پیامی كه مضمون آن اینچنین است: تو باید در یك رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشی و یا حتما ازدواج كنی، اگر رابــطه نداشته باشی و یا ازدواج نكرده باشی حتما عیبی
در تـو وجــود دارد. در جــامعه فـــشار زیادی به افراد مجرد تـحمـــیل میگردد اما دیگر زمان آن فرا رسیده است كه آنها را بـه حـــــال خود رها كنیم و بیاموزیم كه تجرد آنها را درك كــرده و ارج نـهـــیم. هر فردی مختار است مجرد بماند و یا ازدواج كند.
۲) رهایی از تنهایی و افسردگی:
بسیاری از افراد تنها به این خاطر كه تنها هستند( و یا از تنها ماندن هراس دارند) و یا مایوس میباشند تن به ازدواج میدهند. آنها تصور میكنند كه ازدواج مشكل آنها را مرتفع میكند. اما در این شرایط معمولا فرد قادر به یك گزینش صحیح نمیباشد و احتمال آنكه فرد با شخص نامناسبی ازدواج كند زیاد است. یك انسان ناامید و تنها پس از ازدواج نیز تنها خواهد ماند. برخی افراد تا آن حد از لحاظ عاطفی تهی میباشند كه امیدی به یك ازدواج موفق با هیچ فردی را احتمال نمیدهند. در نهایت نیز اینگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگیزی میشوند.
۳) عطش جنسی:
برخی افراد آنقدر غرق در غرایض جنسی خود میبانشد كه جز روابط جنسی به چیزی دیگری نمی اندیشند. آنها رابطه جنسی را به یك رابطه صمیمانه و دراز مدت ترجیح میدهند. این گونه افراد تنها بدنبال یك همخوابه میباشند تا یك همسر خوب. اینگونه ازدواجها نیز پس از مدتی به سردی گراییده و از هم میپاشد. این انگیزه معمولا در مردان مشاهده میشود و تعداد آنها هم كم نیست.
۴) گریختن از واقعیات زندگی خود:
بسیاری از افراد ازدواج میكنند نه به این خاطر كه شخص مناسبی را برای ازدواج یافته اند، بلكه به جهت آنكه عذری برای دوری گزیدن از مشكلات و واقعیات زندگی خود تراشیده باشند. زندگی اینگونه افراد عاری از شور و اشتیاق و هدف مشخص میباشد. اما جای آنكه راه حل را درون خودشان بیابند ازدواج كرده و تصور میكنند با ورود فرد دیگری در زندگیشان، زندگی آنها نیز از سكون و كسالت آوری بیرون خواهد آمد.
۵) گریختن از رشد و بالندگی:
اینگونه افراد تنها به این منظور ازدواج میكنند كه فرد دیگری مسئولیت مراقبت از انها را به عهده گیرد. اینگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفی به شریك خود وابسته میشوند. اینگوه ازدواجها در موارد زیر نمود بیشتری دارند:
▪ ازدواجهایی كه اختلاف سنی فاحشی میان دو فرد وجود دارد.
▪ در ازدواجهایی كه اختلاف فاحشی در قدرت مالی و یا موفقیت شغلی دو فرد وجود دارد.
▪ ازدواجهایی كه مغایرت محسوسی در سبك زندگی دو فرد وجود دارد.
۶) احساس گناه:
برخی افراد كه پیش از ازدواج با فردی رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد میدهند به این خاطر كه از ترك كردن شریك خود هراس دارند كه پس از رفتن آنها چه بر سر شریكشان خواهد آمد. همچنین احساس گناه میكنند زیرا كه تصور میكنند آنطور كه باید و شاید رفتار پسندیده ای نسبت به شریك خود نداشته اند و یا متقابلا لطفهایی كه شریكشان در حق آنها روا داشته را جبران نكرده اند. هنگامی كه فرد از روی احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روی عشق واقعی تن به ازدواج با فردی دیگر میدهد ثمری جز ناكامی و نابودی هر دو فرد در پی نخواهد داشت.
۷) پر كردن خلاء احساسی و معنوی:
اینگونه افراد دارای حس پوچی و بی ارزشی میباشند و میخواهند توسط فرد دیگری خلاء وجودی خود را به گونه ای پر كنند اما باید آگاه باشند كه هر میزان هم كه فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر كردن خلاء های زندگی آنها نمیباشد.
۸) پذیرش اجتماعی:
جامعه به افراد مجرد به چشم یك انسان متهم مینگرد. این جمله را در درب ورودی بسیاری از رستورانها و یا مراكز دیگر زیاد دیده اید:ورود افراد مجرد ممنوع و یا بسیار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمیاورند. بنابراین ازدواج انگیزه ای میگردد برای جوانان تا در جامعه مورد پذیرش قرار گیریند.
۹) تامین مخارج زندگی:
اینگونه ازدواجها در زنان بیشتر به چشم میخورد كه به منظور تامین نیازهایشان با مرد ثروتمندی تن به ازدواج میدهند.
۱۰) اعتماد بنفس پایین:
برخی افراد با نخستین فردی كه به آنان پیشنهاد ازدواج میدهد میپذیرند و ازدواج میكنند. اینگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پایینشان میپندارند قابل دوست داشتن نبوده و یا ارزش، زیبایی، محاسن و هنر كافی در خود سراغ ندارند كه فردی شیفته آنان گردد. آنان از ترس آنكه نكند فرد دیگری آنان را نپسندد و شاید این آخرین فرصتی باشد كه در زندگی برایشان ایجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج میدهند.(مانند دخترانی كه خیلی زود ازدواج میكنند)
۱۱) اخذ تابعیت كشور دیگر: اینگونه افراد برای اخذ تابعیت كشور خاصی تن به ازدواج میدهند كه یك ازدواج مصلحتی محسوب میگردد.
۱۲) بی ارزش شمردن ارزش خود:
اینگونه طرز تفكر در زنان به چشم میخورد. اینگونه زنان و یا دختران چنین میپندارند كه وظیفه یك فرد تامین مخارج معیشتی و وظیفه یك زن تنها برآورده ساختن نیازهای جنسی مرد میباشد. آنها ارزش زن را در سطح یك همخوابه صرف میدانند. یكی از عللی كه دختران جوان با مردان مسن ازدواج میكنند همین مسئله میباشد.
به خاطر داشته باشید كه بهترین سن ازدواج بر اساس مطالعات ۳۲ سال میباشد. بنابراین عجله نكنید و با دید گشوده شریك زندگی خود را برگزینید. همچنین سعی كنید پیش از بچه دار شدن حداقل ۲ سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئنی رسیده باشد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:11  توسط   | 

اول این ۱۵ نکته بعد ازدواج!
۱۵ نکته ای که پیش از ازدواج باید بدانید:
ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین تصمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید.
۱) ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود.
به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.
۲) به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.
۳) زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که کاغذ توالت باید از کدام سمت قرار بگیرد، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.
۴) برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج، و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.
۵) این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟
۶) باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چراکه هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.
۷) در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چراکه درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.
۸) هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.
۹) از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کند: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدین جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "۱۰۰۰ سؤال برای زوج ها"
۱۰) قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.
۱۱) نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تا کنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نسیت که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.
۱۲) زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید.
ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی ۳ طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.
۱۳) نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"
۱۴) نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ ایا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟
۱۵) تست های پزشکی
پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات زیر را انجام دهید:
تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:9  توسط   | 

انگشت عشق
قدمت حلقه ازدواج به زمان های خیلی دور باز می گردد. مصریان باستان سومین سلسله از پادشاهی قدیم در ۲۸۰۰ سال قبل از میلاد، نزدیک به ۵ هزار سال قبل، از حلقه در جشن ازدواج خود استفاده می کردند. از آن زمان حلقه های ازدواج توسط بسیاری از جوامع مختلف استفاده شده است. معمولا حلقه ازدواج در انگشت چهارم قرار می گیرد، نزدیک ترین انگشت به انگشت کوچک. خوب ممکن است تصادفی باشد،‌ اما طول انگشت چهارم شما می تواند چیزهای زیادی به شما درباره یزان هورمون های جنسی تان بگوید.
اکنون دست راست خود را بالا بیاورید و نگاهی به انگشت دوم یا انگشت سبابه خود بیندازید- انگشتی که با آن اشاره می کنید. سپس آن را با انگشت چهارم خود مقایسه کنید در اینجا یک سوال پیش می آید- کدام انگشت بلندتر است، انگشت چهارم یا انگشت دوم؟
اگر انگشت چهارم دست راست شما از انگشت دوم تان بلندتر است دراین صورت احتمالا شما یک فرد جسور، باسطح تستوسترون بالا و فعالیت جنسی شدید هستید. اما برای زنان حالات دیگری وجود دارد. زنانی که انگشت چهارم کوتاه تری از انگشت دوم را دارا هستند هورمون های گوناگون زنانه همچون استروژن، پرولاکتین و هورمون لوتئین در آنها در سطح بالایی قرار دارد.
این مطالعات توسط تیمی به رهبری دکتر مانینگ (Manning) از گروه تحقیقاتی زیست شناسی جمعیت دپارتمان علوم زیستی دانشگاه لیورپول انجام شده است. این گروه از محققین ارتباط بین طول انگشت چهارم و سطوح مختلف هورمون های جنسی مردانه و زنانه را جست و جو کرده اند. آنها تعداد ۸۰۰ نفر شامل ۴۰۰ نر و ۴۰۰ ماده را در ناحیه مرسی ساید زیر نظر گرفتند که این افراد از کودکان ۲ ساله تا بالغین ۲۵ ساله را شامل می شدند. به طور متوسط مردان بیشتر انگشت چهارم بلندتر و زنان به احتمال زیادتر انگشت دوم بلندتری را دارا هستند.
دانشمندان مدت ها ارتباط بین میزان هورمون های جنسی و طول انگشت را جست و جو می کردند و اخیرا پی برده اند که در واقع این ارتباط منشا DNAای دارد و علی الخصوص به کنترل چگونگی ساخت بخش های مختلف بدن توسطDNAبستگی دارد.
در سال ۱۹۸۴ زیست شناسانی که با مگس سرکه کار می کردند بعضی ژن ها را درDNAآنها یافتند که آنها را هومئوباکس (Homeobox) نامیدند. این بخش چگونگی تبدیل یک مگس سرکه از یک سلول منفرد به یک مگس سرکه بالغ با یک سر در یک سر در انتها، تنه و توده ای از پاها و بال در انتهای دیگر را کنترل می کند. این ژن ها در یک سکانس مرتبت شده اند که تعیین می کنند چگونه بخش های بدن در یک مگس بالغ مرتب شوند. برای مثال،DNAای که در یک انتهای از این ژن قرار دارد ساخت سر مگس و قسمت بالایی قفسه سینه را به عهده دارد وDNAانتهای دیگر قسمت پایینی قفسه سینه و شکم را کنترل می کند.
دانشمندان هنوز در حال مطالعه ژن های هومئوباکس هستند- اما به خوبی به این نکته واقفند که این ژن درهر موجودی وجود دارد. هر یک از این موجودات زنده یک سازمان بندی سرتادم را دارا هستند در مورد انسان ها هم وجود این وضعیت بدیهی است.
بخش کوچکی از این ژن که ساخت دست شما را کنترل می کند ساخت ژنیتال شما را نیز کنترل می کند. به خصوص انتهای دست ها و انتهای تنه شما توسط بخش کوچک مشابه ای ازDNAکنترل می شود. بدین ترتیب ارتباط بین بلندی انگشت دست و میزان هورمون های جنسی روشن شد.
دانشمندان دانشگاه لیورپول با استفاده از مطالعات جنین شناسی و بررسی های آماری متوجه شدند که انگشت چهارم بلندتر، مرد را به یک فرد با فعالیت جنسی شدید تبدیل می کند، در حالی که انگشت دوم بلند زن را تبدیل به یک ابرمکار یا ابر عشوه گر می کند. بنابراین تنها سرنوشت نیست که آینده ما را رقم خواهد زد،DNAما نقش بزرگی را در آینده ما داراست.
در حال حاضر سنت کاسموس و سنت دامیان خدایان جراحی هستند. آنها این جایگاه والا را از یک تصویر مشهور که توسط آلونسو دسدانو نقاش اسپانیایی قرن پانزدهم نقاشی شده است، کسب کرده اند، کسی که اولین جراحی پیوند اعضا را نقاشی کرده بود. دکتر کاسموس و دکتر دامیان یک پای سفید سرطانی ( متعلق به یک سفید پوست ) را برداشته و آن را با یک سیاه از یک عرب شمال آفریقایی مرده جایگزین کردند این یک کار شگفت انگیز بود. ولی آیا ساده تر و امن تر نیست که به جای پای مستعمل به درد نخور یک پای جدید رشد کند.
ممکن است روزی بتوانیم این کار را انجام دهیم، با توجه به جایزه نوبلی که در سال ۱۹۹۵ در پزشکی و فیزیولوژی داده شد. این جایزه به سه زیست شناس برا تحقیقاتشان درباره هومئولویس از دهه ۴۰ روی مگس سرکه کار می کند و دوتای دیگر کریستین ناشلن فولهارد و اریک وایشهاوس کارشان را از دهه ۷۰ شروع کرده اند.
بدن مگس سرکه از سگمنت های تکراری ساخته شده که برای انجام وظیفه ویژه ای سفارش شده اند. سه سگمنت که یال ها از آن جوانه زده اند و سگمنت دیگر برای آنتن روی سر به کار می رود. اما گاه گاهی خطاهایی دیده می شوند. جهش های تصادفی در مگس سرکه رخ داده که در آن پاها روی سرجایی که باید آنتن باشد، رشد میکند. این خطا مربوط به هومئوباکس است.
سه زیست شناس فوق جایزه نوبل را برای پروژه ای دریافت کردند که نشان داد ژن های ویژه ای درDNAمگس سرکه تغییرات قابل توجهی را از تخم لقاح یافته منفرد تا یک مگس سرکه بالغ کنترل می کند. این سه زیست شناس کشف کردند که این سه ژن در هومئوباکس قرار دارند. به نظر می رسد که این ژن در ایجاد بعضی از نقص عضوها در انسان ها هم دخیل است.
برای مثال بیشتر ما انسان ها ۱۲ دنده در یک طرف قفسه سینه و ۱۲ دنده در طرف دیگر داریم ولی برخی ۱۳ دنده در یک طرف و ۱۲ دنده در طرف دیگر خود دارند- که احتمالا کار هومئوباکس است.
زمانی که پروژه نقشه برداری کلDNAانسانی تمام، شود به طور دقیق منطقه هومئوباکس را درDNAپیدا خواهند کرد. آن هنگام نقش حیاتی این ژن بیشتر مشخص شده و شاید روزی قادر شویم به جای استفاده از پای مصنوعی، پاهایی راکه در یک حادثه از دست داده ایم با یک پای دوباره رشد کرده جایگزین کنیم.
در هر حال بیشتر مردم به آنچه که پیرامونشان اتفاق می افتد نگاهی سطحی دارند و هیچ گاه به این مسئله توجه ندارند که ممکن است خیلی از نکات مبهم زندگی شان ریشه ژنتیکی داشته و به ژن های آنها مرتبط باشد.
به دست کردن حلقه ازدواج یکی از قدیمی ترین و جهانی ترین رسوم است . این رسم مربوط به زمان های خیلی قدیم است . در واقع کسی نمی تواند زمان درست آن را بگوید ؛ اما استفاده از انگشتری در مراسم ازدواج به شکل "حلقه" ، علامت کمال و ارتباط آن با وصلت دو فرد ، مؤید کمال زندگی انسانی به شمار می رفت . اولین مردمی که در تاریخ ، حلقه ازدواج را به کار بردند مصریان بوده اند . گویا در نوشته های هیروگلیف که نوشته های تصویری مصریان است حلقه ، علامت ابدیت بود . یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین کردن ، به نوعی رمز زناشویی پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان ، مسیحیان نیز در حدود سال ۹۰۰ میلادی شروع به دست کردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود نمودند . شاید برای بسیاری این سؤال پیش بیاید که چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم دست چپ می اندازند ؟ تحقیقات نشان داده است که یونانیان قدیم عقیده داشتند که رگ مخصوصی از این انگشت می گذرد و مستقیماً به قلب وارد می گردد و برخی ها نیز بر این معتقدند که چون این انگشت را کمتر از سایر انگشتان دست خود مورد استفاده قرار می دهیم حلقه درآن قرار می گیرد و به طور کلی برای به دست کردن یک وسیله زینتی مناسب تر از سایر انگشتان دست است .
● چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
۱) ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
۲) چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.
۳) به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.
۴) سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
۵) لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
۶) اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
۷) انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.

خورجین http://www.khorjiiiin.blogfa.com
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:8  توسط   | 

انتخاب همسر مناسب
● چگونه تشخیص میدهیم فردی برای ازدواج مناسب است؟
انتخاب صحیح در ازدواج سخت است از این جهت كه شما بر خلاف خیلی از مسائل دیگر نیاز دارید بسیاری از نبایدها را بشناسید و درك كنید .
به این معنی كه شناختن فرد مناسب مستلزم آن است كه تشخیص دهید رابطه زناشوئی شما بسیاری از نكات منفی را نخواهد داشت و به صرف دانستن نكات مثبت معمولا به نتایج كاملی نخواهید رسید .
در گام نخست باید بدانید آیا اصولاً آمادگی یك رابطه را دارید یا خیر ؟
اگر این آمادگی در شما حاصل نشده باشد اختلافات آتی بخاطر ضعف خود شما خواهد بود و نه بخاطر عدم تفاهم با همسرتان .
● مصادیق این وضعیت :
▪ وقتی شما فرد دیگری را دوست دارید
▪ از فرد دیگری بخاطر ناكامی خشم و انزجار دارید
▪ احساس خلاء درونی شما را به سمت ازدواج هدایت میكند
▪ چیزی ندارید كه به همسرتان ارائه كنید
▪ خودتان را دوست ندارید
▪ اعتیاد دارید
▪ احساس تنهائی و استیصال دارید بصورتی كه بدون بوجود آوردن رابطه احساس بدبختی می كنید
▪ وقتی احساس میكنید كسی نمیخواهد با شما رابطه برقرار كند
▪ وقتی مایل نیستید در مورد احساستان با كسی صحبت كنید .
▪ بعد از اینكه مشخص شد آمادگی نسبی برای ازدواج دارید در مرحله بعد باید بدانید از همسر و زندگی چه توقعی دارید .
● موارد مختلفی كه میتواند مورد نظر و توجه شما واقع شوند به عبارت زیر میتواند باشد (و یا بیشتر از اینها) :
▪ وضعیت جسمانی
▪ وضعیت احساسی
▪ وضعیت اجتماعی
▪ وضعیت فكری
▪ وضعیت جنسی
▪ وضعیت ارتباطی
▪ وضعیت شغلی
▪ رشد شخصیتی
▪ وضعیت روحی
▪ وضعیت مذهبی
▪ علایق و سرگرمیها
در موارد ذكر شده باید بدانید كه طرف مقابل شما مثلا در علایق و سرگرمیها مایل به مسافرت ( موسیقی ، هنر ، سینما و. . . .) است یا خیر چون ممكن است این مورد برای شما مهم باشد و یا در بخش وضعیت اجتماعی معاشرتی و اهل مهمانی و با فرهنگ و . . . .باشد .(تهیه كردن این لیست خصوصیات حتی ممكن است باعث شود ضمیر نا خود آگاه شما فرد مورد نظرتان را بسمت شما بكشاند و جذب كند .)
درمرحله بعد باید تشخیص دهید با فرد مورد نظر تفاهم دارید یا خیر .این مرحله مستلزم ارتباط و شناخت است، شما بمرور زمان و شناخت طرف مقابل و صحبت كردن با او میتوانید تشخیص دهید كه او نیمه گمشده شماست یا خیر .
بعضی از مسائل از ابتدا و در مدت خیلی كوتاه مشخص میشود و حتی ممكن است در برخوردهای اول مشخص شود و بعضی از مسائل دیگر زمانبر است و بمرور زمان مشخص میشود .خصوصیاتی مثل امانتداری و صداقت در برخوردهای اولیه به سختی شناخته میشود اما مسائلی مثل وضع ظاهری و نحوه برخورد در ابتدا قابل تشخیص است .
بعد از تشخیص اینكه ملاكهایی كه سریع تر مشخص میشوند مورد نظر شماست باید دقت كنید این اشتباهات را مرتكب نشده اید (ممكن است مجبور باشید بعضی از اینها را در دوران اشنائی و نامزدی بررسی كنید ):
● سوالات كافی در ارتباط با خواسته های خودتان پرسیده اید
▪ سازشهای ناپخته و زودهنگام انجام نداده اید
▪ تسلیم كوری شهوانی نشده اید
▪ گول مادیات را نخورده اید
▪ تعهد را مقدم بر تفاهم نكرده اید
▪ نشانه های هشدار دهنده در طرف مقابل را نادیده نگرفته اید .
● بعد از مشخص شدن این موضوع به مرحله بعد میرسید این مرحله مرحله ارتباط و یا نامزدیست. در این مرحله میتونید تشخیص دهید :
▪ فرد مورد نظر اعتیاد ندارد
▪ بد اخلاق نیست
▪ ناراحتیهای روحی و عقده های روانی ندارد
▪ سختگیر و متعصب نیست ،دروغگو و خیانتكار نیست و . . . .
● همچنین در این مرحله دقت كنید :
▪ احساسات دو طرف متعادل و متناسب است
▪ همسرتان را میخواهید و نه توانائیهای او را
▪ احساس ترحم و دلسوزی شما را به ازدواج وادار نكرده
▪ نامزد شما الگو و معلم شما نیست تا به این خاطر او را خواسته باشید
▪ صرفاً عاشق ظاهر او نشده اید
▪ بخاطر واكنش در مقابل اتفاقات و فشارها، همسرتان را انتخاب نكرده اید
همچنین باید از نظر جنسی با همسرتان تفاهم داشته باشید و برای هم جذاب باشید .برای شناخت مناسب حداقل شش ماه وقت لازم است باید دقت كنید برای افرادی كه هیچ شناختی ندارند این شش ماه فقط برای شناخت است و ممكن است كه در نهایت به این نتیجه برسید كه این ازدواج عاقبتی نخواهد داشت .پس در مواردی كه شناخت قبلی وجود ندارد این مرحله بسیار حساستر است و چون این احتمال وجود دارد كه فرد مقابل آن چیزی نباشد كه تصور میكرده اید در طی مرحله نامزدی این خطر وجود دارد كه احساسات عمیق شده و طرفین را به ازدواج مجبور كند (در حالی كه صلاح آنها نیست).
در این مرحله ( با گذشت حدود دو ماه از شروع آشنائی تا شش ماه )در عین رشد احساسات باید این قدرت را داشته باشید كه در صورت مصلحت نبودن و وجود مشكلات و اختلافات جدی اقدام به قطع رابطه بكنید و اصولاً این مدت برای شناخت است نه احساسات .در این رابطه از مشورت با اهل خبره غافل نشوید و در نهایت توكل به خداوند كنید .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:7  توسط   | 

انتخاب عاقلانه،زندگی عاشقانه
خانواده مهمترین نقش را در سعادت جامعه دارد و حصول به این سعادت به دو عامل مشخص بستگی دارد:
۱) آگاهی- توانایی و سلامت خانواده ها
۲) آگاهی- توانایی و سلامت مدیران ارشد اجتماعی
اگر این دو وجود داشته باشد، جامعه به سعادت می رسد، در غیر اینصورت خیر.
آموزش نردبان تکامل انسانی است و اگر آموخته های فرد را از وی بگیرند، موجودی ناتوان، ذلیل و مفلوک خواهد بود. در این میان آموزش ازدواج به افراد جامعه جهت شکل دادن خانواده ای سالم از اهمیت بسزایی برخوردار است. برای آموختن رانندگی باید ۲۰-۱۰ ساعت آموزش رانندگی ببینید، یک کتاب آیین نامه را امتحان بدهید، این در شرایطی است که سخت گیری ها را پشت سر بگذارید و در مقابل آیا برای کاری که میلیون ها میلیون برابر از رانندگی پیچیده تر، دشوارتر و حساس تر است، ما به اندازه رانندگی ۲۰ ساعت که هیچی، آیا ۲۰ دقیقه یا ۲۰ ثانیه آموزش دیده ایم؟
فقط به مردها گفته اند که گربه را دم حجله بکشید و به خانمها گفته اند که به آقایان هرگز اعتماد نکنید و نگذارید پیراهنشان دو تا شود. این تنها آموزشی است که در سطح جامعه وجود دارد، آن وقت می خواهیم این دو نفر را با خوش بینی، با تعارف و با ایده آل نگری زیر یک سقف بفرستیم، نتیجه اش این می شود که بنا به گزارش های موجود از هر ۱۱۰ هزار ازدواج،۱۰ هزار تای آن حتما طلاق است.
دشوار است که بگوییم ۹۰ هزار تای آن هم طلاق روانی بین انسان ها حادث است، یعنی اکثریت خانواده ها ادای خانواده را در می آورند، چون برای زندگی مشترک آموزش ندیده اند. یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی ما در حال حاضر، رشد وحشتناک جمعیت است، به طوری که تا چند سال پیش آمارها گویای این بوده که در ایران هر ۲۹ سال، جمعیت ۲ برابر شده است در حالی که در اروپا هر ۳۲۰ سال، جمعیت ۲ برابر شده است!
حال فرض کنیم اگر ما به افراد بیاموزیم یک ازدواج سنجیده انجام دهند، اصلاً بعضی از دلایل تولید بچه آنها کاهش می یابد، چون گروهی از مردم که ازدواج سنجیده ندارند، برای پر کردن خلاء های عاطفی،احساسی و ارتباطی خودشان ناچار تولید انسانی می کنند، تولید بی مسئولیت،ناآگاهانه، بدون پشتوانه، بی منطق و...
نتیجه اش این است که که ما می بینیم پیوسته به دلیل کثرت جمعیت، تحصیل، ازدواج، مسکن و درمان همه با مشکل مواجه می شود که از ازدواج های نسنجیده ناشی می شود. از سوی دیگر آیا ما به عنوان گواه در پیرامون خود مشاهدات خوبی داشته ایم که الگو قرار دهیم؟ آمار نشان میدهد که ما خانواده های خوشبخت زیادی نداریم، ازدواج های سنجیده در پیرامون ما کم بوده است که لااقل ما با روش مشاهده ای آن را یادگیری نمائیم و از آن روش استفاده کنیم. نتیجه اش آن چیزی است که ما می بینیم و خیلی غم انگیز است.
همچنان که گفتیم، اگر ازدواجی بر پایه منطق و سنجیدگی نباشد، اولین رخداد نامناسب آن نارضایتی زن و مرد است و هر گاه نارضایتی ارتباطی بین زن و مرد پیدا شد، آن موقع فضای خانواده ناامن می شود، فضای خانواده همراه با اضطراب و موجب احساس بدبینی در فرزندان آنها می شود.
هر که در زندگی یک لیست از بردها و باخت هایش دارد، هر کسی را دیدیم که به لیست باخته های خود توجه می کند، آدم منفی نگری است، این گمان را می بریم که از یک فضای غیر مناسب و غیر صمیمی خانوادگی بیرون آمده است. پس موقعی که زن و مرد احساس رضایتمندی نداشتند، فضا ناامن و اضطراب آفرین می شود، بدبینی به وجود می آید که خود اینها بسیار راحت فرد را به طرف اعتیاد، خودکشی، بزهکاری و بیماری های روانی سوق می دهد. پس علت طلاق نسل بعدی را به راحتی میتوان در ازدواج نادرست نسل قبل آن جستجو کرد. این دختر یا پسرها میراث دار بدبینی زندگی خانوادگی خواهند بود و درست عمل نخواهند کرد. ازدواج درست آنگاه صورت می گیرد که مبتنی بر این مطلب باشد: انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه .
متاسفانه ما کمتر شاهد این هستیم که انتخاب ها عاقلانه باشد و بیشتر انتخاب ها احساسی است. برای اینکه ما به یک ازدواج موفق دست پیدا کنیم، ابتدا باید به یک سری پیش نیازها توجه کنیم: یکی از آنها رشد عاطفی فرد است، افراد باید به یک استقلال عاطفی رسیده باشند تا بتوانند ازدواج کنند، به دلیل اینکه خانواده های ما از این مطلب بی خبرند، بچه ها را تربیت مسموم می کنند.
خیلی مواقع مادری دخترش را بغل می کند و می گوید: زهرا جان اگر تو یک روزی از پیش من بروی، من می میریم ولی این مادر می داند به هر حال روزی زهرا خواهد رفت ولی با این پیامی که به دخترش داد، یک نرم افزار ذهنی منفی برای او می شود و روزی که او ازدواج کرد و به شهر دیگری رفت، پیوسته این اضطراب او را آزار خواهد داد، هر هفته می خواهد به تهران بیاید و یا هر روز می خواهد تلفن بزند، زندگی او به دلیل نرم افزار نادرستی که در اختیار او گذاشته شده است، به هم خواهد ریخت.
در صورتی که مادر میتواند به بچه اش بگوید: وقتی تو رفتی، من از خبر خوشبختی و موفقیت و سودبخشی تو خوشحال خواهم شد، سعی کن خبرهای خوب به من برسانی. به هر حال هیچ دختر و پسری با خانواده خودش زندگی نخواهد کرد ولی می بیند که عکسش عمل می شود که نتیجه این تربیت را من در برخوردهای مشاوره ای می بینم، می پرسم که چرا ازدواج نمی کنی؟ گروهی از خانمها می گویند: مرد مناسبی پیدا نمی کنم، می گویم مرد مناسب تو کیست؟ می گوید کسی باشد که آدم بتواند به او تکیه کند. من خیلی حیرت می کنم چون پی می برم این خانم به یک عصای زیر بغل احتیاج دارد، چرا به او نیاموخته اند مستقل باشد، می گویم: خانم تنها کسی که باید به او تکیه کنید خود شما هستید، الف: به لحاظ فیزیکی،روی پای خودت ب: به لحاظ روانی، روی شخصیت، توانایی ها،اعتماد به نفس و عزت نفس خودت. فقط روی این دو می توانی حساب کنی.
● احساس مسئولیت:
کسی آنگاه باید ازدواج کند که واقعاً در خودش توانایی پذیرش مسئولیت دیگران را داشته باشد، بتواند خشم خود را کنترل کند،آدم وقت شناسی باشد، عنصر دگر خواهی در او وجود داشته باشد، بتواند به حقوق واقعی شریک زندگیش توجه بنماید، که همگی اینها نشانه هایی از رشد اجتماعی فرد است.
در صورتی که می بینیم افراد در ازدواج پیوسته در راستای هدف های شخصی خود گام بر می دارند، این موضوع به من اجازه می دهد که بگویم: خانواده خوشبخت آنگاه دست یافتنی است که مرد پیوسته به این بیندیشد که چه کنم که زنم خوشحال شود، در این دو صورت هر کدام همدیگر را خوشحال خواهند کرد، ولی در زندگی های کنونی ما می بینیم که هر کسی در فکر خوشحال کردن خودش است، در نتیجه به جای اینکه به هم نزدیک شوند، از هم دور می شوند.
الگوهای خوشبختی که از دهان خیلی ها می شنویم، غم انگیز است. می بینیم که می گویند: فلان خانم زن خوشبختی است، زن موفقی است.چرا؟ چون شوهرش اجازه ندارد بدون اجازه او آب بخورد. این خیلی غم انگیز است، این چیزی است که ما به آن می گوییم دیکتاتوری، سالها میلیون ها نفر در دنیا جانشان را از دست دادند تا با چنین اندیشه هایی مبارزه کنند ولی برای گروهی از خانم های ما این یک الگوی زن موفق است.
ما نمی شنویم بگویند فلان خانم زن خوشبختی است چون سالم ترین، زیباترین و منطقی ترین ارتباط را با شوهرش دارد، هرگز نمی شنویم که فلان خانم، زن موفقی است زیرا، رقیب شوهرش نیست بلکه رفیق اوست. جلوی پای شوهرش را نمی گیرد بلکه زیر بغلش را می گیرد و... مرد باید به یک رشد شخصیتی مناسب رسیده باشد تا جایی که بداند رفتارهای بعدی او چه تاثیری در دیگران و جامعه خواهد داشت. خانواده ناخوشبخت محصولش، خفاش شب می شود و دیگران آسیب بیشتری نسبت به خانواده خود او می بینند، بنابراین بایستی پیشاپیش این نکته را درک کند.
برای ازدواج، شخص باید از یک تندرستی و سلامت روانی برخوردار باشد، آن گونه که یک آدم عصبی، مشکل دار و روان پریش، هرگز و هرگز نمی تواند یک خانواده خوشبخت، یک پدر خوشبخت یا یک مادر خوشبخت را باعث شود. برای اینکار پیشنهاد من این است که افراد باید یک دوره خودشناسی را ببینند، بویژه برای کسانی که رشته شان علوم انسانی است، این مسئولیت سنگین تر از کسانی است که فنی- مهندسی یا کشاورزی و... است.در این راستا نخست من باید خودم برای خودم شناخته شوم. من چه کسی هستم؟ چه مشکلاتی دارم؟ چرا این گونه آرزوها و یا خواست هایی دارم؟ به طور معمول، رهبری رفتار انسان به این عوامل وابسته است:
حال اگر میل نداریم که به یک کلاس خودشناسی برویم، یا نزدیک متخصص یا مشاور برویم، می توانیم خودمان روحیه سنجی بکنیم. به این صورت که ببینیم اگر ما از فردی رنجیده شویم، دلخور شویم، مشکل پیدا کنیم، چکار باید بکنیم؟ در پی تلافی و انتقام بر می آییم؟ در پی پرونده سازی، توهین و اذیت بر می آییم؟ از او قهر می کنیم، دوری می گزینیم یا اینکه به دنبال این می گردیم که نقش خود را در این اتفاق نامناسب بجوئیم؟ یا از چه راهها و مکانیزم هایی می توانیم این بحران را حل کنیم؟
اگر به این نتیجه رسیده ایم که در عفو قدرتی است که در انتقام نیست، رهبری رفتار ما را عقل و منطق داشته است ولی اگر پی انتقام، پرونده سازی، جعل و زدن آسیب بودیم، رفتار ما را عقده ها و عنادهای ما به عهده دارد که نیاز به درمان داریم.
بدون داشتن آگاهی از وضع خودمان، به عنوان خودشناسی، نه می توانیم خود را خوشبخت کنیم و نه دیگران را باید این مساله را با خودمان روشن کنیم تا بتوانیم به زندگی بهتری برسیم. در یک ازدواج موفق که انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه است، نخستین زن و مرد باید به هم یک کشش عاطفی داشته باشند، یعنی پذیرش مقدماتی ،طرف دیگر قضیه که بسیار بسیار با اهمیت است، تناسب ها به گونه ای است که ازدواجی موفق خواهد بود که از سویی کشش های لازم بین مرد و زن وجود داشته باشد و از سوی دیگر تناسب ها برقرار خواهد شد.
۱) در یک ازدواج موفق نخست زن و مرد بایستی از یک سلامت روانی نسبی برخوردار باشند که در بسیاری از موارد این گونه نیست، که در این رابطه در شماره های بعدی بیشتر توضیح داده خواهد شد.
۲) کشش لازم در اینجا گفتنی است که در سه زمینه اگر کشش و علاقه کافی وجود نداشته باشد، کار به جایی نخواهد رسید:
الف) تحصیل
ب) ازدواج ج) اشتغال
▪ افزون بر اینها به تعدادی همانندی یا تناسب نیاز است:
۱) همانندی در اندیشه است که نمود بیرونی آن را می توان در تعریف خوشبختی، زندگی خوب و ارتباط دلخواه و بیان مهمترین آرزوها( به عنوان هدف های زندگی) و معرفی نشانه های همسر دلخواه و در پایان تعریف بسیار اختصاص و ویژه فرد از تعریف زندگی Life definition مشاهده نمود. اگر هر دو نفر بدون سانسور ترس و شرم و نگرانی این مطالب را بگویند و بنویسند و در کنار هم قرار دهند تا حدود زیادی همسویی در اندیشه آنها روشن می شود.
از دیگر هماننندی ها:
۲) همانندی نسبی
۳) همانندی های طبقاتی
۴) همانندی ایدئولوژیک
۵) همانندی ساختار خانوادگی
۶) همانندی ظاهری
۷) همانندی کاری(شغلی)
۸) همانندی تحصیلی
۹) همانندی شخصی
۱۰) همانندی هیجانی
و در این راستا مراجعه به مشاور و روانشناس و انجام مشاوره ازدواج بسیار بسیار ضروری و سودمند خواهد بود. گرفتاری بسیار بزرگ ما در این است که آخرین داوری خود را در نخستین نگاه انجام می دهیم. یعنی انتخاب مان در اینصورت عاقلانه نیست بلکه احساسی است زیرا اگر در نخستین نگاه فرد را به لحاظ احساسی پسندیدیم،
▪ دو رویداد نادرست پدید می آید:
۱) ایرادهای او را نادیده می گیریم
۲) برای رسیدن به او خود را آنگونه در کوتاه مدت نشان می دهیم که واقعاً نیستیم تا موردپسند او قرار گیریم.
بنابراین اگرما از زندگی تعریف اصلاح شده ای داشته باشیم و با مشاورمان در زمینه طرح ذهنی همسردلخواهمان به جمع بندی مناسبی رسیده باشیم، جذب کسی خواهیم شد که متناسب باورها، ارزش ها، شخصیت و مجموعه توانایی ها می باشد یعنی مکملمان در آن صورت خواهد شد که به زندگی خواهیم رسید. یعنی یار هم می شویم، نه بار هم و نه تنها در کنار هم همینطور پیوسته از سوی نقطه بیگانگی به سوی نقطه یگانگی حرکت می کنیم شریک زندگی عشقی و جنسی هم می شویم نه تنها زن و شوهر می مانیم. روز به روز به هم نزدیک می شویم در صورتی که در یک انتخاب نادرست این پیامدها را می توان انتظار داشت:
۱) عادت
۲) تحمل
۳) بی تفاوتی
۴) تنفر
۵) انتقام

دکتر مسعود غفاری
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:7  توسط   | 

انتخاب همسر
اولین مرحله در تشکیل خانواده داشتن نیت و انگیزه صحیح از تشکیل خانواده است .
▪ به قول مولوی :
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
موثرترین قدم در موفقیت یک خانواده ، دقت و بررسی کافی در انتخاب همسر می باشد.
● قبل از ازدواج ، به این سوالات پاسخ دهید:
۱) هدف شما در زندگی چیست ؟
۲) آیا تنها به ثروتمند شدن و برخورداری هر چه بیشتر از لذتهای مادی می اندیشید یا داشتن خانواده ای سالم با حفظ اصالتهای انسانی و معنوی ، برای شما مهم تر می باشد؟
اگر تنها مسائل مادی و ظاهری را ملاک تصمیم و انتخاب خود قرار دهیم ، دیگر نباید انتضار وفاداری و صمیمیت و فداکاری و عاطفه را داشته باشیم.
بنیاد انتخاب همسر را بر پایه اصالتها ، ایمان، انسانیت ودر کنار آن سطح خانوادگی و تحصیلات و شغل و حتی ظاهر او بگذارید .
( هر کدام از معیار ها در حد مناسب بایستی مورد توجه قرار گیرد)
● ویژگیهای اخلاقی او بایستی مورد بررسی قرار گیرد .
مردم آزاری ، فحاشی و بدزبانی ، لاابالی گری ، داشتن دوستان نامناسب ، ولگردی و برخی عادتهای بد اجتماعی ازقبیل اعتیاد به مواد افیونی ، اهمیت ندادن به کاروفعالیت ، داشتن کار و شغل ناسالم از جمله ویژگیهایی است که شایستگی یک نفر را برای همسری از بین می برد.
در انتخاب همسربه طور جدی به نجابت و عفت اخلاقی و پاک نظری او اهمیت دهید.
تناسب فکری و سنی نیز در جایگاه خویش از موارد مهم در انتخاب همسر می باشد .
● استخاره :
آدمی موظف است مسائل خود را با تعقل و تفحص و تجربه حل کند و اگر عقل ، او را کفایت نکرد از تجربه و مشورت اهل اطلاع استفاده نماید و سپس تصمیم گیری نماید . چنانچه با وجود به کارگیری موارد یاد شده ابهامها برطرف نشود و انسان در حیرت بماند و ناگزیر از انتخاب باشد ، می توان با توسل قلبی به پروردگار
استخاره نماید لیکن استخاره الزام نمی آورد .
● در آخر :
-از برخورد ساده اندیشانه با این موضوع خطیر به شدت بپرهیزید .
-در انتخاب همسر هیچ جای اشتباهی ، باقی مگذارید .
-در انتخاب همسر هیچ جایی برای خطر کردن وجود ندارد .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:6  توسط   | 

اگر می خواهید پولدار شوید ازدواج کنید!!
● ۵ تاثیر مثبت در ازدواج
▪ زندگی ، تلاشی برای رویاندن بذر وجود و شکوفاندن غنچه فطرت در مزرعه حیات است .
▪ آرامش روح ، در زندگی آمیخته به معنویت و خداجویی است .
▪ زندگی هشیاران ، اندیشه درباره سرمایه و سود ماندگار و نتیجه اخروی است ، سرمایه شان امید و ایمان و سودشان ، آرامش روح و روان است .
▪ زندگی غافلان به دو بخش تقسیم می شود: نیمه اول به امید نیمه دوم ، نیمه دوم به حسرت نیمه اول !
▪ آیا حیف نیست که زندگی بگذرد ، بی آنکه به بلوغ انسانی برسیم ؟
ازدواج ، سازنده و رشد دهنده است و روح تعاون و احساس مسئولیت را بر می انگیزد وخداوند به اقدام کنندگان به ازدواج ، وعده ی توسعه رزق می دهد . در این مقاله قصد داریم با آوردن مقدمه ای کوتاه ، به تاثیرات مثبت ازدواج ، که راهی جهت رسیدن به بلوغ انسانی است اشاره کنیم :
۱) آرامش :
ازدواج ، مایه ی آرامش فکری و روحی جوان و احساس شخصیت و اعتماد به نفس می شود و او را از بی عاری و بیکاری و بی برنامگی و ناامیدی می رهاند و جلوی برخی گناهان را می گیرد و موجب صیانت روحی و اخلاقی جوان می شود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) نیز فرموده است :
▪ من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الباقی :
هر کس ازدواج کند ، نیمی از دین خود را نگه داشته است ، پس در نیمه باقی مانده ، از خداوند پروا کند و تقوا بورزد.
وقتی اصل ازدواج تا این حد مهم ، کارساز ، گناه سوز ، مصلحت آفرین و مفسده زداست ، کمک به آن نیز اهمیت می یابد و برای پدر و مادر، تلاش در این راه و فراهم کردن مقدمات و زمینه ی آن ، یک تکلیف محسوب می شود و زدودن موانع و برطرف کردن دشواری‌های ازدواج ، و ترویج آسان سازی ازدواج و آسان گیری در این زمینه به عنوان یک فرهنگ عمومی ، وظیفه به شمار می آید.
کسی که از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نکند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی که فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش ‍ آنان را بی نیاز و غنی می سازد.
۲) تلاش معاش :
ایجاد بستر مناسب و انگیزه ی قوی تر برای تامین معاش و در آمد ، از آثار مثبت دیگر ازدواج است . گرچه نباید بی حساب و بدون سنجش دست به ازدواج زد و لازم است که شرایط اقتصادی و توانایی‌های مالی هم لحاظ شود ، ولی وعده ی خداوند را نیز نباید فراموش کرد که قول داده است تنگدستی را به غنا تبدیل کند و جایی برای بیم از فقر باقی نگذارد. پس ایجاد روحیه ی توکل و اعتماد به لطف الهی ، بعد مثبت دیگری از تشکیل خانواده است .
خداوند متعال ، ضمن دستور به ازدواج با دختران و جوانان شایسته و صالح می فرماید:
▪ ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم :
چنانچه تنگدست و فقیر باشند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز و توانگر می سازد ، خداوند وسعت بخش و داناست .
▪ از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله ) روایت است که فرمود:
من ترک التزویج مخافه العیلة (الفقر) فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله عزوجل یقول : ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله :
کسی که از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نکند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی که فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش ‍ آنان را بی نیاز و غنی می سازد.
▪ در حدیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نیز توصیه شده که ازدواج کنید ، زیرا که برای شما روزی آورتر است:
اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم .
۳) احساس مسئولیت :
کسی که ازدواج نکرده است ، خود را آزاد حس می کند و مسؤول نمی شناسد. در نتیجه ، استعدادها و خلاقیت‌های انسانی او هم بروز نمی کند. اما با ازدواج ، بار اداره ی زندگی را بر دوش می کشد. این تعهد و احساس مسئولیت ، سازنده است . کلا هر نوع مسئولیت پذیری ، انسان را به تلاش و آشکار ساختن استعداد و توانایی خویش وا می دارد.
۴) برنامه ریزی :
از سوی دیگر، حسابگری ، نظم ، برنامه ریزی و به تعبیر روایات ، تقدیر معیشت لازمه به دوش کشیدن تعهد اداره یک زندگی مشترک و تامین همسر و فرزندان و تربیت شایسته اولاد است .
از آنجا که تربیت نسلی با ایمان ، مؤدب ، سالم و موفق ، برای خود انسان نیز مایه ی آبرو و حیثیت اجتماعی است ، این رسالت سنگین نیز به نوع دیگری توانایی‌های شخص را به مرحله ی ظهور و بروز می رساند.
۵) حق شناسی :
ازدواج ، سبب می شود که حقوق متقابل میان دو انسان پدید آید. این سازنده است . ارتباط‌های خانوادگی و پیوندهای فامیلی ، دامنه این حقوق و وظایف اخلاقی و اجتماعی را گسترده تر می سازد و سامان بخش روابط انسانی می گردد.
کمک به ازدواج جوانان و تشکیل خانواده ، کمک به ساخته شدن انسان‌های مسئولیت پذیر ، مدیر و صالح است و یکی از راه‌های عمده و موفق مبارزه با گناه در جامعه ، تسهیل ازدواج است .
این، هم تکلیف والدین و افراد خیر و توانمند را سنگین می سازد ، هم روشنگر راهی برای آنانی است که در اندیشه صلاح و سلامت قشر جوان جامعه اند ، هم وظیفه خود جوانان را در این زمینه روشن می کند. با تقویت و ترویج و تسهیل این سنت نبوی ، بهتر می توان با منکرات مقابله کرد و سدی در برابر هجوم فساد فرهنگی بیگانه پدید آورد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:5  توسط   | 

اگر درست گره بزنیم ، گره نمی خوریم
ازدواج یعنی تغییر، تغییر یعنی تبدیل وضعیت. ما وقتی می خواهیم تغییر کنیم مثل این می ماند که می خواهیم به جایی دور برویم، جایی که برای ما ناشناخته است، از طرفی بیشترین هراس ما همیشه از ناشناخته هاست.
اگر ازدواج را یک تغییر بزرگ در زندگی بدانیم، دنباله اش اضطراب و هراس و استرس نیز خواهد آمد اما نکته مهم اینجاست که ما چگونه این هراس را مدیریت کنیم. دکتر منوچهر احمدی در این باره می گوید: یکی از مهم ترین ستون های ازدواج موفق، انعطاف پذیری زوجین است. زوج هایی که با موج تغییرات پس از ازدواج کنار می آیند و آن را مهار می کنند، روابط باثبات تری دارند.
او به چند تغییر تنش زا اشاره می کند: گاهی زوج های جوان بعد از پیمان زناشویی رفاه پیشین خانه پدری را ندارند. گاهی زوجین با دوستان یکدیگر احساس ناراحتی می کنند و حس خوشایندی ندارند.
نکته دیگر تفاوت عقاید و نظرات است. شما هر چقدر هم تصور کنید همپوشانی مطلوبی با همسرتان در حوزه عقاید و نظرات دارید، با این وجود در جزئیات زندگی روزمره (شیوه تربیت کودک، مسائل مالی، اعتقادات مذهبی و ...) دچار اختلاف نظر می شوید. این اختلاف ها تا حدود زیادی طبیعی است اما نباید شکاف جدی در روابط شما به وجود آورد. مسئله دیگر تفاوت عادت های رفتاری شما با همسرتان است. گاهی این تفاوت عادت در اشکال بسیار جزئی (شیوه خارج ساختن و فشردن خمیر دندان روی مسواک، مدیریت وسایل شخصی، شستن لباس ها و ...) یا در امور کلی تر (خرید خانه، تربیت فرزندان، معاشرت با بستگان و ...) دیده می شود.
این مشاور خانواده می افزاید: پس از ازدواج، زوجین شاهد تغییرات رفتاری هم خواهند بود، آنها کمابیش پیش از ازدواج رفتارهای اتو کشیده و کنترل شده ای داشتند اما پس از این که وارد مناسبات واقعی زندگی می شوند خواه ناخواه شخصیت واقعی خود را نشان می دهند. آنچه در این جا بسیار حیاتی و مهم به نظر می رسد دید وسیع و واقع بینانه داشتن به زندگی است، فقط در این صورت است که ما می توانیم مهار احساساتمان را به دست بگیریم و با بلوغ فکری با رفتارها و خصلت های ناخوشایند برخورد کنیم.
نکته مهم دیگر، «شفاف سازی انتظارات» است. زوج ها پیش از ازدواج به حکم «جنگ اول به از صلح آخر» بایستی انتظارات خود از همدیگر را در یک فضای منطقی بازگو کنند؛ به عنوان نمونه دیدگاه واقعی مرد درباره شاغل بودن همسرش چیست زن چه نظری درباره بچه دار شدن (تعداد و زمان تولد فرزندان) دارد و ... این در حالی است که حال و هوای ذهنی زوج ها در مرحله آشنایی بیشتر مبتنی بر کلی گویی و عدم شفاف سازی است.
این مشاور ادامه می دهد: تجربه ما نشان داده است مسائل مالی می تواند رابطه زناشویی را دستخوش تغییر کند. زوج های بسیار محدودی وجود دارند که اوایل زندگی از تمکن مالی بالایی برخوردار باشند بنابراین نحوه هزینه کردن و مدیریت مالی بایستی با خواست طرفین هماهنگ باشد و باید به این سؤالات پاسخ های شفافی داده شود:
▪ چه کسی معاش خانواده را تأمین می کند مرد به تنهایی یا زن و مرد
▪ درآمدمان را چگونه هزینه کنیم
پس همان طور که گفته شد مشاجره بر سر مسائل مالی یکی از دلایل عمده مراجعه زوج ها به اتاق های مشاوره است، در صورتی که اگر دیدگاه آن ها درباره این مسائل روشن و شفاف باشد مشاجره ای جدی در این باره صورت نخواهد گرفت.
این مشاور ادامه می دهد: ساده اندیشی است اگر ازدواج را در یک رابطه خطی زن - مرد خلاصه کنیم. شما وقتی ازدواج می کنید وارد شبکه ای پیچیده از رابطه ها (من - مادر همسر، من - پدر همسر، من - برادر همسر، من - خواهر همسر، من - فامیل های همسر و ...) می شوید. شاید بگویید من رابطه بسیار محدودی با آنها دارم اما باید بدانید بسیاری از این روابط ناخودآگاه بر کیفیت رابطه شما با همسرتان تأثیر می گذارد بدون آن که چندان برای شما محسوس باشد. نکته مهم تر این که همسر شما به طور طبیعی از ارزش ها، خصوصیات، شخصیت و رفتار والدین خود پیروی می کند و شناخت این مؤلفه ها قاعدتاً تأثیر مثبتی در روابط شما با همسرتان خواهد داشت.
چند توصیه را در این زمینه می توان مطرح کرد: ۱- به خانواده همسرتان احترام بگذارید و با خانواده خودتان مقایسه نکنید.
۲) هرگز پس از مشاجره با همسرتان نزد خانواده تان نروید و ناراحتی ای که از همسرتان دارید با انگیزه ای تلافی جویانه به خانواده اش منتقل نکنید.
۳) تلاش کنید میزان توجه و محبتتان به هر دو خانواده یکسان باشد.
۴) تا جایی که مقدور است مستقل از خانواده هایتان رفتار کنید.
● اشتباهات رایج
همه ما به نوعی در زندگی مان دچار تحریف های شناختی می شویم. الگوها و قالب هایی در ذهنمان می سازیم و هرگونه تخطی از این الگوها را نوعی کجروی و کج اندیشی تعریف می کنیم. طبیعی است وقتی خشت اول یک بنا درست در جای خود قرار نگرفته باشد نباید انتظار داشته باشیم خشت های بعدی به استحکام و استواری بنای ما بیفزاید. دکتر احمدی، روانشناس به چند نمونه اشاره می کند:
یک ازدواج موفق همواره باید رمانتیک باشد
انتظار رمانتیک بودن زوج ها در همه لحظه های زندگی همان قدر غیرمنطقی است که تصور کنیم یک فواره همیشه در نقطه اوج بماند. زندگی امروز به قدری پیچیده و چند لایه است که نمی توان انتظار داشت انسان ها همیشه در یک سطح و لایه رفتار کنند. به عبارت دیگر ما به تناسب مشکلات، موانع و گره های زندگی نقش های متفاوتی می پذیریم که لزوماً رمانتیک نیست.
● همسرم همیشه باید مرا خوشحال نگه دارد
برخی از زوج ها تصور می کنند ازدواج موفق، ازدواجی است که همه لحظات آن توأم با شادمانی باشد، به عبارت بهتر همسر خوب همسری است که همیشه شما را خوشحال و خرسند نگه دارد. حتی اگر فرض کنیم همسر شما در همه لحظات زندگی بتواند شما را خوشحال نگه دارد، او مجبور خواهد بود دائم در برابر شما نقش بازی کند، یعنی با وجود این که خود از موضوعی رنج می برد و اندوهگین است، نقش انسان های خوشحال و شادمان را بازی کند؛ وضعیتی که در صورت تداوم می تواند به فرسودگی او و رابطه شما منجر شود.
● عشق کافی است
برخی به غلط تصور می کنند دوست داشتن یعنی تضمین رابطه زناشویی. تصویر ذهنی این افراد از ازدواج، رابطه ای ایستا و ساکن است، در صورتی که ازدواج نیز همچون سایر پیمان ها و روابط اجتماعی، شخصی زندگی ما هر لحظه در حال جریان و تغییر است، بنابراین باید همواره متوجه نیازهای طرف مقابلمان باشیم و خود را با آن نیازها وفق بدهیم.
● همسرم باید نیازهای مرا حس کند
این یک واقعیت است که ما امروز در چنبره ای از سوء تفاهم ها گرفتاریم. خیلی از زوج ها متأسفانه فکر می کنند همسر خوب، همسری است که نیاز او به محبت، امنیت، حمایت احساسی، تشویق و ... را بدون آن که چیزی از این نیازها به زبان آورده شود تشخیص دهد و برآورده کند.
● وقتی دعوا می کنیم عشق وجود ندارد
تعریف شناختی دیگری که بسیاری از زوج ها به آن مبتلا هستند انکار عشق در مشاجره و دعوا است. به نظر می رسد مشاجره اگر به صورت سالم و با دامنه کنترل شده صورت گیرد نه تنها به رابطه زوج ها خللی وارد نمی کند بلکه آنها را با نقطه نظرات واقعی یکدیگر آشنا می سازد.

ثمانه مهر پویا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:4  توسط   | 

پوشش زن ایرانی از نگاه تاریخ
آیا تابحال گمشده ای داشته اید؟ چه میزان دریافتنش سعی و تلا ش کرده اید؟. آیا پس از یافتن آن طعم خوش یافتنش را به دیگران چشانده اید تا آنها نیز از آن بهره مند شوند، به خصوص اگر گمشده شما مربوط به همگنان شما نیز باشد.
جستجو در مورد هویت ایرانی و اسلا می به عنوان یک زن شاید در اذهان تعداد زیادی از ما شکل گرفته باشد و ما را ساعتها به تفکر واداشته و ما را وادار به مطالعه در این خصوص کرده چرا که اگر هویت خود را نیابی مرتبا به دنبال گمشده ات به هر جایی سری می زنی تا با تقلید فرهنگ این و آن که شامل نوع پوشاک، شیوه کلا م، نوع غذا، نحوه آرایش و چیدمان منزل و... خود را ارضا نمایی. پذیرفتن و بکارگیری شیوه رفتاری و نوع زندگی فرهنگ ها تیشه ای است بر ریشه بنیان و فرهنگ خود!
و با این عمل ذره ذره به سبک و سیاق ایشان در میآیی و دیگر نمی دانی که بودی و به کجا می روی. از جمله معضلا ت جامعه ما در حال حاضر نداشتن اطلا عات لا زم از بنیان و ریشه ماست که به سالهای دور باز می گردد و از فرهنگ کهن نشات می گیرد البته تنوع امری است ضروری ولی در صورتی که در چارچوب فرهنگ هر ملتی منجر به از بین رفتن آن نشود.
البته به دلا یل نامعلومی از دستیابی به نحوه زندگی و پوشاک مردم سرزمین خویش قبل از ورود آریایی های مهاجر سندی در دست نیست. به نیت شناخت لباس زنان ایران باستان که خود پیش زمینه ای است برای شناخت هویت اصیل ایرانی.
به بیان گذرا و کوتاه درخور تحریر به آن می پردازیم. ردیابی پوشاک مردم یک سرزمین کاری است که در نوع خود احتیاج به دقت و تحقیق فراوان دارد. آدمی از زمانی که از برهنگی خود احساس شرم کرد با وسائل لا زم خود را پوشانید، از برگ درختان انجیر گرفته تا دوران پوستین که اهدایی خداوند بوده (تورات) تا آن زمان که ادریس پیامبر دست به اختراع لباس زد. از مجسمه های کشف شده در کوه رنگان بهبهان یا تصاویری که در تخت جمشید با طرح برجسته وجود دارد بیانگر آن است که بانوان پارسی با لباس پوشیده پیراهنی بلند با آستین کوتاه و دامنی با ریشه های بلند در محافل حاضر می شدند. در نقش برجسته آشوری که بانوان دوره مادها و فرزندانشان نقش زده شده اند بانوان با پیراهن بلند و روپوشی کوتاهتر که با دامنی نیمگرد و آستینی کوتاه بر روی آن پوشیده شده ظاهر می شدند. این روپوش گاهی چون شنل بدون آستین نشان داده شده و موی سر آنان به سان زنان منقوش در کوه رنگان در پشت سرشان آویخته. پوشاک زیبای زنان در دوره مادها در اثر مهارت دوزندگان چیره دست با چین های ریز و مجلل نقش زده شده است.
در دوران پارسی زنان عموما از لباس مردان استفاده می کردند چنانکه در پازیرک سیبری فرشی از دوران هخامنشی به دست آمده که روی آن زنانی منقوش شده با لباس های پرچین و چادری کوتاه و نازک با دامن نیم گرد دیده می شود و تنها تفاوت آنها با لباس مردان تزئینات پیش سینه و شکل یقه آنان است. در دوران اشکانیان بانوان اصیل ایرانی از باشکوه ترین و ساده ترین لباس استفاده می کردند. پیراهن بلندی است که تا روی زمین رسیده گشاد و پرچین، آستین ساده و یقه راسته و پیراهن، دیگری به حالت سارافون امروزی که کوتاه تر از لباس زیری بوده روی آن می پوشیدند و روی این دو پیراهن چادری به سر می کردند.
آنها از لباس های پرچین دست دوزی شده با تزئینات فراوان و برای سرشان از کلاه های با ابهتی استفاده می کردند. نقاش برجسته ای از پالمیر در موزه لوور وجود دارد که بانویی از دوره اشکانیان روی آن منقوش است که چادری بر سر دارد و عمامه ای روی سر آن نمایان است و همین طور تندیسی در موزه پالمیردر دمشق وجود دارد که مجسمه ای با پیراهنی گشاد با آستین سرخود نشسته و چادری روی او را پوشانده که مربوط به دوره اشکانیان است. همچنین لباس بانوان ایرانی در دوران ساسانی از پیراهن بلند بسیار پرچین و گشاد که گاهی با بندی به عنوان کمربند بسته می شده این پیراهن بلند با آستین های بلند با یقه ای گرد و جلو باز و چادری که از دوره های پیش از زمان پارسی ها به بعد مورد استفاده بانوان ایرانی بوده در عصر ساسانی ها نیز مورد استفاده قرار می گرفت. بانوان این دوره جبه هایی به تن داشته اند که نمونه آن را در طاق بستان می توان دید. شلوار بانوان این دوره نیز نظیر دوره اشکانیان پرچین بوده و با بندی آن را جمع می کردند.
ایران با تمدنی کهن ۳ هزار سال پیش از میلاد به تهیه پارچه مشهور بوده در زمان مادها و پارسی ها صنعت بافندگی رواج داشته و زمان اشکانیان و ساسانیان تجارت ابریشم با چین و بافندگی پارچه یکی از مشاغل آن دوره بوده است، بنابراین ایرانیان همیشه دارای پوشاک مرغوب و باشکوه و بی نظیر بوده اند و پارچه های ابریشمی و تجارت آن که حتی بعد از منقرض شدن دوران ساسانیان همچنان ادامه داشته. بعد از ورود اسلام پوشاک زنان دستخوش تغییرات مهم و بنیادین شد و پوشیدگی خاص و ساده خاصه این دوره درخشان است و این تغییر در بین سایر ملل تازه مسلمان به مانند ایران که از تمدن و فرهنگ کهن برخوردار بوده قابل ملاحظه نیست.
بعد از ورود اسلا م به ایران چنان که از شواهد برمیآید بهره گیری از لباس مشروط به شرایط خاصی بوده چرا که پیامبر مردان را از پوشیدن لباس زنان و زنان را از پوشیدن لباس مردان و همچنین از پوشیدن لباس بسیار بلند منع می کردند و می فرمودند باعث کبر و غرور و استکبار باطنی می شود (فروع من الکافی ج ۶) بلندی لباس باعث ناپاکی لباس می شود و در نهایت به ناپاکی باطن و ناپاکی ظاهر است. (فروع من الکافی ج ۶ ص ۴۵۷) همچنین دستورات اسلا م درباره رنگ و نوع لباس هم قابل بررسی است اسلا م دینی است بنا شده بر فطرت و سرشت انسانی و هیچ گاه موجب انفکاک این دو نگشته، بلکه علا قه به زیبایی و هنردوستی او را در تمام احکام خود ملا حظه کرده است و زمینه های هنر و زیبایی را برای او آفریده است (اعراف آیه ۳) و زیبایی دوستی محبوب و مطلوب خداوند است و منبع تمام زیبایی ها و زیبایی مطلق رب العالمین است (دعای سحر ماه مبارک) و در آیه ۱۳۸ سوره بقره می فرماید: رنگآمیزی خدا و چه کسی بهتر است از خداوند در ایجاد نقش زیبا.
بنابراین با ورود اسلا م نه تنها لباس زیبایی خود را از دست نداده بلکه زیباتر گشته و اصولی تر چرا که از نقوش به دست آمده روی دیوارها و پارچه های مربوط به قرن چهارم و پنجم هجری مرغی را نشان می دهد که تصویر منقوش به زنی را برگرفته و پرواز می کند که این زن هاله ای بر دور سر دارد و موی سرش پرپشت و انبوه است، قبایی ابریشمین بلند و پرچین پوشیده و دامن این پیراهن از زیر آن پیداست. کمربند پهن با گدکمر که در میانش بسته و دست هایش را از دو طرف به کمرش تکیه داده است دم آستینش پرچین و قبایش گشاد است و نقش دو بازوبند نیز بر روی آستین های قبا دراز دو یقه اش گرد است.
مهمترین اثر کمال الملک که نقاشی از قرن هشتم و نهم است باغی را به تصویر کشیده شده است که بانوانی در آن باغ حضور دارند و بانویی که در حال گل چیدن است دارای یک پیراهن بلند است که تا پشت پا می رسد و با آستینی بلند و بر روی این پیراهن قبایی به حالت سارافون امروزی پوشیده و جلوی آن بسته است این پیراهن منقوش و دست دوزی قلا ب دوزی است.
سرپوش این بانوان عرق چین، چارقد، لچک نوار یک نوع روسری توری یا پارچه ای تشکیل شده و گاهی تاجی دانه نشان تهیه می شده و در وسط آن جقه ای کار گذاشتند و به سر می گذاشتند. همچنین بانوان گاهی موهای خویش را با توری محافظت می کردند و بانوان ایرانی در زمان تیمور از پارچه سفیدی که سراپای آنان را می پوشانده ونقابی از موی اسب بر چهره می افکندند که کسی آنها را نشناسد. اما در عصر صفویه که مربوط به قرن دهم هجری است پوشاک زنان ایران ظاهری متفاوت پیدا می کند.
پیراهن هایی که از قبل کوتاهتر با دکمه های به هم نزدیک و بند بند و شلوار و چادری سفید که سرتاپای بانوان را می پوشاند و روبنده و جوراب نیز اضافه می شود و انواع و اقسام سرپوش که به عنوان تزئین استفاده می شد.
در زمان شاه عباس صفوی این دستارها به صورتی آویزان به صورت شال های امروزی استفاده می شد. مشهورترین پارچه های قابل استفاده آن زمان را زری و مخمل که با ابریشم منقوش شده تشکیل می داده است. زنان دوران صفویه چهار حجاب داشته اند دو تا در خانه به سر می کردند و دو تای دیگر را هنگام خروج که سر خویش را با آن کاملا می پوشاندند و دستمالی که به روی صورت می کشیدند و منفذی که برای دیدن روی آن قرار داشت.
پوشاک بانوی دوران صفوی عبارت بوده از شلوار و پیراهنی به نام قمیص که از جلوی گردن چاک داشته و بالا پوش که تا پاشنه پا می رسیده، روسری، چارقد، روبند و چادر. شاردن سیاح فرانسوی می نویسد: پوشاک ایرانیان اغلب از پارچه های زربفت اطلس ضخیم توری و یراق های زرین سیمین و قلا بدوزی تهیه می شده و برخی پوشاک را نیز با پوست های گرانبها تزئین می کردند. زنان در دوران صفوی به هنگام سوارکاری برخلا ف زنان اروپا پاهای خود را بر دو طرف اسب می انداختند. در سفرنامه شرلی هم آمده زن ایرانی چادر و روبند بر سر دارد به طوری که آفتاب هیچ وقت به صورت آنها نمی تابد. پوشاک زنان ادیان دیگر در زمان شاه عباس اول به این صورت بوده زنان زرتشتی که لباسشان هیچگونه مشابهتی با لباس دیگر زنان ایرانی نداشته نوعی شلوار نازک بر پا می کردند.
بالا پوش یا قبایی بسیار گشاد می پوشیدند که تا قوزک پایآنان می رسیده، آستین های این بالا پوش بسیار دراز و شبیه لباس زنان عرب بوده، زن های (زرتشتی سر و موی و گردن خود را طوری می پوشاندند که جز صورتشان پیدا نبوده و روسری هایی شبیه زنان سالمند اسپانیایی به سر می کردند.
و اما بانوان ارامنه ایران از روپوش سیاه و قهوه ای رنگ بلندی تا سر زانو استفاده می کردند و روسری آنان شبیه زنان دهقان اسپانیایی از پشت سر گره می خورده و مانند زنان عرب و ایرانی شلوار به پا می کردند و برخلا ف زنان مسلمان حتی در منزل نیز در صورتی که ازدواج کرده بودند حجاب داشتند و فقط کشیشان و اقوام نزدیک می توانستند آنها را ملا قات کنند و اما در دوران افشاریه و زند پوشاک زنان ایرانی شبیه دوران صفویه بوده سرهنگ گاسپاردروویل می نویسد دستار آنها از پارچه ای از شال کشمیری است که با مهارت پیچیده شده با مروارید و جواهرات گوناگون آن را آراسته و پیراهنی با دکمه های زرین و برای بیرون رفتن از خانه خود را با چادری می پوشاندند.
چادری از قماش نخی سفید دوخته شده و روبندهایی با پارچه های نخی و دارای شکاف. «موقعیت اجتماعی زنان را از روی کفش و چادر می توان حدس زد.» پوشاک زنان قاجار از زبان «کلودانه»: به نظر من زنان ایرانی بیش از تمام کشورهای مشرق زمین مقید به حجابند و با دقت و وسواس بیشتری قد و بالا و چهره خود را می پوشانند وقتی از خانه خارج می شوند سرتا پای خود را در چادر سیاه بزرگی با جنس لطیف می پیچند.
این چادر در قسمت بالا یعنی محلی که صورت قرار دارد باز می شود و زن ایرانی دوست ندارد حتی چشمان خود را به کسی نشان دهد به همین جهت نیز در جلوی چهره خویش دستمال بلند و سفیدی که بالا ی آن مشبک است می افکند برخلا ف آنچه ظاهر پوشیده در حجاب زنان ایرانی نشان می دهد چنین به نظر می رسد که همین زنان در زندگی خویش از آزادی زیادی برخوردارند بیشتر آنها هر وقت دلشان بخواهد و بی آنکه کسی همراهشان باشد از خانه خارج می شوند.
بلوشر هم در سفرنامه اش می نویسد: «چادر برای زنان فوایدی نیز داشت نخست اینکه مطلوب ترین پوشش از نظر آنان به شمار می رفت، دیگر آنکه به آنان این امکان را می داد که بی آنکه شناخته شوند از بعضی آزادی ها برخوردار شوند. آزادی هایی که بدون حجاب فکر برخورداری از آنها را نیز به خاطرش خطور نمی داد. خانم های ایرانی در زیر چادر که به آنها امکان پوشیدن لباس های شیک و مرتب را می داد از بهترین نوع دوخت و بهترین پارچه لباس تهیه می کردند.» اما در زمان پهلوی رضاخان دستوری صادر کرد مبنی بر تغییر لباس ایرانیان وترک لباس های محلی و قدیمی و زنان جوان را به سمت لباس های اروپایی تشویق کرد و در واقع آنان را برده لباس پوشیدن زنان فرانسوی و انگلیسی کرد. با نگاهی گذرا به تاریخچه پوشاک بانوان ایرانی در می یابیم که ایرانی همیشه از تاریخ، فرهنگ و تمدن خاصی برخوردار بوده، حتی قبل از ورود اسلا م به ایران نیز به نحوی لباس می پوشیده که شان ایرانی بودن را حفظ می کرده چرا که حجاب قبل از اسلا م که در میان بعضی از ملل و اقوام وجود داشته از پوشش سخت تری تشکیل می شده است.
ایرانی همیشه فرهنگ پوشش و متانت را در تاریخ خود به نحو چشمگیری اجرا می کرد بنابراین بانوی ایرانی حجاب را مانعی برای حضور در اجتماع نمی داند بلکه حجاب را دلیلی برای حضور در جامعه و تحقق آرمانها و اهداف خویش می دانند در این راستا الگوهای دینی ما را به این باور می رسانند مانند حضور بانوی اول اسلا م حضرت خدیجه (س)، حضرت زهرا (س)، حضرت زینب (س). اسما» بنت امیس که در زمان خویش برای احقاق حق بانوان در محفلی مردانه شرکت کرد و حق خود و زنان را از پیامبر(ص) مطالبه کرد. در این اجتماع او با ادب و ظاهری اسلا می حاضر می شود و خود را نماینده خانم هایی در غرب و شرق عالم می داند.

نویسنده : زهرا غفاری منابع: پوشاک زنان ایران پوشاک باستانی ایرانیان پوشاک زنان ایران از آغاز تا امروز
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:53  توسط   | 

ارتباط جدید زنان
دینگ. زن در خانه نشسته و درست در ساعاتی كه همكارانش به خانه برمی گردند دینگ، تلفن همراهش صدا می كندو لبخندی بر صورت او می نشاند و او هم به فراخور حال زنان دیگر این شوخیها را می فرستد.
توزیع خنده انبوه گاهی نشاط آور است و گاهی آنقدر بهانه این خنده ها شرم آور است كه زن حتی یك بار دیگر نمی تواند آن را نگاه كند.
زیبا انوری، روزنامه نگار می گوید: شوخی های تلفنی می تواند برای زنان یك تفریح به حساب بیاید، نباید جنبه منفی این شوخیها را درنظر بگیریم. در زمانی كه زن در اوج خستگی است و كسی هم به او انرژی مثبتی نمی دهد یك SMS می تواند كمی از خستگی او بكاهد.
محمدعلی كریمی ، كارشناس ارشد ارتباطات می گوید: « روزانه حدود ۱۵ SMS شوخی و لطیفه دریافت و همه آنها را پاك می كنم ! حتی از كسانی كه فكرش را هم نمی كنم، مثلاً یك استاد دانشگاه...
اما در باره خانمها، وقتی مشغول به كار هستند حداقل ارتباطات اجتماعی را با دوستانشان دارند و چون كلاً به لحاظ شوخی و بذله گویی محدودیت بیشتری در زندگی دارند و وقتی فرصت ارتباطات رودرروی كمتری دارند، این SMSها می تواند مثبت باشد؛ ولی از آنجا كه در دنیای امروز رشد افراد در گروی ارتباط بیشتر است خانمها باید زمینه ارتباطات اجتماعی رودر رو را فراهم كنند.وقتی فضاهایی برای صحبت ، تخلیه فكری و گفت وگوی عمومی نباشد كاربرد وسایل ارتباطی عوض می شود. یعنی در جاهایی كه افراد نمی توانند اظهارنظر كنند برای هم SMS می فرستند، هرچند این SMSها به صورت لطیفه باشد.
روزانه دو میلیون SMS رد و بدل می شود و سهم شوخی و خنده واقعاً زیاد است .
مریم رامشت ، روانشناس دراین باره می گوید: زنان باهوش قدرت طنزپردازی بیشتری دارند.
در جامعه ما انتظاراتی كه از افراد می رود با نیازهایشان متناسب نیست و این باعث می شود كاركردها تغییر كند و آن نیازها به صورت غیرمستقیم برآورده شوند. مثلاً بازی كردن سن نمی شناسد ولی فرهنگ جامعه بازی را در مورد افراد بزرگسال عیب می داند. محمدعلی كریمی به مشاهدات خود در باره بازی پیرمردها در دربند اشاره می كند و می گوید كوه كه فضایی سالم برای ورزش است گاهی تبدیل می شود به مكانی برای بازی، خنده و شوخی پیرمردها.
دكتر رامشت در ادامه می گوید: خانمها باید یاد بگیرند احساسات خود را در قالبهای مختلف و حتی به صورت بذله گویی بیان كنند و همین طور رشد دهند. چون حس طنزپردازی باعث می شود زنان فشارهای زیادی را كه تحمل می كنند و به صورت تنش عصبی ظاهر می شود در كانالهای مثبتی بیندازند و از این فشار بكاهند.
او روشی را پیشنهاد می كند:
وضعیتی را كه در آن زندگی می كنید و باعث آزار شما شده به شكل اغراق آمیز در بیاورید و از این نمایش و مبالغه بخندید، همین باعث می شود از موقعیت فعلی خود هم بخندید.
به هرصورت طنز، بذله گویی و شوخ طبعی جنبه درمانی دارد و باعث می شود چه گوینده و چه شنونده تفكرات زائد خود را موقتاً كنار گذاشته ، تغییر رفتار دهندو به آرامش برسند.
اما اینكه چرا این حس های طنز به صورت SMS ظاهر می شوند به دلیل این است كه زنان نیاز خود را به صورت غیرمستقیم بروز می دهند و این ، به دلیل شأن و منزلتی است كه جامعه از زنان توقع دارد و آن را خلاف شوخی و خنده می داند.
زنان بیشتر با چه كسانی شوخی می كنند؟
م - الف ، می گوید : من و همسرم در ارتباط طنزآمیز با هم خیلی راحت هستیم و همسرم از شوخی های من ناراحت نمی شود؛ ولی می بینم با دوستان خودخیلی بیشتر شوخی می كند.
مریم رامشت دراین باره معتقد است: اوایل زندگی زنان از شوخی های همسر خود خیلی راضی هستند ولی این رابطه تا یك سال بیشتر ادامه پیدا نمی كند و رفتارها بعد از آن قالبی جدی به خود می گیرد و زنان از شوهران خود انتظار مردانی جدی دارند.
این به دلیل آن است كه شوخی همسران به صورت زخم زبان ظاهر می شود و نگاه همسر به شوخی شوهر خود در ادامه رفتارهای بذله گویانه پیشین خیلی مهم است.
وقتی زن شوخی را كنایه غیرمستقیم می بیند و احساس می كند همسرش حرفهای خود را به صورت غیرمستقیم می زند دیگر با شوخی ارتباط خوبی برقرار نمی كند به همین لحاظ شوخی هایی كه پایگاه خانواده را می لرزاند به هیچ وجه به همسران توصیه نمی شود.
اما اینكه چرا زنان همان شوخی را از همكار خود می پذیرند به دلیل نبودن مسؤولیت متقابل است.
شوخی های همسران در خانه با نگاه انتظار متقابل دیده شده تبدیل به احساسات منفی می شود.
گفت وگوهای زن و مرد پس از شش ماه به گفت وگوهایی بی روح تبدیل می شود و زنان با گسترش ارتباطات اجتماعی خود می توانند هم به خود وهم به خانواده شان روح زندگی بدهند و با قدرت طنز به حل مسائل زندگی بپردازند و این قدرت را به خانواده نیز منتقل كنند.
به گفته او زنان باید خود همت كنند، ضمن شركت در فعالیتهای اجتماعی ، مجامع طنز محور را بیشتر كنند و با شادی و بذله گویی باعث دور شدن اثر هیجانات و تنش ها شوند.
SMS به صدا در می آید و زن یكی از فعالیتهای ساعات اولیه شب را شروع می كند به طوری كه حدود یك ساعت را به رد و بدل كردن SMSهای طنزآمیز می گذراند.
فاطمه مصطفوی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:49  توسط   | 

آیا زن‌ها زیاد حرف می‌زنند؟
یک زن درست از لحظه‌ای که فرزندش متولد می‌شود، حرف‌زدن با او را شروع می‌کند و نه‌تنها تغذیه و حفظ سلامتی او را از نظر جسمی به‌عهده می‌گیرد، بلکه مسوول پرورش عاطفی او نیز هست. این وظیفه خطیر را با حرف‌زدن مداوم، نوازش‌ها و اظهار عشق به او از طریق در آغوش گرفتن و... انجام می‌دهد. تعداد کلماتی را که یک مادر در مدت ۲ سال اولیه زندگی کودک برای ارتباط با او به‌کار می‌برد، رقمی نجومی است. کودک کلمات را در حافظه‌اش ضبط نموده، پس از اینکه قابلیت سخن‌گفتن را پیدا نمود، با استفاده از آنها می‌تواند در مدت کوتاهی مانند یک بزرگسال مقصود خود را به دیگران بفهماند یا به‌عبارت دیگر سخن‌گفتن را آغاز نماید.
در حقیقت کلمات، عامل ایجاد رابطه عاطفی، رشد روانی، ایجاد عشق و محبت و همچنین آموزش انسان‌هاست و این مهم از ابتدای خلقت برعهده زن گذارده شده است. اسکن‌های مغز نشان می‌دهد که منطقه خاصی برای صحبت‌کردن در مغز اکثر زنان محول شده است که مردان فاقد آن می‌باشند. حال می‌فهمیم که چرا اکثر زنان بیش از مردان حرف می‌زنند.
(مردان که میلیون‌ها سال به کار شکار حیوانات مشغول بوده‌اند و این کار مستلزم نشستن در تنهایی و سکوت و به نقطه‌ای خیره‌شدن بوده است.)
صورت یک زن که به حرف‌های کسی گوش می‌دهد، درست مانند یک آینه عمل می‌کند، به‌طوری که شخصی که تماشاگر زنی است که به ماجرای زن دیگری گوش می‌کند، به‌نظرش می‌رسد که هر حادثه‌ای که اتفاق افتاده است برای هر دوی آنها
پیش آمده است، در حالی که این حالات در چهره مردی که به حرف‌های کسی گوش می‌کند،‌ دیده نمی‌شود.
جالب اینجاست که اسکن مغز مرد نشان‌دهنده این است که او نیز همان احساسات گوینده را در خود منتقل می‌کند اما صورت او نشانی از آن ندارد، علت این امر را به این نسبت می‌دهند که مردان در طی میلیون‌ها سال اشتغال به شکار بایستی حالات و احساسات خود را از دشمن و حیوانات مخفی می‌نموده‌اند بنابراین این خصوصیت در آنها نیازی به تحول نداشته است.
● درک احساسات دیگران
نگهداری و آموزش و پرورش فرزند نه تنها احتیاج به حرف زدن فراوان دارد، بلکه یک زن به دلیل شغل حفاظت از فرزندان بایستی متوجه کوچک‌ترین تغییرات در چهره کودک که نشانی از ناراحتی‌های جسمانی یا حالات روانی اوست، باشد. یک مادر باید از گرسنگی، افسردگی و دردهای فرزندش آگاه ‌شده و در پی برطرف کردن آنها برآید. چنین است که زنان بیشتر از مردان متوجه حالات و احساسات انسان‌های دیگر و علاقه‌مند به کمک در برطرف کردن ناراحتی‌های دیگران هستند.
اختلافات فوق است که دختران بهتر و سریع‌تر زبان خارجی را یاد می‌گیرند و هم‌اکنون در بیشتر نقاط دنیا شغل مترجمی بیشتر متعلق به زنان است. سابق بر این مردم بر این اعتقاد بودند که دلیل حرف زدن بیشتر دختران این است که مادران با فرزندان دختر خود بیشتر حرف می‌زنند تا فرزندان پسر. اما مشاهدات نشان داده است که والدین با فرزندان خود برخورد یکسانی دارند و این نوزادان هستند که واکنش متفاوت از خود نشان می‌دهند.
چون مغز نوزاد دختر برای فرستادن و گرفتن پیام و واکنش به آن مجهزتر از پسر است، به صدا و حرکات چهره افراد واکنش مشخص‌تر و بهتری نشان می‌دهد و همین باعث می‌شود که والدین را بیشتر به خود جلب کنند. به عبارت دیگر چون نوزادان پسر واکنش چندانی به نازها و نوازش‌ها و قربان‌صدقه رفتن‌ها از خود نشان نمی‌دهند بنا به مصداق «مستمع، صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» والدین تمایل کمتری در صحبت کردن با پسران از خود نشان می‌دهند. مطالعاتی که روی نوزادان چند ساعت تا چند ماه پس از به دنیا آمدن انجام شده است یک چیز را به وضوح نشان می‌دهد:‌پسرها به اشیا و دخترها به چهره‌های انسانی جذب می‌شوند.
مدتی را که نوزادان دختر به قیافه‌ها نگاه می‌کنند دو تا سه برابر نوزادان پسر است. یک دختر در دوازده‌هفتگی افراد فامیل را از غریبه‌ها باز می‌شناسد اما یک پسر در همین سن می‌تواند یک اسباب‌بازی جابه‌جا شده را پیدا کند. به دلیل وظیفه حراست و نگهبانی از محدوده خانه و کاشانه و فرزندان، گوش اکثر زنان به انواع صداها حساس‌تر است.
به‌خصوص به صدای گریه نوزاد و هر صدایی که پیام خطری را در پی داشته باشد. در سن یک هفته‌ای نوزاد دختر می‌تواند صدای مادرش را تشخیص بدهد در حالی که نوزاد پسر چنین نیست. تشخیص صداها به زن این قابلیت را نیز می‌دهد در حالی که با یک نفر مشغول صحبت است بتواند به صحبت‌های کسان دیگری که در اطراف هستند نیز گوش داده و ماجرای آنها را نیز دنبال کند.
به‌طور کلی اکثر زنان صحبت کردن را دوست دارند و از آن به عنوان نوعی جایزه استفاده می‌کنند بدین معنی که اگر کسی را خیلی دوست داشته باشند با او بیشتر حرف می‌زنند و اگر کسی را دوست نداشته باشند یا بخواهند کسی را مجازات کنند با او حرف نمی‌زنند. تهدید زنی که می‌گوید من دیگر هرگز با تو حرف نخواهم زد را بایستی جدی تلقی کرد.
اگر سکوت همسر شما بیش از ۹ دقیقه به طول بکشد بدانید که برای کاری مجازات می‌شوید، مردان معمولا این سکوت را پاداش تلقی می‌کنند! در مجموع می‌توان گفت برای اکثر زنان صحبت کردن بیشتر هدفی که در پی دارد برقراری ارتباطات انسانی و عاطفی است، در حالی که برای مردان حرف زدن بیشتر به خاطر رد و بدل کردن اخبار و اطلاعات است. به این خاطر است که تلفن برای مردان وسیله ارتباطی و ابزاری است برای رد و بدل اطلاعات لازم و فوری در حالی که برای اکثر زنان تلفن وسیله ارتباطات عاطفی با جهان خارج است.
یک زن بلافاصله پس از بازگشت از مسافرتی کوتاه یا بلندمدت نزد خواهر، مادر یا هر دوست مونث دیگری می‌تواند به آنها تلفن کند و با آنها دو ساعت حرف بزند. اگر یک مرد یک‌سری کارها در پیش داشته باشد و دوستی از راه برسد یا کسی با او کار داشته باشد، خیلی ساده می‌گوید چند تا کار دارم که باید انجام دهم، بعدا یکدیگر را می‌بینیم. اما یک زن تمامی کارها را به صورت تصادفی با تمامی احتمالات و امکاناتی که برای انجام آنها ممکن است پیش آید شرح می‌دهد.
مثلا اینکه لباس‌ها را باید بشویم، نامه‌ای دارم باید پست کنم، خدا کند پستخانه باز باشد یک خرید کوچک هم باید بکنم و... در حالی که وظایف اکثر زنان باعث شده است که آنچه در دل و فکر دارند بیان کنند، مردان به دلیل اینکه به تنهایی به شکار می‌رفته‌اند، توانایی بلند صحبت کردن را از دست داده‌اند، به این معنا که آنها صحبت نمی‌کنند، آنها با خودشان صحبت می‌کنند.
سوءتفاهمات زیر حاصل این اختلاف است: ـ هنگامی که زن مشاهده می‌کند که همسرش کنار پنجره ایستاده و به بیرون نگاه می‌کند، فکر می‌کند که حوصله او سر رفته است بنابراین یا با او شروع به حرف زدن می‌کند یا کاری را به او محول می‌کند. نتیجه این است که در بسیاری از اوقات مرد عصبانی شده و زن با خود چنین می‌گوید: «حیف از محبت‌های من و امان از نامهربانی‌های تو». - وقتی مردان با هم زندگی می‌کنند هیچ مشکلی از آن نوع که وقتی با اکثر زنان زندگی می‌کنند ندارند.
مردها می‌توانند ساعت‌ها بدون حرف زدن کنار یکدیگر بنشینند، مانند هنگامی که به ماهیگیری می‌روند یا به تماشای فوتبال از تلویزیون مشغول می‌شوند. در حالی که برای اکثر زنان دور هم جمع شدن به هر دلیلی نیز که باشد برای برقراری روابط دوستانه و گفت‌وگو کردن است.
هنگامی که چند زن با هم مشغول تماشای فیلمی از تلویزیون می‌باشند،‌معمولا در مورد مسائل مختلفی نیز صحبت می‌کنند، در این وضعیت اگر چند مرد نیز در جمع باشند، معمولا خانم‌ها را دعوت به سکوت می‌نمایند،‌ چون همانگونه که بعدا به آن خواهیم پرداخت مردها نمی‌توانند دو کار را همزمان انجام دهند بدین معنی که یا می‌توانند حرف بزنند یا می‌توانند تلویزیون تماشا کنند.
سال‌هاست که از پرحرفی اکثر زنان جوک‌ها ساخته‌اند،‌همیشه مردان در سراسر دنیا اکثر زنانی را به یکدیگر نشان داده‌اند و با استهزا گفته‌اند که آنان همه با هم مشغول صحبت هستند و هیچ‌کس گوش به دیگری نمی‌دهد. اما حقیقت این است که همه گوش هم می‌کنند.

صدیقه شهاب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:48  توسط   | 

آنچه مردان از زنان می‌خواهند
به ساعتم نگاه می‌کنم، وقت رفتن به خانه است. کتم را برمی‌دارم و کاغذهای روی میز کارم را مرتب می‌کنم. از اتاق کارم بیرون می‌آیم. در مسیر خانه چه فکرها که در سرم نمی‌گذرد، چه رویاها که ندارم.چون معمولاً هر روز بعدازظهر ساعت شش که به طرف خانه می‌روم یک حس گرسنگی سراغم می‌آید. پس اولین فکری که به ذهنم می‌رسد این است که ای کاش وقتی برسم خانه یک چیز خوشمزه برایم آماده باشد. یعنی وقتی درِ خانه را باز می‌کنم، از بوی آن مست شوم. اما کمی که جلوتر می‌روم به یاد کارهای اداره می‌افتم که نیمه‌کاره مانده است و رئیس فردا از من می‌خواهد آنها را تمام کنم. شاید فردا کلی کار دیگر هم هیئت‌مدیره به طرفم سرازیر کند. سوار اتوبوس که می‌شوم باز به یاد خانه می‌افتم و سفارش‌های خریدی که همسرم داده، اما وقتی دستم را در جیبم می‌کنم و چرتکه‌ای می‌اندازم، می‌بینم که پول کم دارم. اما به هر حال می‌توان چیزهایی از آنها را گرفت و سر و ته قضیه را هم آورد و خانم را راضی کرد. ولی ای کاش می‌شد همین‌ها و چیزهای دیگر را به او بگویم. مثلاً بگویم:
ـ وقتی تلویزیون تماشا می‌کنم، با من صحبت نکن. راجع به دوستانت و هزاران هزار مسئلهٔ دیگر با من صحبت نکن، چون اعصابم خط‌خطی می‌شود. اگر می‌خواهی با من صحبت کنی منتظر بمان تا بازی فوتبال تمام شود، چون نه از حرف‌های تو چیزی می‌فهمم و نه از برنامهٔ تلویزیون لذت می‌برم.
ـ زمانی‌که رانندگی می‌کنی، اشکالی ندارد بی‌باکی‌ات را به رُخ سایر راننده‌ها بکشی. اما وقتی سپر ماشین به ماشین جلویی می‌خورد یا چراغ قرمز را رد می‌کنی و موقع هزار بی‌قانونی دیگر که پلیس جریمه‌ات می‌کند، غورش را سر من نزن. دلم می‌خواهد به تو بگویم وقتی کنار تو در ماشین نشسته‌ام و تو رانندگی می‌کنی، خیلی می‌ترسم.
ـ از ابراز احساسات کردن بی‌حساب در مورد یک ماجرا خودداری کن. می‌دانی وقتی با صدای بلند نظرت را راجع به یک فیلم یا لباس یا هر چیز دیگری بیان می‌کنی، درست است که خودت خیلی لذت می‌بری، ولی فکری هم به حال من بکن.
ـ من با دوستانم شوخی دارم. ما لقب‌هایی به هم داده‌ایم و شوخی‌هایی بینمان رایج است. تو جدی نگیر و سرم غُر نزن که چرا بددهن شده‌ام و با دوستان و رفقایم شوخی می‌کنم. بدان‌که من برای تداوم رابطهٔ دوستانه‌ام باید از این شوخی‌ها بکنم پس آنها را جدی نگیر.
ـ یادت می‌آید یک روز که می‌خواستی با دوستانت به سینما بروی، گفتی جوّ زنانه است و مرا دعوت نکردی؟ من هم دلم می‌خواهد چنین تصمیمی با دوستانم بگیرم.
ـ چیزهایی که اشک تو را درمی‌آورد شاید برای من ناراحت‌کننده نباشد، بلکه خنده‌دار هم باشد. پس سعی نکن با حرف‌های احساسی‌ات اشک مرا دربیاوری.
ـ ای کاش دم‌دمی‌مزاج نبودی و این‌طور نبود که فقط وقتی کادویی برایت می‌خرم یا کاری برایت انجام می‌دهم یا هنگام گردش دوستم داشته باشی.
ـ ای کاش وقتی هر بار حقوق ماهانه‌ات را می‌گیری مقدارش را به رُخ من نکشی. باور کن اگر با پول خودم برایم لباس بخری، آن لباس برایم دوست‌داشتنی‌تر است تا این‌که با درآمد خودت به‌عنوان هدیه بخری.
ـ می‌دانی من به‌عنوان یک مرد و سرپرست خانواده خیلی دوست دارم همیشه یک سطح یا یک رتبه بالاتر از تو باشم. مثلاً اگر نمرهٔ تو ۹۰ است من دوست دارم ۹۱ باشم. نمی‌خواهم فکر کنی پیشرفت تو را نمی‌پذیرم یا خدایی ناکرده حسادت می‌کنم، نه. تو از طبیعت ما مردها بی‌اطلاعی و فکر می‌کنی می‌توانی مثل هم‌جنسانت با من رفتار کنی. این‌که می‌گویم طبیعتم با تو فرق دارد به معنای اعتقاد به تبعیض جنسیتی نیست؛ ما هر دو انسانیم و خداوند استعدادها و توانایی‌های خاصی در وجودمان گذاشته، اما با تمام اینها دلم می‌خواهد گامی جلوتر از تو بردارم!
ـ دوست دارم به این نکته اعتراف کنم که شما زن‌ها سیاستمداران خیلی قابلی هستید. بارها خواسته‌ام بگویم در طول مدت زندگی مشترکمان چندین‌بار از تو رودست خورده‌ام. من ندانسته به خواسته‌های تو عمل کرده‌ام و نتایج آن چه مثبت چه منفی همه به دلیل سیاست‌های تو بوده است. صادقانه می‌گویم که گاهی یک دختر ساده و معمولی چنان سیاست هوشمندانه‌ای دارد که ما مردها از پس آن برنمی‌آییم. وقتی به یاد کارهایی می‌افتم که به‌طور ناخودآگاه برای تو انجام داده‌ام به این نتیجه می‌رسم که هوش و درایت تو مرا به انجام کارها تشویق کرده. درست است که پیشینیان ما گفته‌اند مردان بزرگ در دامان زنان پرورش یافته‌اند اما این مردی و مردانگی در ما اکتسابی است در حالی‌که فکر می‌کنم زنانگی در شما به‌طور غریزی وجود دارد.
ـ دلم نمی‌خواهد وقتی خسته به خانه برمی‌گردم بی‌دلیل جر و بحث به راه بیندازی. درست است که تو هم فعالیت زیادی داری و پا به پای من خارج از خانه کار می‌کنی ولی باید بدانی که فعالیت خارج از خانه به خواست خودت بوده، بنابراین نباید وظایف اصلی‌ات را به‌عنوان یک زن فراموش کنی. من فقط از تو آرامش می‌خواهم و بس، پس چرا بی‌دلیل جنگ اعصاب راه می‌اندازی و سعی می‌کنی دیگران از منازعاتمان مطلع شوند.
ـ و آخر این‌که میزان وفاداری من نسبت به خودت را درک کن. اگر به من اعتماد کامل داشته باشی شک نمی‌کنی که هیچ خیانتی به تو نخواهم کرد. بدان که ما مردها ضعیف‌تر از آنیم که بتوانیم به‌تنهایی زندگی‌مان را بچرخانیم. بیشتر از آنچه شما به ما نیاز دارید ما به شما نیاز داریم. همسر من هم مثل بیشتر همسرهای این دوره و زمانه از حرف‌های من بی‌خبر است. باز هم با رسیدن به در منزل، محبتِ احترام‌آمیزِ باطنی‌ام مانع می‌شود که آنها را به‌طور شفاهی برای همسرم بگویم. پس با فراموش کردن این خواسته‌ها وارد خانه می‌شوم، اما نه از بوی غذایی که انتظارش را دارم خبری است و نه از همسرم. کمی بعد با خودم کنار می‌آیم و سعی می‌کنم خواسته‌هایم را در برگه‌ای یادداشت کنم. حالا که جرئت پیدا کرده‌ام احساساتم را بیان کنم از شما می‌پرسم: فکر می‌کنید اگر همسرم یادداشت مرا بخواند و درخواست‌هایم را ببیند چه واکنشی از خود نشان خواهد داد؟

جعفر زهرایی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:46  توسط   | 

آنان هنر زندگی را می دانند
شایسته همه خوبی هاست. جلوه صبوری و دنیای عاطفه است. دوستش دارید چون بی پیرایه محبت می كند. رفیق بی كلك است و عاشق بی عار. او كسی نیست جز مادر.
این لغت وقتی بیشتر معنا می یابد كه او با این همه فداكاری، عطوفت و مهربانی، وظایف دیگری را برعهده می گیرد. گاهی بدون همسرش و به تنهایی فرزندانش را به سر منزل مقصود می رساند و سرپرست خانواده نام می گیرد. جاده صبوری و فداكاری را درمی نورد و به همراهی، همدلی و همسری و یاوری جانباز می شتابد و هم سنگر او می شود و جلوه دیگری از زیبایی را می آفریند. این بار مادر فداكاری كنار خانواده دیگری سكنی می گزیند و برای فرزندانش كمك خرج می شود و برای دیگری دایه.
●دایه اما مادر
خطوط چهره اش نشان می دهد اما نمی خواهم لغت پیر را استفاده كنم ،چرا كه معتقد است شناسنامه اش را اشتباه گرفته اند. در یكی از روزهای خرداد ماه در زنجان دیده به جهان گشود. در خانه شان كارگاه قالیبافی داشتند و در آنجا به دختران آموزش می دادند. در واقع یكی از ثروتمندان زنجان در آن زمان بوده است. در كودكی درمكتب خانه ،گلستان را تمام كرد. سنی نداشت كه به عقد مردی درآمد، مرد وضعیت مالی مناسبی داشت ولی قمار، نه تنها اموال مرد را برباد داد، بلكه ثروت او را نیز هدر داد. ۴۷ سال پیش در یكی از روزهای شهریور كه نسیم پاییز كم كم وزیدن گرفته بود سرنوشتش تغییر كرد و زندگی اش این طور رقم خورد تا كمك حال خانواده ای شود. خانم خانه زایمان كرده بود. او برای دید و بازدید به همراه یكی از اقوامش آمده بود كه دست تقدیر و روزگار این طور پیش آورد كه خانواده از او بخواهند در نگهداری نوزاد تازه به دنیا آمده كمك كند و برای خانم خانه مادری نماید.
تك پسرش كه تنها فرزند او بود و با هم زندگی می كردند مخالفت كرد، اما این زن تصمیم خود را گرفته بود كه در این خانه بماند. روزهای اول صبح می آمد و عصر به خانه شان بازمی گشت. یك سال گذشت دیگر شبها هم در این خانه می ماند و به ندرت به خانواده اش سر می زد- علاوه بر نوزاد تازه به دنیا آمده از دیگر بچه های خانواده نیز نگهداری می كرد و در زمان نبود مادرشان برای آنها حكم مادر را داشت و از خانه و وسایلش به گونه ای حفاظت می كرد كه گویی خانه خودش است. اعضای خانواده ای كه در آن زندگی می كند، می گویند: در عمق كلامش انرژی و امید نهفته است. از امید با لحنی امیدوار و مطمئن سخن می گوید، طوری كه آرزوی دیدن عروسی همه نوه های این خانه را دارد و چه زیباست وقتی در جمع كسی همه را این گونه به زندگی امیدوار می كند.
آنها می گویند: مادری پاك و پاكیزه، سخاوتمند و سیاستمدار است. از اخبار و اوضاع مملكت با خبر است. در مسابقات جام جهانی راجع به علی دایی نیز نظر می داد! قبل از این كه چشمش آب مروارید بیاورد روزنامه نیز می خواند.
خانم خانواده می گوید: در آن زمان كه من دست تنها بودم به كمكم آمد و در سختی ها كمك حالم بود و حال در پیری همدم روزهای تنهایی ام. به هر كدام از فرزندان و نوه ها به نوعی علاقه مند است. طاقت دوری نوزادی را كه خود بزرگ كرده است و اكنون ۴۷ سالش است ندارد و مدافع اوست. فامیل و اقوام برای او احترام خاصی قائلند. میراث كهنی است كه خاطراتی تلخ و چه شیرین را یادآور است. او در جایگاه دایه ای خویش مادری نمونه است.
●روح ایثار
سختی ها را خسته كرده است. خودش معتقد است در مقابل ایثار جانبازان، كاری نكرده است. حال آن كه او نیز همچون همسرش مظهر عطوفت، عشق و فداكاری است؛صبر و بردباری هنر اصلی زندگی امثال اوست. همسر فردی جانباز است. ظاهرش مانند تمام زنان دیگر است ولی ازدواج با یك جانباز را انتخاب كرده تا راه برادرش را ادامه دهد ولی باز احساس می كند هنوز دین خویش را ادا نكرده است.
می گوید متولد ۱۳۴۴ است و در شرق تهران به دنیا آمده است، همسر جانباز ۷۰ درصد حاج اصغر خیرآبادی و خواهر شهید پاسدار غلامعلی چوپانی است. زهرا چوپانی می گوید: روز جشن ازدواج من با حاج اصغر خیرآبادی، وقتی كه با لباس سفید ویلچر را حركت می دادم خانواده گریه می كردند و من خدا را شكر می كردم . دارای دو فرزند به نام های فاطمه و محمد مهدی است.
با همسرم در سال ۱۳۷۵ به واسطه یكی از دوستان آشنا شدم. او در سال ۱۳۶۲ به درجه رفیع جانبازی رسید. قطع عضو هستند، یك پا از بالای زانو و یك پا از پایین زانو. زمانی كه جانباز شد ۱۶ سال بیشتر نداشت. از همان زمان اراده كرد كه برای رسیدن به اهدافش به تحصیل ادامه دهد و اكنون فوق لیسانس حسابداری است. زمانی كه با ایشان ازدواج كردم، مدیر حوزه علمیه بودم. با به شهادت رسیدن برادرم احساس كردم پرچمی كه به دست او به زمین افتاده است باید به اهتزاز در آورم. اول خواستم راه برادرم را كه طلبگی بود ادامه دهم، اما دلم راضی نشد، بعد تصمیم گرفتم با یك جانباز ازدواج كنم و به نوعی هم سنگر ایثارگران شوم. در زندگی خیلی تلاش كردم رضایت همسرم را جلب كنم، نمی دانم چقدر از من رضایت دارند. اینجاست كه جلوه زیبایی از عشق، استقامت و ایثار متولد می شود و واژه ها كوچكند در مقابل این همه بزرگواری.
●الهه مهر
دست هایش حكایت از روزگار سخت سپری شده اش می كند. او به عشق به ثمر رساندن كودكانش زحمت كشید و حاضر به ازدواج با هیچكس نشد، چرا كه دوست نداشت سایه مردی غریبه بر سر كودكانش باشد؛ ۲۹ سال بیشتر نداشت كه شوهرش در ۳۵ سالگی بر اثر سكته قلبی فوت كرد و ۴ كودك و یك زن تنها.
بعد از فوت همسر به علت اجاره ای بودن منزلش در خانه پدر سكنی گزید.یكسالی بیشتر نگذشته كه پدرش نیز فوت كرد. در همان سال ها برای تأمین مخارج خانواده اش در بیمارستان لقمان الدوله در اتاق عمل مشغول كار شد (بیماربر- بهیار- استرلیز كننده وسایل اتاق عمل). در سال های جنگ نیز همچنان در اتاق عمل كار می كرد ولی بعد از مدتی دچار سنگ كلیه شد، عذرش را خواستند و به بخش ICU منتقل شد. اما كار در آنجا برایش سخت بود. در همان سال ها استعفا داد. در كنار كار در بیمارستان به كار بافندگی مشغول بود، كار با ماشین بافت و تعمیر آن را آموزش دیده بود و لباس های مختلف می بافت و می فروخت، اما این لباس ها دیگر بازار خوبی نداشت. شفیقه بهشتی می گوید: زمانی كه دیدم این كارها دیگر فروش نمی رود و بی خود هزینه می كنم، دستگاه ماشین بافتنی را فروختم و شروع به كار جدیدی كردم. یك مدت پرستار یك فرد سالخورده شدم، بعد از یك سال فوت كرد. چند سالی است در بازارچه های مختلف غرفه كرایه می كنم و از شهرستان ها جنس می آورم و بین دوستان و آشنایان می فروشم. گاهی در كنارش كارهای دستی خودم را می فروشم، اراده و پشتكار اولین شرط پایدار بودن من در این سالهاست. زیرا گاهی هفته ای دو بار به شهرستان می روم و هم اكنون نیز در فرهنگسرای كار تقاضای غرفه كرده ام. الان ۵۰ سال دارم و از تلاشم كم نشده است. دخترم ازدواج كرده است و یك دختر دارد. پسر بزرگم به همراه همسرش از ما جدا زندگی می كنند و پسر كوچكم با همسرش در خانه ما زندگی می كند. مادر و برادر كوچكم نیز با من هستند، به امید به ثمر رسیدن فرزندانم و موفقیت آنها زنده ام. تكیه گاه خوبی است امیدوارم بچه هایش قدرش را بدانند.

هانیه ورشوچی منفرد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:45  توسط   | 

۲۰کلیدطلایی برای زنانی که خواهان ارتباط موفق باشوهرخودهستند!
بخوانید و سعی کنید عمل کنید.

۱ - همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.
۲ - همسر خود را به چشم یک شی‌ء مسؤول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.
۳ - جنبه یا بخش‌هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می‌شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.
۴ - برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف‌ها و گفته‌های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی‌اعتمادی در زندگی خود می‌کارید.
۵ - وقتی همسرتان با شما درد دل می‌کند و راز دلش را با شما در میان می‌گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی‌رحمانه است‌.
۶ - به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می‌شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.
۷ - او را به درک نکردن‌، عدم صمیمیت و بی‌احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن‌، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می‌دهد.
۸ - نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی‌افتد مگر این که همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سؤال کرده و دیدگاههای واقعی وی را نسبت به خود و زندگی‌تان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گیری بپذیرید.
۹ - زمانی که همسرتان با شما صحبت می‌کند به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته‌های او عدم علاقة شما را نشان می‌دهد.
۱۰ - هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می‌دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می‌کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوة خود ابراز محبت می‌کند.
۱۱ - او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هدیه‌ای به او می‌دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیة مورد علاقه‌اش اطلاعاتی به دست آورید.
۱۲ - از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح‌ها و ایده‌ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نمایید.

۱۳ - اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته را زمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی او برای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می‌شود.
۱۴ - برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می‌شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش‌تان می‌شود. بنابراین سعی می‌کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می‌گردد.
۱۵ - سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را به عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می‌زند. زیرا این مسئله باعث می‌شود که وی خود را بخشنده‌تر و دوست داشتنی‌تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی‌نهایت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.
۱۶ - اگر احساس می‌کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می‌کنید. این مسئله مشکل شماست شخصاً روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان‌شناس کمک بخواهید.
۱۷ - زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می‌برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی‌تر کرده و از خود دور می‌کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می‌گردد.
۱۸ - در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسؤول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسؤولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می‌گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می‌آورد.
۱۹ - او را به دوست نداشتن و گریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی‌اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می‌کنید که در موردش صدق نمی‌کند و این مسئله موجب کدورت در روابط می‌شود.
۲۰ - وقتی شما در می‌یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته‌اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگی‌تان شکوفا می‌شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می‌پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می‌آید
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:42  توسط   | 

۱۰ عادت خوب در زنان سالم
۱) برای خودتان سرمایه گذاری کنید!
زنان در وقت گذاشتن برای دیگران و تلاش برای برطرف کردن نیاز آنها تلاش بسیاری میکنند، اما صرف وقت یا پول برای خودشان شاید نوعی خوشگذرانی به چشم بیاید. اما سرمایه گذاشتن برای خود احساس سلامتی را در شما افزایش می دهد، ظاهر و درون شما را زیباتر می کند. چرا در کلاسهایی که برای شغل شما مفید است یا به شما در کشف علایقتان کمک میکند ثبت نام نمی کنید؟ این سرمایه گذاری حتی میتواند بسادگی خریدن یک دسته گل در هفته برای خودتان باشد.
۲) مغز خود را انعطاف پذیر تر کنید.
نئوروبیک به تمریناتی گفته می شود که ارتباطات جدیدی را در مغز شما فعال می کند و با تاثیرات روانی افزایش سن مبارزه می کند. نئوروبیک حواس ۵ گانه شما را در راه های پیش بینی نشده به کار می گیرد که باعث تقویت اعصاب می شود و کمک میکند تا سلولهای مغز جوان و قوی بمانند. عادت کنید که در تاریکی لباس بپوشید یا حمام کنید. چیزهایی را که در یک سمت عادت به پوشیدنشان داشتید، در سمت دیگر بپوشید. مثلا ساعتتان را در دست دیگر ببندید. هر صبح عطر جدیدی را استشمام کنید یا غذاهایی را که تابحال نچشیده اید بپزید.
۳) شجاعت ریسک را داشته باشید.
در کتاب "زن و پول" آمده است: « ترس اغلب چیزی است که بین ما و شجاعتمان می ایستد. ما می ترسیم که قایق را به حرکت درآوریم. از مواجهه شدن می ترسیم. می ترسیم کسی را ناراحت کنیم یا شغلمان را از دست بدهیم. می ترسیم همسرمان از ما جدا شود. می ترسیم کودکانمان دوستمان نداشته باشند. می ترسیم از آنچه که دیگران ممکن است راجع به ما فکر کنند. »
پذیرفتن ریسک های کوچک زندگی مانند نظر دادن در شغل، یا به تنهایی به سینما یا به سفر رفتن میتواند شجاعت شما را زیاد کند. تمرین چنین کارهای ترس شما را میکاهد و اعتماد به نفس و شادیتان را می افزاید.
۴) با احساسات منفی خود کنار بیایید!
بسیاری از زنان از اینکه در خانه می مانند و مادری میکنند ناراضی اند. برای "بله" و "نه" های مداومی که باید بگویند احساس گناه می کنند. یک روانشناس می گوید: به احساسات مثبت و منفی خود مجال بروز دهید و سعی کنید آنها را بشناسید. اینکار بهتر از مقابله با انهاست و به شما کمک میکند تا سریعتر آرام شوید و تمرکز بگیرید.
۵) تمرینات ورزشی مناسب خود را بیابید.
استرس ناشی از تمریناتی که انتخاب شما نبوده است، مهمتر از مزایای آن ورزش است. اگر شما مجبور باشید بدوید، دوچرخه سواری یا شنا کنید، زیرا همسر شما چنین ورزشهایی می کند، ضرر آن برای بدنتان بیشتر از مزیت آن است. تمرینات مورد علاقه خود را پیدا و دنبال کنید و جزو ۶۰ درصد کسانی که در طول شش ماه آغاز ورزش آن را رها می کنند نباشید. تصورات خود را کنار بگذارید و به سراغ تمریناتی که برایتان جذاب تر است بروید.
۶) بخندید!
تاثیر خنده و ورزش بسیار مانند هم است. در هنگام فعالیتهای عادی خود بخندید. خنده کالری می سوزاند، اندروفین مفید را افزایش میدهد. استرس را کاهش و ایمنی بدن را افزایش میدهد. قهقهه حتی رضایت شغلی شما را زیادتر و اعتماد به نفس را بیشتر می کند و به شما کمک کند از موانع رد شوید. عادت کنید هر دو ساعت یکبار بخندید و سلامت شما را مانند خوردن یک سیب در روز تضمین خواهد کرد.
۷) استفاده از عطر لیمو
رایحه مرکبات فعالیت مغزی شما را بهتر و ایمنی بدن را بهبود می بخشد. روغن لیمو با تغییر مقدار سروتونین مغز به شما احساس مثبتی میدهد. عطر لیمو را در کنار عطرهای مورد استفاده خود، شمعها، روغن مخصوص حمام یا در لباسهایتان استفاده کنید.
۸) یاد بگیرید که شغل خود را دوست داشته باشید.
بر اساس یک تحقیقات، ۸۴ درصد از آمریکاییها از شغل خود ناراضی اند. اگر شما هم اینگونه اید سعی کنید دلیلش را بفهمید. آیا از حقوق خود ناراضی هستید؟ شغلتان با دانشتان بی ربط است؟ از شما قدردانی نمی شود یا کار زیادی از شما خواسته می شود؟ در کنار گشتن به دنبال شغل جدید، یاد بگیرید که "نه" بگویید. مسایل را شخصی نکنید و مهارت های جدیدی کسب کنید. راه حل دیگر اندیشیدن به مزایای شغل و اهداف بلند مدت است.
۹) در اجتماع حضور داشته باشید.
فقط ده دقیقه فعالیت اجتماعی در روز میتواند قابلیت تفکر را به اندازه حل کردن جدول افزایش دهد. ریسک تنهایی مانند سیگار کشنده است. اما فعالیتهای اجتماعی می توانند از تنهایی و انزوا (که از عوامل مهم پیری زودرس، فشار خون و اضطراب هستند) جلوگیری کند.
۱۰) کنترل دخل و خرج
ما باید با پولمان رابطه خوبی داشته باشیم. زیرا برخورد هر کس با درآمدش، مانند برخورد با خودش است. یاد بگیرید که دخل و خرج خود را کنترل کنید: بیمه بازنشستگی، کارت های اعتباری، بیمه عمر و بودجه خانواده. این قدرت کنترل را در خود افزایش دهید و در کنار آن سرمایه گذاری را نیز فراموش نکنید.

womansday.com
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:41  توسط   | 

«مادر بودن» و «مادرانگی»
این نخستین بار است که در تجربه‌ای نوشتاری از پنجره «مادرانگی»، به زن، نگاه می‌کنم. پیش از هرچیز بگویم که این سطور، حاصل تجربه‌هایی که است در عین حال که دیدگاه شخصی من هستند، اما حاصل تعاملات و تاملاتی است که در کار و فعالیت‌های اجتماعی و در مواجهه با بسیاری از زنان به آن رسیده‌ام. ضمن این که «مادرانگی» و «زایش»، همان قدر که شخصی‌اند، یکی از عام‌ترین و فلسفی‌ترین مفاهیم انسانی هستند. پیش از واردشدن به بحث بگویم که بین مادر شدن و مادرانگی فاصله مفهومی وجود دارد. فاصله‌ای که مادرانگی را مفهوم تکامل یافته مادر بودن قرار می‌دهد. درواقع مادر شدن، همه مادرانگی نیست، بلکه بخشی از آن است و مادرانگی را می‌شود جریان سیال مادر بودن دانست. جریانی که با وجود یافتن کودکی در درون زن، و تولد و زایش او تمام نمی‌شود. جریانی که قابل تسری و گسترش یافتن است.
بنابراین وقتی از تجربه مادر بودن حرف می‌زنیم، باید پیش از هر چیز ۲ مسئله را در نظر بگیریم. یکی این که آیا از مفهومی عام سخن می‌گوییم؟ مفهومی که غنچه دادن درخت و سبز شدن زمین را هم جزیی از تجربه مادرانگی طبیعت می‌داند، مفهومی که مدیریت ذاتی و همه سونگر در حفظ بقا و تداوم و مراقبت از طبیعت دارد و سرچشمه زاینده زندگی است، یا منظورمان از زایش، تولد انسان و تجربه‌های گوناگون زنان در مواجهه با آن است. به گمانم بحث اول، که بیشتر نگاهی فلسفی به جریان مادرانگی در طبیعت (نبات و حیوان و انسان و ...) دارد، از گنجایش این متن، به دور است. بنابراین آنچه به آن اشاره می‌کنم و سعی می‌کنم به مصداق‌های اجتماعی‌اش در جامعه امروز اشاره کنم، مفهوم مادر بودن انسانی است که در این زمان و این مکان (جامعه امروز ایران) زندگی می‌کند. کمی مصداقی‌تر و شخصی‌تر بگویم؛ تجربه شخصی من، که هم تجربه مادر بودن دارم و هم به خاطر نوع شغل و فعالیت داوطلبانه‌ام به طور مستقیم با زنان بسیاری در جامعه در ارتباط بوده‌ام، این است که بسیاری از زنان ایرانی برای مادر شدن دید و برنامه مشخصی ندارند. مادر شدن آنها تابعی از دو موضوع است. اول نقشی است که طبیعت وجودشان به آنها داده یعنی قادر بودن به تولد فرزند، دوم نقشی که جامعه ایرانی با تقدیر عام و خاص از نقش مادری – در کانون خانواده- به ایشان محول کرده است. نقشی که زن را نه برای دارا بودن ارزش سیال مادرانگی، بلکه تنها برای دارا بودن ارزش «زایش» به معنی متولد کردن انسانی دیگر، تکریم می‌کند و ارج می‌نهد. بنابراین آن نوع مادرانگی که با زن بودن، یک فرد به طور مستقیم در رابطه است و به ذات می‌تواند برای او اقتدار ، مدیریت و به تبع آن امکانات مادی و معنوی فراهم کند، عملا در روابط فردی و اجتماعی – از سوی خود زنان نیز- نادیده گرفته می‌شود. زیرا آنها بیشتر به نقش‌پذیری و ایفای نقشی که جامعه در انتظار آن است می‌اندیشند، نه به امکان بالقوه‌ای که در وجودشان پنهان است.
از مفاهیم فاصله می‌گیرم و به مصداق‌ها رو می‌آورم: ما زنان چه قدر برای مادر شدن برنامه ریزی داریم؟ از مادر شدن چه اطلاعات و چه انتظاراتی داریم؟ آیا تولد فرزند برای ما یک قاعده مرسوم و صرفا بر اساس طبیعت وجودمان است؟ بر اساس این قاعده مرسوم چه امکاناتی به ما داده و چه امکاناتی از ما گرفته می‌شود؟ چه مسوولیت‌هایی به ما داده و چه مسوولیت‌هایی از ما گرفته می‌شود؟ چه حقوقی به ما داده و چه حقوقی از ما ستانده می‌شود؟ برای شخص من وقتی تجربه مادر شدن را می‌گذراندم، این تجربه، ترکیبی از هراس آمیخته به تلخی بود. من برای تولد فرزندم برنامه نچیده بودم. حتی از تغییر طبیعی احساسات خودم نسبت به محیط بیرونی بی‌خبر بودم. به طور طبیعی در مورد تغییرات جسمی مطالعاتی انجام دادم که بدانم کودکی که در من رشد می‌کند، چه ویژگی‌های فیزیکی دارد. حتی در مورد رشد بالینی و نیز رشد تربیتی او مطالعه می‌کردم. اما از فرآیند تغییری که از این گذار، بر من و در من ایجاد می‌شد، نه چیزی می‌دانستم و نه چیزی می‌خواندم. درواقع انگار من، مهم نبودم. بلکه همه ارزش من – حتی به طور ناخواسته برای خودم- به موجودی داده می‌شد که در من و از من وجود می‌یافت. نمی‌دانستم که من نیز در حال تغییرم. حساسیت‌های فراوانم نسبت به همه عوامل محیطی، باعث حیرت و واکنش اطرافیانم می‌شد. حتی گاهی رفتارم برای خودم هم ناشناخته و غریب بود. من که بودم؟ و چه می‌شدم؟ این سوالی بود که جوابی برای آن نداشتم و راهنمایی هم نبود.
دلسوزانه‌ترین چیزی که در این مورد می‌شنیدم این بود که همه اینها طبیعی است و می‌گذرد! اما نگذشت. نگذشت ، زیرا وقتی اطلاعاتی در مورد شرایط و موقعیت خودت نداری، نمی‌توانی نسبت به آن شرایط، حقوق و امکانات و وظایف را طلب کنی. مادر بودن، حتی در غریزی‌ترین شکل آن ، مسوولیتی ملموس است که گریبانت را رها نمی‌کند. فقط فردی که می‌تواند هر شب تا صبح بارها و بارها از خواب بلند شود، از آسایش و آرامش، از کار و هر اتفاق مهم دیگری تا پیش از این می‌زند، تا امنیت و رفاه یک موجود ناتوان وابسته به او را تضمین کند، می‌تواند دریابد که تغییر، فرآیندی است که با باروری و زایش تازه شروع می‌شود و نه فقط تا شیرخوارگی و پس از آن ، که تا لحظه‌ای که مادر زنده است، او را رها نمی‌کند. گفتن این واژه‌ها همان قدر آسان است که شنیدن آن. همانطور که همه ما تا به حال ممکن است بارها آن را شنیده باشیم یا به چشم دیده باشیم.
اما مسئله این است که چند تن از ما در قبال این دیدن و شنیدن به این سوال پاسخ داده‌ایم که زنی که مسیر زندگی‌اش را به خاطر بقای انسان و جریان طبیعی زندگی تغییر می‌دهد، چه امکاناتی را از جامعه طلب می‌کند؟ چه رفاهی در انتظار اوست؟ چه حقوقی دارد؟ این پرسش البته تنها به جامعه ما و به زمان ما محدود نمی‌شود. این پرسش یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های چالش برانگیزی است که نظریه‌پردازان بسیاری چه در زمینه اقتصاد و چه فمینیسم، سعی در روشن‌کردن وجوهی از آن داشته‌اند. در برخی جوامع مثل جامعه ما بیشترین تلاش در حوزه مسوولیت قانون‌گذاری و مدیریتی بر این بوده که بر وجوه ارزشی غیرمادی مادر بودن ارج گذاشته و برآنها تاکید شود.
تکریم و ارج به مادر بودن زنان، اگرچه به معنی ارج گذاشتن به موجودیت زن، برای دارا بودن ذاتی مادرانگی نیست، اما اگر پشتوانه حقوقی، قانونی و مادی نداشته باشد، در حد ارزش نیز تضمینی برای محفوظ ماندن ندارد. بدتر از این را در جوامع سرمایه‌داری می‌توان دید که اصولا ارزش هر واحد انسانی ، با نقش او در تولید اقتصادی سنجیده می‌شود. در همین باره هایدی هارتمن در مقاله‌ای با عنوان «سرمایه داری و تفکیک شغل بر اساس جنس» (ترجمه آویده نهاوندی- در مجموعه مقالات فمینیسم و دیدگاه‌ها – انتشارات روشنگران و مطالعات زنان- ۱۳۸۵) می‌نویسد: « صنعت مبتنی بر نظام سرمایه‌داری، با دور کردن مشاغل از محدوده خانه و افزایش اهمیت حوزه تسلط مردان، به وضعیت فرودست زنان شدت بخشید.... همان‌گونه که کلارک، استدلال کرده است که با دور شدن کار از محدوده خانه، مردان در امر تولید صنعتی وابستگی کمتری به زنان یافتند، در حالی که زنان از نظر اقتصادی بیشتر به مردان وابسته شدند ... (در موقعیتی مشابه) زنان انگلیسی نیز که زندگی خود و فرزندانشان را تامین کرده بودند، تبدیل به خدمتکارهای خانگی شوهرانشان شدند. همان طور که نظارت مردان بر فناوری، تولید و بازاریابی افزایش می‌یافت، زنان را از صنعت، تحصیل و تشکل‌های سیاسی حذف می‌کردند.» تجربه مشابه زنان در روند تعاملات تکامل‌یافته اجتماعی- اقتصادی- سیاسی جوامع، نخست آنها را از نقش‌های اجتماعی که تابعی از اقتدار اجتماعی و اقتصادی بودند دور ساخت.
اما خودآگاهی بسیاری از زنان، پس از سیر تجربه‌هایی که مرور آنها در این مجال نمی‌گنجد، موجب شد که در یک دوره بسیاری از زنان نسبت به طبیعت وجودشان جبهه گرفته و حتی در قبال کسب اقتدار اجتماعی-اقتصادی از دست رفته، به مقابله با آن برخیزند. اما تجربه این دوره در تاریخ سرگذشت زنان در بسیاری از جوامع طی شده است. اما بازگشت به طبیعت ذاتی زنانه – که مادرانگی ، نه فقط مادر بودن- جزیی از آن است، یکی از چالش‌های عمومی بسیاری از زنان در سراسر دنیاست . زیرا آنها این بازگشت را بدون در نظر گرفتن حقوق اجتماعی و اقتصادی برابر و حتی تنها با ارج‌گذاشتن و قدردانی بدون ضمانت اجرایی و حقوقی طلب نمی‌کنند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:39  توسط   | 

استان قم
مساحت استان قم ۱۰۷۴۳ كیلومتر مربع مساحت شهر قم ۸۲/۱ كیلومتر مربع ارتفاع از سطح دریا ۹۳۰ متر آب وهوا نیمه بیابانی گرمترین ماه سال تیر ماه با میانگین ۳۱+ درجه سانتیگراد میانگین ریزش باران ۱۴۰ میلی لیتر در سال جهت وزش بادهای محلی از جنوب به شمال دارای ۴۰۰ هزار هكتار مربع ۶۰ هكتار پارك جنگلی معادن نفت گاز سرب روی منگنز و ... نمك گچ اهك و انواع سنگ تزئینی و كائولن. از شمال به شهر تهران و ساوه از جنوب به دلیجان و كاشان و محلات از شرق به دریاچه نمك به آشنتیان و تفرش محدود است.دیدنیهای استان قم عبارت است از:
● حرم مطهر حضرت معصومه (س)
حرم مطهر حضرت معصومه (س) و مسجد جمكران در طول سال پذیرای سیل علاقمندان و ارادتمندان اهل بیت (ع) می باشد. این شهر مدفن بیش از ۳۰۰ امامزاده است. شهر قم به وسیله اتوبان به تهران و سلفچگان و راه آهن به شمال و جنوب و غرب كشور متصل می شود.
● مسجد مقدس جمكران:
مسجد مقدس جمكران در ۶ كیلومتری شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذیرای زائرینی از نقاط مختلف ایران و جهان می باشد· این مكان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت بقیه الله الاعظم (اوراحنا فداه) قرار دارد و آن حضرت از شیعیانشان خواسته اند كه به این مكان مقدس روی آورند، چرا كه این مكان، دارای زمین شریفی است و حق تعالی آن را از زمین های دیگر برگزیده است·
● ییلاقات قم
ییلاقات قم شامل و شنوه- فردو- كرمجگان، بیدهند، دستگرد، خاوه، و بریومیم.
● صنایع دستی و سوغاتی ها:
فرش ابریشم قم دارای شهرت جهانی است و به تمام مناطق دنیا صادر می شود، ظروف سفالین و اشیای سنگی- مبلهای منبت كاری شده و استیل و سوغات قم انواع سوهان، انار، انجیر و... .
استان سیستان و بلوچستان
استان سیستان و بلوچستان از شمال به خراسان و افغاتژنستان از خاور به افغانستان و پاكستان و از جنوب به دریای عمان و از باختر به استان كرمان محدود می شود شهرهای مهم این استان عبارتند از: زاهدان، چابهار، زابل، ایرانشهر و سروان.
● دیدنیهای استان
▪ امامزاده غلام رسول
این بنا كه گنبدی بسیار بلند دارد. متعلق به دوره تیموری است و دارای تزئینات ستاره ای و گچبری های نفیسی است كه بسیار ظریف و دیدنی است.
▪ كوه خواجه
این كوه به ارتفاع تقریبی ۹۰۰ متر همانند جزیره ای در میان دریاچه هامون قرار دارد. بر فراز این كوه آثار آتشكده به قرن اول میلادی و تاریخ ویرانه های اطراف ان به دوره اشكانی و سامانی می رسد.
▪ شهر سوخته
شهر سوخته زابل آثار این شهر در ۶۷ كیلومتری جنوب زابل در منطقه ای متعلق به پلیوسن قرار دارد. از آثار و اشایء و سفالینه های بدست امده در این شهر چنین برمی آید كه تمدن ان به عهد برنز می رسد. بناهای باقی مانده عموماً دارای ۶ تا ۱۰ اتاق بوده و با دیوارهایی كوتاه از یكدیگر جدا شده اند. سفالینه های رنگی مزین به نقوش حیوانات اشیاء فلزی، سنگی- چوبی و كلی و پیكره های انسانی از جمله آثار بدست امده از این شهر باستانی به شمار می ایند.
▪ قلعه سام
این بنای ذوزنقه ای شكل امنظم در ۲۸ كیلومتری جاده زاهدان به زابل قرار دارد. طول شرقی- غربی آن ۳۷۶ متر و جنوبی – شمالی ان ۲۹۶ متر است و دو دروازه شمالی و جنوبی دارد كه هركدام دارای برج نگهبانی هستند. این قلعه خشتی متعلق به دوره پارت هاست.
● صنایع دستی و سوغاتی ها
سوزن دوزی بلوچی، سففالگری، حصیربافی، سبد بافی، قالی بافی، گلیم بافی، سكه دوزی.
استان گیلا‌ن
تاریخ گیلان تا شش قرن پیش از میلاد، یعنی تا زمانی كه تاریخ‌نگاران یونان، گوشه‌هایی از تاریخ ایران را روشن كرده‌اند، تاریك و مبهم است و تنها با تكیه بر پاره‌ای اشاره‌ها، گمانه‌ها و كاوش‌های باستان شناختنی است كه می‌توان گوشه‌هایی از تاریخ این منطقه را روشن كرد.گیلان سرزمین سرسبزی است كه به طور حتم بارها به آنجا سفر كرده‌اید، شهرهایی چون رشت، بندرانزلی، فومن، لاهیجان، لنگرود و شهر قدیمی ماسوله در آن قرار دارند... اگر به گیلان سفر كردید و به فومن نروید، انگار گیلان را ندیده‌اید...
_ فومن: براساس متن‌های تاریخی، فومن در دوران اسلامی به عنوان مركز بخش بیدپس (بخش غربی گیلان) شناخته می‌شد. فرمانروایان، این منطقه را عمدتا از خاندان <آل اسحاق> می‌دانند كه نسبت خود را به خاندان‌های باستانی ایران از جمله به اشكانیان می‌رساندند.
در زمان امیر دیباج، فومن به تصرف مغولان درآمد. شهرستان فومن در ۳۰ كیلومتری جنوب غربی رشت، از مناطق زیبا و آباد استان گیلان است كه ارزش‌های بسیار جالب گردشگری دارد، در استان گیلان، توسعه راههای ارتباطی از میان دره‌هایی كه كوه و جنگل را به هم پیوند می‌دهند، امكان برقراری گشت‌های گردشگری برای گذشتن از دل جنگل‌ها و دستیابی به دریا را آسان كرده است. در پهنه سرزمین گیلان نواحی ییلاقی و محورهای جهانگردی بسیار زیبایی پدید آمده‌اند كه معروف‌ترین آنها عبارتند از: محور ماسوله و ییلاقات آن، محور و ییلاقات دیلمان و... از قلعه‌های مهم تاریخی این استان می‌توان به ناحیه كوهستانی بخش علیای‌رود رودخان در ۱۶ كیلومتری جنوب شرقی فومن اشاره داشت. قلعه رودخان، دژی محكم و بزرگ است كه بیش از پنج هكتار وسعت دارد.
استان کرمان
استان كرمان دیاری به دیرپایی زمان است كه بوی قدمت آن از در و دیوار به مشام می‏رسد.آسمان پرستاره‏اش، معادن غنی و سرشارش، اراضی حاصلخیز و زرگونه‏اش و در نهایت شهد خرما، زیره و طعم مطبوع پسته‏هایش، یك دنیا طراوت، تازگی و زیبایی را به همراه دارد.
و به این ترتیب می توان گفت كرمان شهر قدمت و تازگی و قلب تپیده كرمان مخزن اسرار تاریخ و خاطرات تلخ و شیرین بسیاری است كه طی قرنها بر آن گذشت و در زمان هخامنشیان "پوتیا"نام داشت .
تاریخ گزیده كرمان، كرمان مركب است از دو كلمه "كارومان"اعلام شده كه به معنای رزم پهلوانی (كارزار مشتق از همین واژه است) "مان"به معنی محل و جا آمده است و خلاصه كلام این كه كرمان را هم شهر كریمان گفته‏اند و هم دیار دلیران و رزم آوران.
وجود بناهای ارزشمند تاریخی و جاذبه‏های متنوع سیاحتی،باعث رونق جهانگردی شده و یكی از قطبهای جهانگردی ایران به شمار می‏رود .
● از جمله آثار با ارزش كرمان مجموعه وكیل می‏باشد كه به شرح مختصری از آن می‏پردازیم
▪ حمام وكیل
اولین بخش از مجموعه وكیل بنای حمام قدیمی یا چایخانه امروزی وكیل است كه در سال ۱۲۷۰ به شكل با شكوه و با تأثیرپذیری از سبك معماری دوره زندیه ـ قاجاریه احداث شده است.
این بنا یكی از حمام‏های تاریخی، سنتی و باستانی كرمان است. و به تقلید از گنجعلی خان ساخته شده است از كف تا دیوار آن كاشی كاری و سرامیك كاری شده و به دو بخش رخت كن و گرمخانه تقسیم می‏شود. در سالهای اخیر این حمام به چایخانه سنتی تبدیل شده است.
سر در این حمام در سال ۶۹ به سبك معماری دوره مربوطه اش بازسازی شد و مستقیماً به بازار كرمان مرتبط است. در حال حاضر مهمانان و بازدیدكنندگان در این حمام با فالوده كرمانی چای و قلیان مورد پذیرایی قرار می‏گیرند بخش گرمخانه این حمام محل صرف غذاهای محلی است.
استان هرمزگان
استان هرمزگان طبق آخرین تقسیمات كشوری مشتمل بر ۸ شهرستان، ۲۱ بخش، ۶۹ دهستان و ۲۰۴۶ آبادی دارای سكنه است و شهرستان های آن عبارتنداز بندرعباس، بندر لنگه، رودان، قشم، جاسك، حاجی آباد و ابوموسی. همچنین ۱۴ جزیره كوچك و بزرگ به نام های ابوموسی، بنی فرور، تنب كوچك و تنب بزرگ و سیری، شتور، فرور، كیش، لاوان، قشم، لارك،هرمز، هندورابی و هنگام در محدوده آب های ساحلی این استان قرار دارند.
● دیدنیهای استان:
▪ بندرعباس
در قرن چهارم هجری در حوالی بندرعباس فعلی بندر و روستای كوچكی بنام ”سورو“ وجود داشت كه جغرافیا نویسان قرن چهاردهم هجری قمری از آن نام برده اند. برخی معتقدند ”شهرو“ كه اصطخری به عنوان ”دهی كوچك بر كنار دریا“ از آن نام برده همان بندر”سورو“ است.
▪ جزیره قشم
جزیره قشم بزرگترین جزیره ایران است كه در شمال غربی تنگه هرمز قرار دارد. طول آن ۱۱۵ كیلومتر و عرض آن از ۱۰ تا ۳۵ كیلومتر متغیر است.
شهر قشم مركز این جزیره در شمال شرقی جزیره واقع شده و وسعت آن ۳ كیلومتر مربع و ارتفاع ان از سطح دریا ۱۰ متر است.
▪ جزیره كیش
این جزیره بیضی شكل با مساحت ۷/۸۹ كیلومتر مربع و با طول ۱۵۶ و عرض ۷ كیلومتر در جنوب غربی بندرعباس و در میان آب های نیلگون خلیج فارس واقع شده است. سواحل كم نظیر این جزیره مرجانی نه تنها در فصول گوناگون سال بلكه در طول یك روز در ساعات مختلف جلوه های بدیع و گونه گون و بسیار زیبایی از طبیعت را به تماشا می گذارند. سواحل كیش در شرق و شمال شرقی و جنوب از زیباترین سواحل جهان است. در سواحل جنوب غربی آن زیباترین منظره غروب خورشید را می توان دید.
▪ جنگل های حرا
منطقه حفاظت شده جنگل هلی حرا (مانگرو) گونه جنگلی حرا (مانگرو) از ویژگیهای اكوسیستم سواحل جنوبی ایران است كه به طور پراكنده از تنگه هرمز به سمت شرق و اقیانوس هند در سواحل عمان پدید آمده اند. این جنگل ها سواحل خلیج فارس در اطراف بندر لافت شمال جزیره قشم؛ بندر خمیر و ...
● صنایع دستی و سوغاتی ها
▪ خوس (خوص) دوزی كه بافتن با برگ درخت خرما می باشد، گلابتون دوزی- سفال گری
▪ چادر شب بافی و ...
▪ سوزن دوزی- سبد بافی و حصیر بافی- قالی بافی
▪ صنایع دستی دریایی
چشم‌ اندازی بر سرزمین کهن هرمزگان
سرزمین کهنسال هرمزگان که تاریخ، فرهنگ، سنت‌ها، آداب و رسوم دیرپایش همواره گویای جاودانگی و قدمت ریشه دارش بوده است در پهنه خود هزاران رمز و راز دارد. یادها، یادبودها و آثار باستانی که تاریخ پربارش را به نظاره می نشیند.
بر اساس آخرین بررسی‌های باستان‌شناسی که در استان هرمزگان انجام شده است پیشینه تاریخی این استان برگرفته از دوره‌های پارینه سنگی، پیش از تاریخ، تاریخی و دوره اسلام است که در واقع اهمیت استان را به لحاظ تاریخی و باستان‌شناسی در کشور مورد توجه قرار می‌دهد.
معاون میراث فرهنگی، سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان هرمزگان می‌گوید: دوره پارینه سنگی بین ۲۰۰ تا ۸۰۰ هزار سال بر اساس آثار به دست آمده است، یعنی زمانی که انسان‌های اولیه از قاره آفریقا به آسیا از طریق استان و شهرستان‌های میناب و جاسک وارد شده‌اند.
عباس نوروزی دوره تاریخی استان را از ۷ هزار سال تا ۳ هزار سال عنوان کرده و می‌افزاید: در هزاره سوم این دوره یعنی ۵ هزار سال پیش استان هرمزگان به عنوان ارتباط دهنده فرهنگ هلیل‌رود از شرق کشور به غرب یعنی شوش بوده است و در واقع این دوره ادامه فرهنگ هلیل رود بوده که بخشی از آن در استان کرمان است و بر طبق بررسی‌های به عمل آمده شهرستان جاسک درشرق استان نزدیک ترین مکان برای انتقال این فرهنگ به کشورهای حاشیه خلیج فارس بوده است.
وی دوره تاریخی استان را شامل دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی دانسته و خاطر نشان می کند که به دلیل عدم پژوهش‌های باستان‌شناسی لازم در حال حاضر آثار دوره هخامنشی کمتر مورد شناسایی قرار گرفته است، اما آنچه مسلم است در این دوره استان به دلیل داشتن بندرگاه‌های مهم دارای اهمیت بوده به گونه ای که داریوش اول در کتیبه‌های خود نام مکران را که بخش‌هایی از شهرستان میناب و خصوصاً جاسک است به عنوان ایالت های ایران نام برده است.
وی عنوان می‌کند: در دوره بعد از هخامنشیان بر طبق اسناد تاریخی سردار بزرگ اسکندر مقدونی و طی مأموریتی که به او داده شده بود (طبق کتاب هردوت مورخ یونانی) گذر او از سواحل خلیج فارس شهرستان‌های میناب و جاسک بوده به گونه‌ای که شهرستان میناب نام آنامیس را داشته است. نوروزی دوره‌های اشکانی و ساسانی را با توجه به آثار به دست آمده از این دوران مهم می‌داند: نقش شهرستان میناب بسیار حائز اهمیت بوده است. در این دوران کشور دارای ثبات سیاسی بوده و به راحتی از بندرگاه‌های این استان کالاهایی چون پارچه ابریشم و زعفران به کشورهای همجوار صادر و دیگر کالاها وارد می‌شد.وی قدیمی‌ترین آثار استان در دوره اسلامی را مسجد کوشه در قشم می‌کند: این مسجد از مساجد اولیه اسلامی در کشور است که قدمت آن به سال ۲۶۱ هجری قمری می‌رسد .
معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان هرمزگان استان را در دوره سلجوقی به لحاظ بازرگانی پر رونق توصیف می کند: اهمیت اقتصادی در این دوره زمانی اتفاق افتاد که شهر تجاری سیراف بوشهر به دلیل زلزله از بین می رود و از آن تاریخ به بعد جزیره کیش دارای رونق تجاری شده که آثار آن به عنوان شهر حریره موجود است و پس از این که جزیره کیش رونق تجاری خود را از دست داد از قرن پنجم تا هفتم هرمز کنونی که در واقع بخشی از شهرستان میناب است، دارای اهمیت بسیاری از جهت تجاری و بازرگانی بوده به گونه‌ای که مرکز تجاری جاده ابریشم دریایی محسوب می‌شده و کالاهایی از خراسان، ری، چین و ادویه هند از این بندر به خارج از کشور صادر می‌شده است .
در سفرنامه‌های جهانگردانی چون مارکو پولو، ابن بطوطه و دیگر جهانگردان به اهمیت این شهر پرداخته‌اند. گفتنی است میناب (هرمز کهنه) در زمان حمله تیموریان در قرن هشتم اهمیت خود را از دست داد و مدتی نیز جزیره هرمز به عنوان بندرگاه تجاری جای هرمز کهنه را تا زمان حمله پرتغالی‌ها گرفت که با ساخت بزرگترین قلعه و همچنین جزایر قشم و لارک از موقعیت استراتژیکی آن به سود خود بهره بردند.
پرتغالی‌ها قریب به ۱۱۵ سال جزایر و سواحل استان هرمزگان را در تصرف خود داشتند و از سال ۱۵۰۷ تا ۱۶۲۲ میلادی به دلیل این که کشور ایران در زمان شاه اسماعیل با اقوام داخلی و کشور عثمانی درگیر بود، نتوانست به مقابله با پرتغالی‌هایی که مناطق جنوبی را در اشغال داشتند بپردازد، اما در سال ۱۶۲۲ میلادی پرتغالی‌ها در زمان شاه عباس صفوی به فرماندهی امامقلی خان و کمک کشتی‌های جنگی انگلستان، از جزایر هرمز، قشم و لارک بیرون رانده شدند اما این جزایر رونق گذشته خود را از دست داد.
عباس نوروزی می‌گوید: در دوره صفویه در استان هرمزگان کاروانسراهای بسیاری وجود داشته و قریب به ۲۵ کاروانسرای آن در حال حاضر شناسایی شده است.معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان هرمزگان خاطرنشان می‌کند: به دلیل عدم پژوهش‌های باستان‌شناسی و تاریخی لازم در این استان اطلاعات کمی وجود داشته و شرایط طبیعی و آب و هوایی این استان موجب شده بسیاری از بناهای دوره‌های تاریخی اوایل اسلام کاملاً از بین برود اما با توجه به این که حداقل یک دهم این استان مورد پژوهش های باستان‌شناسی قرار گرفته، نشان از قدمت بالای این استان است.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 14:20  توسط   | 

استان کرمانشاه

استان كرمانشاه در مغرب ایران از شمال به استان كردستان از جنوب به استانهای لرستان و ایلام از مغرب به كشور عراق و از مشرق به استان همدان محدود می گردد. وسعت استان كرمانشاه با مساحتی بالغ بر ۲۴۵۰۰ كیلومتر مربع در غرب كشور ایران به شكل مستطیل بوده و ارتفاع متوسط آن ۱۲۰۰ متر از سطح دریا می باشد.
● دیدنیهای استان:
▪ طاق بستان
این مجموعه بسیار كهن شامل دو طاق بزرگ و كوچك و یك صفحه حجاری شده در دل كوه است. نقوش طاق بزرگ دو فرشته بالدار حلقه به دست و خسرو پرویز را سوار بر اسب نشان می دهد. نقش طاق كوچكتر متعلق به شاپور دوم و سوم است و دو كتیبه به خط و زبان پهلوی دارد.
▪ مجسمه هركول
در پائین كتیبه بیستون مجسمه ای قرار دارد كه بر پشت آن به خط و زبان یونانی قدیم كتیبه ای حجاری شده است. این مجسمه در حدود ۱۵۳ سال پیش از میلاد، مصادف با اواسط سلطنت مهرداد اول اشكانی ساخته شده است.
▪ بیستون
نقوش تاریخی بیستون كرمانشاه در ارتفاع ۴۰ متری كوهی در كنار جاده همدان- كرمانشاه نقوشی قدیمی از دوره هخامنشی باقی مانده است كه در آن داریوش با قامتی بلند و چهره ای جذاب در حالت ایستاده نشان داده شده است.
▪ معبد آناهیتا
معبد آناهیتا كنگاور این بنای سنگی كه به دو شیوه معماری ایرانی و یونانی بر صفحه ای سنگی و بسیار بزرگ ساخته شده است. متعلق به ۲۰۰ سال پیش از میلاد بوده و چند سر ستون سنگی و مدور از آن باقی مانده است.
▪ غار آب قوری
این غار در دامنه غربی كوه شاهو در شهرستان پاوه قرار دارد و از بزرگترین غارهای آبی آسیا و طولانی ترین غار ایران است.
● صنایع دستی و سوغاتی ها
استان كرمانشاه دارای صنایع دستی و مهم و مشهوری است كه از جمله می توان به گیوه بافی، پرده بافی، قلم زنی بر روی مس با استفاده از طرحهای متنوع موح باقی و قالی بافی اشاره كرد. شیرینی های محلی استان عباتند از نان برنجی، نان شكری از جمله سوغات هایی مورد توجه توریست های خارجی است.
جزیره زیبای قشم

جزیره زیبای قشم با فرصتهای عالی تجاری ، دارای مساحتی ۲.۵ برابر بزرگتر از سنگاپور و بحرین می باشد. این جزیره با سواحل آرام و پوشیده از شن های سفید و غروب منحصر به فرد به عنوان بهشت مرجان های دریایی شناخته می شود.
● تاریخچه
تاریخ قشم به قبل از اسلام باز می گردد ، ایلامی ها قرنها قبل از میلاد مسیح در آن سکونت داشته و نام هایی چون کیش ، کشم ، قشم و تنب بر آن نهاده بودند.
این جزیره به دلیل موقعیت استثنایی ژئوپلیتیکی ، همواره در معرض حمله بیگانیگان قرار می گرفت ، از جمله این حمله ها می توان هجوم اسکندر مقدونی ، حمله حکومت های امویان و عباسیان در عربستان و حمله پرتغالیها و انگلیسی ها را به این جزیره نام برد.
براساس شواهد تاریخی ، جزیره قشم یک مرکز تجاری و کشتیرانی بسیار پر رونق بوده و امروزه نیز تمامی کشتی هایی که قصد بارگیری از کشورهای حاشیه خلیج فارس را دارند باید از سواحل جنوبی آن بگذرند و بسیاری از هواپیماهایی که قصد پرواز از شرق به غرب زمین را دارند باید از حریم هوایی آن عبور کنند.
جاذبه های توریستی از سال ۲۰۰۰ ، قشم به عنوان یک جزیره آزاد تجاری شناخته شد و از آن پس فضای بسیار مناسبی برای سرمایه گذاری های داخلی و خارجی در آن بوجود آمد.
یک منبع رسمی سازمان تجارت آزاد قشم اعلام کرد که این جزیره توانایی پذیرش ۱.۵ میلیون مسافر در ایام تعطیلات نوروز را دارا می باشد. جنگلهای وسیع دریایی هورا یکی از زیباترین جاذبه های توریستی این جزیره می باشد.
و بر اساس موقعیت آب وهوایی قشم سالانه در حدود ۱.۵ در صد از پرندگان جهان و ۲.۵ در صد از پرندگان بومی ایران به جنگل های هورا که اولین پارک ملی طبیعی ایران است ، مهاجرت می کنند.
قصر قدیمی پرتغالی ها ، مسجد باستانی سید مظفر و زیارتگاه بی بی مریم ، تالاب ها و جنگلهای دیدنی در کنار آبهای لاجوردین خلیج فارس از دیگر جاذبه های توریستی این جزیره تاریخی می باشد.
دانستنی های گردشگری اسفراین

شهرستان اسفراین با وسعتی حدود ۵۳۴۵ کیلومتر مربع از شمال به شهر های بجنورد و شیروان، جنوب به شهرستان سبزوار در خراسان رضوی، غرب به شهرستان فاروج و شرق به شهرستان جاجرم محدود می شود.
● شهر بلقیس:
در ۳ کیلومتری جاده اسفراین به سبزوار واقع شده ، این بنای عظیم گلی را می توان پس از ارگ بم دومین بنای گلی ایران دانست
بنا از دو قسمت شهر و ارگ تشکیل شده و دور حصار آن ۲۹ برج قرار داشته است و از محوطه داخلی آن قطعات چینی های سبز رنگ و همچنین چینی های گل و بوته دار لاجوردی بر زمینه سفید مربوط به عصر صفوی به دست آمده است.
● بقعه شیخ محمد رشید الدین:
بقعه شیخ محمد رشید الدین در ۳۳ کیلومتری شمال شرقی شهرستان اسفراین و در حاشیه روستای بید واز قرار گرفته است.
بنای بقعه دارای طرحی هشت ضلعی است که گنبدی بر روی آن استوار شده و در داخل بنا دو ردیف کتیبه گچبری نفیس تعبیه شده است. در بخشی از کتیبه گچبری که باقیمانده شیخ محمد رشید الدین، نواده شیخ همام و نبیره شیخ احمد غزالی برادر امام محمد غزالی معرفی شده است.
دهکده توریستی رویین در ۲۷ کیلومتری جاده اسفراین به بجنورد و در دره ییلاقی سرسبز رویین قرار دارد. معماری روستا به شیوه پلکانی است که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند. هنر عمده بانوان در این منطقه چادر شب بافی است.
آریایی ها پس از ورود به سرزمین وسیع ایران در نقاط مختلفی سکنی گزیدند که اسفراین یکی از آن نقاط محسوب می شود.
پس از آن و پس از قدرت گیری قوم پارت اهمیت این منطقه بدلیل سکونت پارتیان در آن دو چندان گردید به گونه ای که در زمان اشکانیان و ساسانیان جزء مهمی از ابر شهر نیشابور محسوب می گشت.
پس از اسلام اسفراین موقعیت و اهمیت خویش را حفظ نمود.
این شهر بارها در هجوم مغولان و تیموریان با نابودی و کشتار مواجه شد اما هر بار پس از گذشت زمانی چند ، مجددا رو به آبادانی نهاد.
اسفراین به دلیل قدمت و پیشینه تاریخی قوی دارای قلعه ها و تپه ها ی باستانی و مساکن قدیمی بسیاری است.
● پارک ملی ساریگان:
پارک ملی ساریگان که در کنار منطقه حفاظت شده آن قرار دارد در فاصله کوتاهی از اسفراین واقع شده و با بیش از ۲۰۰ گونه گیاهی از تنوع مطلوبی برخوردار است و گیاهان دارویی فراوانی در این منطقه رشد می کند. از آن جمله میتوان به بومادران، تاج خروس، پیاز کوهی، چوبک، گل گاو زبان و خرفه اشاره نمود.
پارک ملی سالوک نیز مجاور منطقه حفاظت شده سالوک در شمال غربی اسفراین قرار گرفته و در دره های زاری، جوزی و چهار برج جنگل های پراکنده مشهود است. این منطقه زیستگاه پرندگان و حیوانات همچون آهو، قوچ، میش، گربه وحشی و پلنگ است .
● برخی از جاذبه های گردشگری و تاریخی:
دره ییلاقی بید واز دره ییلاقی اردغان آبشار زیبای توی آبشار زیبای ایزی مناظر طبیعی سیاه خانه غار گسک غار نوشیروان غار گور پان کاروانسرای راونیز و... پیشینه تاریخی: آریایی ها پس از ورود به سرزمین وسیع ایران در نقاط مختلفی سکنی گزیدند که اسفراین یکی از آن نقاط محسوب می شود. پس از آن و پس از قدرت گیری قوم پارت اهمیت این منطقه بدلیل سکونت پارتیان در آن دو چندان گردید به گونه ای که در زمان اشکانیان و ساسانیان جزء مهمی از ابر شهر نیشابور محسوب می گشت. پس از اسلام اسفراین موقعیت و اهمیت خویش را حفظ نمود.
این شهر بارها در هجوم مغولان و تیموریان با نابودی و کشتار مواجه شد اما هر بار پس از گذشت زمانی چند ، مجددا رو به آبادانی نهاد.
اسفراین به دلیل قدمت و پیشینه تاریخی قوی دارای قلعه ها و تپه ها ی باستانی و مساکن قدیمی بسیاری است. ● پارک ملی ساریگان:
پارک ملی ساریگان که در کنار منطقه حفاظت شده آن قرار دارد در فاصله کوتاهی از اسفراین واقع شده و با بیش از ۲۰۰ گونه گیاهی از تنوع مطلوبی برخوردار است و گیاهان دارویی فراوانی در این منطقه رشد می کند. از آن جمله میتوان به بومادران، تاج خروس، پیاز کوهی، چوبک، گل گاو زبان و خرفه اشاره نمود.
پارک ملی سالوک نیز مجاور منطقه حفاظت شده سالوک در شمال غربی اسفراین قرار گرفته و در دره های زاری، جوزی و چهار برج جنگل های پراکنده مشهود است. این منطقه زیستگاه پرندگان و حیوانات همچون آهو، قوچ، میش، گربه وحشی و پلنگ است .
● برخی از جاذبه های گردشگری و تاریخی:
دره ییلاقی بید واز دره ییلاقی اردغان آبشار زیبای توی آبشار زیبای ایزی مناظر طبیعی سیاه خانه غار گسک غار نوشیروان غار گور پان کاروانسرای راونیز و...
«جهان نما» زیبا و ناشناخته

منطقه حفاظت شده «جهان نما» در استان گلستان با چشم اندازهای زیبا و در عین حال ناشناخته می تواند در همه فصول پذیرای ایرانگردان و گردشگران باشد، اما به دلیل ناشناخته بودن این منطقه خیلی از گردشگران از وجود آن بی اطلاع هستند. این منطقه با وسعتی بیش از ۳۰ هزار هكتار در جنوب شرقی شهرستان كردكوی در ارتفاعی میان ۶۰۰ تا ۳ هزار و ۸۶ متری از سطح دریا واقع شده است.
وجود دهكده های ییلاقی قدیمی، آثار تاریخی و باستانی، وضع جغرافیایی و آب و هوایی، وجود كوه، رودخانه، چشمه، انواع وحوش و پرندگان كمیاب و نوع پوشش گیاهی از جمله جاذبه های این منطقه است.
در این منطقه، دهكده های ییلاقی قدیمی وجود دارد كه دو روستای معروف آن «كفشگیری» و «سعدآباد» است. این دو روستا در شمال غربی منطقه حفاظت شده جهان نما هنوز دارای منازلی با معماری سنتی است. شغل مردم این روستاها عمدتاً دامداری و كشاورزی بوده و گلیم، پاپیچ های سنتی و وسایل تزئینی كوچك از جمله صنایع دستی آنان به شمار می رود.
همچنین وجود برج ۳۵ متری رادكان معروف به «میل رادكان» در حاشیه این منطقه ارزش گردشگری آن را دوچندان كرده است. این منطقه كه در جنوب شهرستان كردكوی واقع است، گفته می شود، مدفن یكی از اسپهبدان خاندان باوند طبرستان به نام «ابوجعفر محمدبن وندرین باوندی» است. با وجود كوهستانی بودن این منطقه، چشمه های زیادی در آن جاری است كه از جمله نخود چشمه، سرخ چشمه، پیرزن چشمه، شربت، تول بنه، سوته، مازوكش، امام وردی، والدیگاه، چشمه سرا، مرادچشمه، تاجین چشمه و چشمه آبگرم زیارت است.
در درون منطقه حفاظت شده جهان نما، آبشار زیارت وجود دارد كه در حدود ۵ كیلومتری روستای زیارت و در شمال شرقی این منطقه است.
جهان نما در طبقه بندی جغرافیایی گیاهی ایران جزو بخش فرعی هیركان قرار گرفته كه این بخش جنگل های شمال كشور را دربرگرفته است و پوشش گیاهی منطقه شامل درختان پهن برگ، درختچه و بوته زار است. مهمترین گونه های گیاهی آن سرخدار، ارس، سرو كوهی، پیرو، مازو، راش، ممرز، آلوچه، زرشك، بید، آزاد، هفت كول، نمدار، سیاه تلو و گونه های علفی و بوته ای گل گاوزبان، سریش، فستوك، یونجه، گل قاصد، مریم گلی، اسپرس بوته ای، چوبك و درمنه است. منطقه «تركت» و پیرامون آن در منطقه حفاظت شده جهان نما بهترین زیستگاه حیات وحش از جمله مرال، شوكا، خرس و گرگ است.
این منطقه به دلیل شرایط خاص دارای حیات وحش غنی شامل گونه های كمیاب و در معرض خطر است كه برخی گونه های مهم آن خرس قهوه ای، روباه، شوكا، خوك وحشی، گربه جنگلی، سیاه گوش و پلنگ است.
پرندگان بومی و مهاجر این منطقه نیز از دیگر زیبایی ها بوده كه از جمله آن انواع دلیجه، عقاب، سارگید، قرقی، كبك، تیهو، بلدرچین، قرقاول، كركس، هما، كبوتر جنگلی، شاهین، فاخته و توكاست. زمستان این منطقه سرد و تابستان هوای مطبوع و خنكی دارد و وجود مه در فصول مختلف بخصوص تابستان یكی از عوامل تلطیف هواست.
گفتنی است، میل رادكان، جاده شاه عباسی، شهر باستانی تمشیه، امامزاده روشن آباد، ابراهیم و چهاركوه، دهكده های یلاقی دراز نو و جهان نما و پارك جنگلی امام رضا(ع) از دیگر مناطق گردشگری شهرستان كردكوی است.
كردكوی در غرب استان گلستان، از شمال به بندر تركمن، از غرب به بندر گز، از شرق به گرگان و از جنوب به استان سمنان محدود است.
«دانیال» غاری گمنام اما شگفت انگیز

غرب مازندران به دلیل جاذبه های بی نظیر طبیعی یكی از مهم ترین كانون های فعالیت ایرانگردی و گردشگری در كشور محسوب می شود، هر چند هنوز خیلی از این جاذبه ها ناشناخته مانده است.
برخورداری از سواحل هموار و ماسه ای، همجواری جنگل، كوه و دریا و وجود چشمه های آب معدنی و آبشارهای زیبا از جمله امتیازاتی كه توسعه بیشتر امكانات گردشگری را در این منطقه ضروری می سازد. غار «دانیال» سلمانشهر واقع در شهرستان تنكابن یكی از این مناظر بی نظیر گردشگری است كه تاكنون حتی برای اهالی غرب استان مازندران نیز ناشناخته مانده است.
این غار در فاصله دو كیلومتری از دهی به همین نام (دانیال) از توابع شهرستان سلمانشهر استان مازندران است. راه دسترسی به این غار جاده اصلی ده دانیال است كه از مركز شهر متل قو به سمت جنگل پیش می رود و بعد از گذشتن از ده خاكی می شود.
در ادامه مسیر به صورت راهپیمایی در كنار رودخانه اصلی است كه تقریباً تا دهانه غار ۳۰ تا ۴۵ دقیقه راهپیمایی دارد و در قسمتی كه یك شعبه كوچك به رودخانه می ریزد ادامه مسیر به سمت سرچشمه شعبه غار ادامه می یابد.
دهانه غار سنگی بوده و برای ورود به آن باید دو متر پایین رفت، طول غار به درستی مشخص نبوده و تاكنون كسی نتوانسته به انتهای غار دست یابد.
این غار فقط دارای یك شعبه یا دالان اصلی به طول تقریبی ۱۵۰۰ متر و عرض تقریبی یك و نیم متر است كه با پیچ و خم های فراوان و گذر دالان های تنگ و باریك پر از آب و حوضچه ها و آبشارهای كوچك ادامه می یابد و در انتها به چند شعبه كوچكتر تقسیم می شود.
دمای هوای داخل غار حدود ۲۳ درجه سانتیگراد و دمای آب چیزی در حدود ۱۷ درجه است كه در تمامی طول سال تقریباً ثابت است.
در درون غار علاوه بر جاری بودن آب، سقف منقش به مناظر طبیعی و بسیار زیبا، جاذبه های آن را دو چندان كرده است.
هوای خنك و دلپذیر داخل غار به خصوص در فصل گرم سال امكان حضور ساعت های متمادی گردشگران را در درون آن فراهم می سازد.
شایان ذكر است آب داخل غار از چند چشمه كوچك كه از شعب مختلف آن سرچشمه می گیرد تأمین می شود و كاملاً زلال و از نظر محلولات دارای درصد پایینی است و آن را قابل شرب می كند، مقدار اندكی از آب داخل غار هم از آبراه های خارجی كه به داخل راه پیدا كرده اند تأمین می شود.
عرض غار دانیال سلمانشهر و آب جاری در آن به گونه ای است كه سه قایق می توانند در كنار هم حركت كنند.
استان خوزستان

استان خوزستان که یکی از مهم ترین و با ارزش ترین مناطق ایران است؛ در جنوب باختری ایران واقع شده و از جاذبه های کم نظیر گردشگری در زمینه های طبیعی، تاریخی، معماری، اجتماعی و فرهنگی برخوردار است. خوزستان یکی از باستانی ترین و تمدن خیزترین ناحیه های جهان بوده و جزو كهن ترین سرزمین های متمدن بشری به شمار می رود.
آفتاب دل نشین، آب فراوان، خاک مرغوب و مردمانی سخت کوش سبب شده اند؛ این منطقه یکی از پرحاصل ترین نقاط ایران شده و لقب «زرخیز» را از آن خود نماید. از آن جا که جلگه خوزستان دنباله بین النهرین است، خاک و آب و هوای این جلگه برای كشاورزی بسیار مناسب است و انواع محصولات در این خطه به عمل می آید. صنعت نیز مانند كشاورزی در خوزستان سابقه طولانی دارد.
در دوران ماقبل تاریخ (دوره عیلامی ها) انواع و اقسام ظروف و كوزه های سفالی در خوزستان ساخته شده و معادن سرشاری چون: نفت، گاز، نمك، گوگرد و... در این منطقه وجود دارد. استان خوزستان دربرگیرنده قدیمی ترین بنای ایران باستان است كه با ابعاد حیرت انگیز خود؛ قابل مقایسه با اهرام مصراست. تنها رودخانه قابل کشتی رانی ایران؛ با جلوه های بالای جهانگردی دراین منطقه واقع شده است.
بعد ازجنگ تحمیلی ایران و عراق، منطقه جنگی خوزستان نیز به جاذبه های گردشگری این منطقه افزوده شده وهرساله بازدیدکنندگان زیادی از منطقه های جنگی که یادآور حماسه سازی های فرزندان با غیرت ایران زمین در برابرتجاوزخارجی است، بازدید می کنند و بدین گونه یاد،خاطره و سلحشوری های غیرتمندان ایران را گرامی می دارند.
● مشخصات جغرافیایی
استان خوزستان یکی از دیدنی ترین مناطق ایران است که از جلوه های طبیعی و باستانی و تاریخی بسیار با ارزش و منحصر به فردی برخوردار است. این استان؛ نه تنها باستانی ترین بنای ایران( چغازنبیل) بلکه تنها رودخانه قابل کشتی رانی ایران را در بر گرفته است.
رودخانه کارون در ترانه های عامیانه ایران؛ نامی آشنا برای همگان بوده و از جاذبه های خاصی برای ایرانیان برخورداراست. بعد از جنگ تحمیلی ایران و عراق منطقه جنگی خوزستان نیز به جاذبه ها و مکان های دیدنی آن افزوده شد. هرساله بازدیدکنندگان زیادی از منطقه های جنگی که یادآور سلحشوری های فرزندان با غیرت ایران زمین در برابر تجاوز خارجی است، بازدید می کنند و یاد و خاطره سلحشوران با غیرت ایران را گرامی می دارند.
● صنایع و معادن
صنعت نیز مانند كشاورزی در خوزستان سابقه طولانی دارد. در دوران ماقبل تاریخ (دوره عیلامی ها) انواع و اقسام ظروف و كوزه های سفالی در خوزستان ساخته شده است. در دوره ساسانیان؛ خوزستان دارای صنایع مهمی بوده و منسوجات آن به ویژه دیبا و حریر شوشتری، خز شوش و غیره معروف و مشهور بوده اند. صنعت خوزستان به دو گروه صنایع دستی و ماشینی تقسیم می شود. صنایع كارخانه ای را می توان برحسب مقدار مصرف مواد اولیه و كیفیت تولید به دو دسته عمده صنایع سنگین و صنایع سبک تقسیم كرد.
از صنایع سنگین استان؛ می توان استخراج و تصفیه نفت مشتمل بر پالایشگاه آبادان، دستگاه تقطیر مسجد سلیمان، پالایشگاه گاز بید بلند و صنعت پتروشیمی مشتمل بر مجتمع شیمیایی رازی، مجتمع پتروشیمی آبادان، مجتمع شمیایی خارک، مجتمع پترو شیمی ایران- ژاپن، كارخانه های نورد و لوله اهواز و ذوب آهن گازی اهواز را نام برد. صنایع سبک خوزستان عبارتند از: قند سازی، كاغذ سازی، بسته بندی خرما، صنعت ماهی گیری و صنعت تولید برق. در خوزستان معادن سرشاری وجود دارد كه برخی از آن ها از روزگاران گذشته شناخته و بهره برداری شده اند. از این معادن معادن می توان به نفت، گاز، نمک، گوگرد، لاشه آهكی، سیلیس، سنگ گچ و سنگ آهک اشاره کرد.
● کشاورزی و دام داری
كشاورزی در تمام منطقه خوزستان به ویژه در قسمت جلگه ای از اهمیت خاصی برخوردار است، به همین دلیل این استان را«زرخیز» نامیده اند. از آن جا که جلگه خوزستان دنباله بین النهرین است، خاک و آب و هوای این جلگه برای كشاورزی بسیار مناسب است. استان خوزستان به دو منطقه عمده كشاورزی تقسیم می شود: مناطق كشت فشرده شامل نواحی شمال باختری و مركزی و مناطق كشت گسترده شامل مناطق كوهستانی و خاور استان. محصولات عمده كشاورزی این استان گندم، جو، برنج، نیشكر، خرما، مركبات است.
پس از كشاورزی، دام پروری در این استان دارای اهمیت بوده و پرورش طیور نیز رایج است. استان خوزستان به جهت مجاورت با خلیج فارس و جریان رودخانه های بزرگ و پر آب زمینه مساعدی برای پرورش و صید ماهی دارد. از انواع دام های دایمی خوزستان می توان گوسفند، بز، گاو و گاومیش را نام برد. هم چنین بیش از ۳ میلیون راس گوسفند و ۲ میلیون و پانصد هزار راس بز دراین منطقه نگه داری می شود.
● وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
خوزستان در طول تاریخ به نام های گوناگون نامیده شده است. واژه خوزستان به معنی سرزمین خوزاست. مورخان یونانی گفته اند كه در ناحیه خاوری شهر كنونی اهواز مردمانی به نام «اوكسی» ساكن بوده اند. این واژه یونانی شده «اوژ» است که در زبان پهلوی به صورت «هووج» پهلوی بوده و این اسم در فارسی به «هوز» تبدیل شده است. بنابراین واژه های خوزستان و اهواز هر دو از كلمه های «خوز» و «اوز» كه عیلامی شده اوژ هستند گرفته شده اند. چندین بار در سنگ نبشته های داریوش هخامنشی، خوزستان «هووجه» و خوزستانی «هووجیه» نامیده شده است.
این واژه در فارسی «هوز» شده كه جمع عربی آن «اهواز» است. در گذشته های دور كه خوزستان جزیی از عیلام بود، «حالتا متی» یعنی سرزمین حالتام ها نامیده می شد. هخامنشیان چون با ایالت «اوژ» كه قسمتی از كهكیلویه امروزی را شامل می شده، هم جواربوده اند، عیلام را به نام«اوژ» می خواندند و به همین سبب در متن پارسی كتیبه های آنان نیز، هرجا كه سخن از این سرزمین رفته به صورت «خوز» و «اوز» خوانده می شده است.
استان خوزستان یكی از كهن ترین سرزمین های متمدن بشری است. این تمدن در ۶۰۰۰ هزار سال پیش در شوش پدید آمد، هزار سال بعد دولت مقتدر عیلام در شوش پایه گذاری شد و ۳۰۰ سال پیش از میلاد؛ دولت عیلام توسط آشوریان منقرض شد.
در ۶۴۰ ق. م شوش به دست آشوری ها تسخیر و به دو بخش تقیسم شد. قسمت شمالی یعنی انزان به دست پارس ها افتاد و قسمت جنوبی آن به تصرف آشور درآمد. در تابستان سال ۵۳۸ ق. م كوروش کبیر هخامنشی به بابل لشكر كشید و با شكست بابل كلیه خاک عیلام جزء متصرفات هخامنشی شد و شهر شوش به عنوان یكی از پایتخت های هخامنشی برگزیده شد.
داریوش هخامنشی در حدود سال ۵۲۱ ق. م شوش را به مركز شاهنشاهی خود تبدیل كرد و در آن كاخ با شكوهی از سنگ به نام «هدیش» احداث نمود.
در زمان خشایار شاه پایتخت های ایران از جمله شوش به اوج عظمت و رونق رسیدند. با حمله اسكندر دوران اوج و شكوه سلطنت خیره كننده هخامنشیان به پایان رسید. در سال ۳۳۳ ق. م اسكندر بر هخامنشیان پیروز شد و شهر بابل و شوش را با ذخایر بسیار ارزشمند طلا و نقره تصرف كرد. پس از فوت اسكندر در بابل، جانشینان او در ایران دولت سلوكیان را تشكیل دادند. در سال ۱۸۷ قبل از میلاد در اثر ضعف دولت سلوكی پارس و خوزستان متحد شده و از دولت سلوكی جدا شدند.
مهرداد اول اشكانی نیز دقریوس شاه سلوكی را در جنگی شكست داد و شخصی را به نام كاشا سكیر كه از خاندان اشكانی بود به حكومت خوزستان منصوب كرد. با قدرت گرفتن ساسانیان این ناحیه آباد شد و شهر جندی شاپور با دانشكده بسیار معروف آن از رونق و شكوفایی چشم گیری برخوردار شد. پس از شكست یزدگرد سوم در جنگ معروف «نهاوند»، ایرانیان به مرور به دین اسلام گرویدند. پس از ورود اسلام مهم ترین و خونین ترین واقعه نخست قرن اسلام در خوزستان، قیام توده های بدوی و روستاییان عرب و ایرانی بود كه زیر لوای خوارج یا ارزقیان شورش کرده بودند. این قیام با بی رحمی و سنگ دلی فراوان سركوب شد.
در اواسط سده سوم هـ. ق دولت عباسیان رو به انحطاط گذاشت و زمینه رشد و قیام ایرانیان به رهبری یعقوب لیث صفاری فراهم شد. یعقوب لیث از سیستان داعیه استقلال برداشت و فارس را تسخیر و حمله به بغداد را آغاز كرد اما مجبورشد به شوش و شوشتر عقب نشینی كند. پس از قتل او و جانشینانش به ترتیب خوارزمشاهیان، خاندان شلمه افشار اتابكان فارس، آل مظفر، آل جلایر و تیموریان بر تمام یا قسمتی از خوزستان حكم راندند.
در زمان جنبش مذهبی مشعشعیان كه ادعای مهدویت داشتند، خوزستان به دو ناحیه عرب نشین و غیر عرب نشین تقسیم شد. پادشاهان صفوی چندین بار برای سركوب مشعیشیان و افشار به خوزستان لشكر كشیدند و هر بار پس از سركوب آن ها، مشعشیان را بر حكومت نواحی تحت تسلط آن ها ابقا كردند. با انقراض صفویان به دست محمود افغان، خوزستان هم چنان به تهماسب میرزا جانشین پادشاه شكست خورده صفوی وابسته باقی ماند و محمود افغان برای دست یافتن به این ناحیه لشكری به آن جا گسیل داشت اما نتیجه ای نگرفت.
نادرشاه افغان ها را از اصفهان بیرون راند و از راه فارس و كهگیلویه روانه خوزستان شد. پس از قتل نادر، خاندان مشعشعی بار دیگر به ریاست موسی مطلب هویزه را به تصرف در آوردند. مشعشع ها پس از استقرار در هویزه به سوی شوشتر، دزفول و شوش روی آوردند و با طایفه آل كثیر جنگیدند و نواحی مزبور را تصرف كردند. در همین دوران كریم خان زند پس از ده سال كشمكش و جدال، قدرت را به دست گرفت، اما پس از مرگ كریم خان زند بار دیگر خوزستان دچار هرج و مرج شد.
در زمان فتح علی شاه قاجار خوزستان به دو بخش تقسیم شد بخش شمالی شامل شوشتر، دزفول، هویزه (جزء كرمانشاهان)، به محمد علی میرزای دولت شاه سپرده شد و بخش جنوبی آن شامل رامهرمز، فلاحیه و هندیجان (جزء فارس) به حسین علی میرزا پسر دیگر فتح علی شاه واگذار شد. دولت شاه شاه زاده مقتدر قاجار دوباره برای سركوب مخالفان به خوزستان لشكر كشید. در زمان همین شاه زاده، سد معروف «میزان» در شوشتر بازسازی شد و آب به شاخه شطیود و نهرداران جریان یافت.
تا پایان حكومت ناصر الدین شاه كه چهل سال طول كشید در خوزستان جنگی روی نداد. در این زمان عشایر عرب به چند بخش تقسیم شده و هر بخش شیخی جداگانه داشت. حاج جبارخان كه نام آورتر از دیگران بود، پس از جنگ انگلیس با فداكاری هایی که از خود نشان داد، توسط ناصرالدین شاه به رتبه سرتیپ اولی ارتقا یافت.
پس از او پسرش شیخ خزعل جانشین پدر شده و با كشتن برادر زمام امور را به دست گرفت و با حمایت انگلستان سراسر خوزستان را به دست آورد. وی در جنگ جهانی اول، علی رغم بی طرفی ایران جانب انگلستان را گرفت. انگلیسی ها عثمانی ها را از خوزستان بیرون كردند و رشته اختیار سراسر خوزستان را به دست گرفتند.
در خرم شهر، اهواز و شوش سپاه مستقر ساختند و در هر یك از شهرهای شوشتر و دزفول اداره سیاسی یا كنسول گری و عدلیه دایر نمودند. در همه جا اداره های پست و تلگراف را به دست گرفته و سرپرستی آن ها را به ماموران خود واگذار كردند. این وضع پایدار بود و شیخ خزعل نیز خود را امیر خوزستان می خواند تا این که در دوران رضاخان پهلوی، شیخ خزعل سركوب و اداره خوزستان به دست دولت مركزی سپرده شد.
خوزستان در دوره جنگ تحمیلی ایران دچار خسارات فراوانی شد ولی به همت مردم متمدن و هنرمند خویش به سرعت بازسازی شده و در حال حاضر یكی از آبادترین، حاصل خیز ترین و مهم ترین استان های ایران است.
خوزستان در یکی دو قرن اخیر از عمده ترین مراکز کشف و استخراج نفت در ایران به شمار می رود و از این نظر دارای جایگاه ویژه ای در تحولات سیاسی و اقتصادی ایران و منطقه است . مردم خونگرم خوزستان اعم از عشایر فارس و عرب همواره مدافع مرزهای جنوبی بوده و علاوه بر دلاوریها و قهرمانی ها در دوران اوج گیری و پیروزی انقلاب اسلامی , شهیدان فراوانی را در راه حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور در برابر تجاوزات خارجی به خصوص جنگ تحمیلی هشت ساله صدام بعثی تقدیم کرده اند .
● شهرهای استان خوزستان:
امیدیه , باغ ملک - بهبهان - دشت آزادگان - دزفول - شادگان - شوش - شوشتر - رامهرمز - ]بادان - اندیمشک - اهواز - امیدیه - ایذه - خرم شهر - ماه شهر - مسجد سلیمان . (اطلاعات و آمار مربوط به سرشماری سال ۱۳۷۵ شمسی می باشد).
استان کرمانشاه

استان کرمانشاه با وسعتی در حدود ۲۴۴۳۴ کیلومتر مربع در میانه ضلع غربی کشور قرار گرفته است.
این استان از شمال به استان کردستان، از جنوب به استانهای لرستان و ایلام، از شرق به استان همدان و از غرب به کشور عراق محدود شده است.
استان کرمانشاه در سال ۱۳۷۵ دارای۱۱ شهرستان، ۱۹ شهر، ۲۴ بخش، ۸۳ دهستان و ۲۷۹۳ آبادی دارای سکنه بوده است. شهر کرمانشاه مرکز استان کرمانشاه می‌باشد و شهرستان‌هایی این استان عبارتند از: اسلام‌آباد غرب، پاوه، جوانرود، سرپل ذهاب، سنقر، صحنه، قصر شیرین، کرمانشاه، کنگاوور، گیلان‌غرب و هریس.
استان کرمانشاه ناحیه‌ای کوهستانی است که بین فلات ایران و جلگه بین‌النهرین قرار گرفته و سراسر آن را قله‌ها و ارتفاعات سلسه کوه‌های زاگرس پوشانده‌اند و در محدوده این استان به صورت مجموعه‌ای از رشته‌کوههای موازی پدیدار گشته که دشتهای مرتفع کوهستانی درمیان آنها شکل گرفته و بستر گذرگاه‌های مهم زاگرس را به وجود آورده است.
قدمت سکونت در محدوده استان فعلی کرمانشاه به هزاره قبل از میلاد می‌رسد در آثار سارگن- شاه اکد- که از سال ۲۰۴۸ تا ۲۰۳۰ قبل از میلاد بر جنوب بین النهرین فرمان رانده، از مردم زاگرس به عنوان ( آریزان یاغی) یاد شده است. به استناد کتیبه‌های بابل، آشور و عیلام ساکنان دامنه‌های زاگرس طوایفی به نام‌های لولوبی، گوتی، مانایی، فایری، آموا و پارسوآ بوده‌اند. در خصوص اصلو نژاد این طوایف، نظرات متضادی ابراز شده است، طوایف آمادا و پارسوآ آریایی، و طوایف گوتی و کاسی نیز به احتمال زیاد آریایی ثبت شده‌اند ولی محققان در آ‎ریایی بودن لولوبی‌ها و مانایی‌ها تردید دارند.
● شهرستان کرمانشاه
کرمانشاه یکی از باستانی ترین شهرهای ایران است که گفته می‌شود توسط طهمورث دیو بند- پادشاه افسانه‌ای پیشدادیان- ساخته شده است. برخی از مورخین بنای آن را به بهرام پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند. کرمانشاه در زمان قباد اول و انوشیروان ساسانی به اوج عظمت خود رسید. در قرن چهارم یکی از مورخان اسلامی از کرمانشاه به عنوان شهری زیبا در میان اشجار و آبهای روان یاد کرده است.
در اوایل حکومت شاه اسماعیل صفوی سلطان مراد آق قویونلر با ۷۰ هزار نفر کرمانشاه و همدان را اشغال کرد. صفویه برای جلوگیری از تجاوز احتمالی امپراطوری عثمانی این این شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شیخ علیخان زنگنه صدر‌اعظم صفوی، به آبادانی و رونق کرمانشاه افزوده شد ولی در دوره افشاریه مورد هجوم عثمانی‌ها قرار گرفت. اما نادر شاه ،عثمانی‌ها را عقب راند ولی در اواخر زندگی نادر شاه، کرمانشاه با محاصره و تاراج عثمانی‌ها مواجه شد و دستخوش آشوب فراوانی گردید.
در سال ۱۲۶۷ هجری قمری امام‌قلی میرزا از طرف ناصرالدین شاه به سرحدات کرمانشاه منصوب شد و مدت ۲۵ سال در این شهر حکومت کرد و در همین دوره بناهایی را احداث و به یادگار گذاشت. این شهر در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و در جنگ جهانی اول و دوم به تصرف قوای بیگانه در آمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. همچنین این شهر در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، خسارات زیادی دید.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ مقبره مولانا
▪ شهر باستانی کامبادنه
▪ کاروانسرای ماهیدشت
▪ نقوش طاق بستان
▪ ارتفاعات پررو
▪ چال آباد
▪ هوجیر
▪ سر آب نیلوفر
▪ غار پراو
▪ غار آسنگران
▪ غار تایله نو
▪ غار رتیل
▪ مسجد جامع کرمانشاه
▪ مسجد حاج شهباز خان
▪ مسجد دولتشاه
▪ مسجد شاهزاده
▪ مسجد عمادالدوله
▪ تکیه معاون الملک
● شهرستان اسلام آباد غرب
نام اسلام آباد غرب نخست (مندلی) بود. بعد حمله عرب‌ها، یکی از سرداران عرب به عمران و آبادی آن پرداخت و به مرور زمان به شهر ( هارون آباد) معروف شد. در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی نام شهر به شاه‌آباد غرب تغییر یافت. بعد از انقلاب اسلامی در سال ۵۷، نام این شهرستان به اسلام آباد غرب تغییر داده شد. این شهر در روزگار صفویه به ویژه در زمان شاه عباس رونق یافت و کاروانسراهایی برای اقامت تجار، مسافران و زایران عتبات عالیات احداث شد.
● بعضی از بخش‌های این شهرستان سابقه تاریخی دارند:
▪ بخش ماهیدشت: این بخش در دوره اشکانیان ( نیستاه)‌ معروف بود و به دلیل آب و هوا و مراتع خوب، محل پرورش اسب جنگاوران اشکانی بوده است. در زمان صفویه این ناحیه ماهیدشت نامیده شد و کاروانسرای شاه عباسی در آن بنا نهاده شد.
▪ بخش کرند: این بخش در دامنه کوهستان واقع شده و آب و هوای معتدلی دارد. بخش کرند در دوران داریوش هخامنشی از لحاظ داشتن مورخان، صنعتگران و آهنگران باذوق، معروف بوده است.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ طاق گرا
▪ کاروانسرای‌اسلام آباد غرب
▪ کوه نوا
▪ مسجد ریجاب
▪ مقبره ابودجاجه
● شهرستان پاوه (اورامانات)
نام پاوه را به پاوه، سردار یزد گرد سوم ( آخرین شاهنشاه ساسانیان) منصوب می‌دانند که جهت جلب حمایت کردها روانه این منطقه گردید و مورد احترام اهالی قرار گرفت. بعدها به خاطر تجلیل از آن سردار، این ناحیه را پاوه نامیدند که در کتابهای عربی ( فاوج) آمده است.
ظاهراً در محلی نزدیک پاوه که اکنون ( جنگاه) گفته می‌شود مردم پاوه با سعدوقاص جنگیده‌اند. همچنین‌معنی کلمه اورمانات از اورتن ( اورامان) نام یکی از سروده‌های دین زرتشتیان- گرفته شده است.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ غارآهکی کلهرود
▪ مسجد جامع پاوه
● شهرستان جوانرود
جوانرود همان محلی است که حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از آن به عنوان (الا نی)‌ نام برده است. مستوفی از الا نی یا جوانرود امروز به عنوان قصبه‌ای معتبر با هوای خوش، آبهای روان، شکارگاه‌های خوب و ناحیه‌ای با محصولات غلات نام برده است.
در دوره شاه طهماسب صفوی جوانرود بیش از صد قریه داشته است و در اطراف آن قله‌هایی وجود داشته است. این شهر در دوره افشاریه و تا اواخر دوره زندیه مورد توجه خاص حکمرانان بوده است. حکومت جوانرود بعد از سال ۱۳۲۰ به یکی از بیک زادگان رستم بیک جاف واگذار شده بود. این شهر در حال حاضر بسیار آباد و توسعه یافته است و طبیعت و فضایی زیبا دارد که غار کاوات را یکی از مراکز دیدنی آن می‌باشد.
● شهرسستان سر پل‌ذهاب
سر پل ذهاب در نزدیکی ویرانه‌های شهر قدیمی حلوان بنا شده و قلعه مخروبه‌ای نیز در نزدیکی آن قرار دارد. سر پل ذهاب به عنوان دژ و پایگاه مرزی ایران بود که در زمان حمله عرب‌ها به ایران از بین رفته و آثاری از پایه‌های آجری آن به جا مانده است. در کتب تاریخی از این ناحیه به عنوان دژ و پایگاه مرزی ایران بود که در زمان حمله عرب‌ها به ایران از بین رفته و آثاری از پایه‌های آجری آن به جا مانده است.
در کتب تاریخی از این ناحیه به عنوان ( زهاو) مرکز ایالت حلوان نام برده شده است. کلمه ذهاب در لغت به معنی ( آب مقطر، خوب و همچنین به معنی چشمه و منبع آب) آمده است. ظاهراً به علت چشمه سارها و سراب‌های فراوان، این شهر به ذهاب مشهور شده است. نام دیگر این ناحیه ( سرپل) است که از نام پلی برروی رودخانه الوند در ۱۲ کیلومتری ذهاب اخذ شده است. این پل در سال ۱۳۴۵ هجری‌شمسی تخریب شده است.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ کاروانسرای سرپل ذهاب
▪ دکان داوود
▪ نقش آتوبانی‌نی
▪ چشمه آب گرم تنگ آب حمام
● شهرستان سنقر و کلیایی
سنقر در لغت فارسی به معنی (پرنده) شکاری است. از قدمت دیرینه این شهر اطلاعات روشنی در دست نیست ولی در دوره سلجوقیان، امیران سنقر به نام (آقاسنقر) معروف بوده‌اند. گفته می‌شود که شهر سنقر در ابتدا یک اردوگاه مغولی بود که بعدها به شهر تبدیل شده است. در زمان فتحعلی شاه قاجار فرزند وی فتح‌الله میرزا به حکومت سنقر گماشته شد.
سپس این ناحیه با نواحی کنگاور، ملایر و تویسرکانی یکی شده یکی شه و تحت حکمفرمایی شاهزاده شیخعلی میرزا ( پسر فتحعلی شاه) قرار گرفت. در زمان ناصرالدین شاه سنقر و کلیایی ضمیمه اسد آباد شد. در حال حاضر شهرستان سنقر و کلیایی از نواحی جالب توجه و زیبای استان کرمانشاه است که در جلگه هموار و زیبایی واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغات و بیشه زار فرا گرفته است و قله‌های کوه‌های آن تا اواخر تابستان از برف زمستانی می‌درخشد.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ گور دخمه دربند
▪ قلعه بزه رود
● شهرستان صحنه
شهرستان صحنه یکی دیگر از بخش‌های شهرستان کرمانشاه بود که در سال‌های اخیر به شهرستان مستقلی تبدیل شده است. محدوده این شهرستان نیز از نواحی قدیمی و تاریخی استان کرمانشاه است و آثار و بقایای ادوار گذشته در آن به جا مانده‌اند.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ مقبره صخره‌ای کیکاووس
▪ قه لا هجیر
▪ قلعه مروان
▪ پل خسروی
▪ پل آجری میان راهان
▪ پل نوژی وران
▪ امامزاده عباسعلی
▪ امامزاده محمود
▪ امامزاده سید جلال الدین
▪ زیارتگاه شوق علی
● شهرستان قصر شیرین
قصر شیرین از شهرهای بسیار قدیمی ایران می باشد. بنای این شهر به خسرو پرویز ساسانی منسوب است، این شهر در عصر هخامنشیان نیز آباد بوده است. در اطراف شهر فعلی، ویرانه‌های قصر شیرین کهنه باقی مانده که گفته می‌شود در زمان سلطنت خسرو پرویز، باغی وسیع با قصرهای دلپذیر و فرح انگیز بود و قصر زمستانی محبوبه او شیرین نیز درآن قرارداشته است.
افسانه معروف شیرین و فرهاد از نام این شهر اخذ شده است. پس از حمله عرب‌ها، قصر شیرین ویران گشت وتا سال ۱۲۷۰ هجری قمری مانند قصبه کوچکی باقی ماند. در جنگ جهانی اول، قصر شیرین مرز سربازان دولت‌های آلمان و عثمانها از یک طرف و روسیه و انگلستان از طرف دیگر بود. این شهر هم اکنون گسترش یافته و به شهری بزرگ و جذاب تبدیل شده است.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ عمارت خسروی
▪ کاخ هوش کوری
▪ آتشکده چهار طاقی چهار قاپو
● شهرستان کنگاور
کنگاور یکی از شهرهای قدیمی ایران است که قدمت آن به دوره ساسانی می‌رسد. بعد از شکست ایران، عرب‌ها نام آن را قصرالصوص نامیدند. کنگاور به دلیل همجواری با معبد باستانی آناهیتا، اهمیت ویژه‌ای داشته است. این شهر تا زمان ساسانیان آباد بود، ولی پس از غلبه عرب‌ها ویران شده است. در حال حاضر آثار قلعه خرابه سنگی معبد آناهیتا در محله گچ کن آن باقی مانده است.
در این شهر، خسرو پرویز بر روی صفحه‌ای، بنای ستون داری از گچ و آجر ساخته بود. یاقوت حموی در قرن هفتم هجری قمری نوشته است که ساختمان‌های ساسانیان بیست ذرع از سطح زمین بلند تر است. شهر کنگاور به دلیل بقایای کاخ یا معبد آناهیتا شهرت ملی و جهانی دارد.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ معبد آناهیتا
▪ پل آجری کوچه
▪ حمام حاج اصغر خان
▪ حمام حسن خان
▪ حمام بزرگ
▪ قلعه ساری اصلان
▪ چشمه عبدل
▪ چشمه هندی آباد
▪ چشمه صیفور
▪ امامزاده سید جمال‌الدین
▪ امامزاده باقر
▪ مسجد جامع
▪ مسجد امامزاده کنگاور
● شهرستان گیلان غرب
شهرستان گیلان غرب از نواحی قدیمی استان کرمانشاه است که در نوشته‌های تاریخی نیز به کرات از آن نامبرده شده است. خرابه‌های روستای گیلان در منتهی‌الیه جنوب جلگه کرمانشاه بر سر راه کرمانشاه به بغداد قرار دارد. این خرابه‌ها که به شکل تپه که به شکل تپه خودنمایی می‌کنند، احتمالاً بناهایی بوده‌اند که بنا به ضرورت‌های دفاعی و امنیتی ساخته ساخته شده‌اند.
در این تپه‌ها آجرهای بزرگ به سبک بابلی و به تعداد زیاد پیدا شده که نشانه‌هایی از قدمت تپه‌ها هستند و احتمالاً آتشکده‌های بزرگ مربوط به مغ‌ها بوده‌اند که در دوره اشکانیان به یکی از خدایان محلی اختصاص داشته است. شهرستان گیلان غرب محل سکونت ایل بزرگ کلهر است و از گذشته‌های دور، خوانین کلهر زمستانها در این منطقه به سر می‌برند.
● شهرستان هرسین
هرسین یکی از نواحی باستانی استان کرمانشاه می‌باشد. در این ناحیه آثاری از دوره ساسانی از جمله صفحه تراشیده کوه، حوض سنگی،ساعت آبی، طاق سنگی، پلکان سنگی، قلعه و آثاری دیگر باقی مانده است. در دوره قاجاریه نیابت این محل با امین‌الرعایا و فرزندان او بوده است. این ناحیه در سال‌های اخیر به شهرستان تبدیل شده است.
● مراکز دیدنی و تاریخی
▪ کاخ شاپور
▪ صفه مادی
▪ قلعه بیستون
▪ ناحیه باستانی بیستون
▪ شهر باستانی چمچال
▪ کاروانسرای بیستون
▪ پل خسرو
▪ نقوش داریوش
▪ مجسمه هرکول
▪ نقش ولگش
▪ صفحه تراشیده شده
▪ شیر سنگی
▪ نقش میتر یدات اشکانی
▪ نقش گودرز دوم اشکانی
▪ فراتاش
▪ کتیبه وقف نامه شیخ علی خان زنگنه
▪ پرستشگاه پارتی
▪ غار تاریخی بیستون
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 14:3  توسط   | 

استان بوشهر

براساس آخرین تقسیمات سیاسی كشور استان بوشهر مشتمل بر ۸ شهرستان ۱۷ بخش، ۱۳ شهر، ۳۶ دهستان و ۷۰۶ آبادی دارای سكنه است. شهرستانهای استان بوشهر عبارتند از بوشهر، تنگستان، دشستانم، دشتی، دیر دیلم كنگان و گناوه.
● دیدنیهای استان
این جزیره یا به قول جلال آل احمد در یتیم خلیج فارس در نزدیكی بندر بوشهر واقع گردیده و دارای قدمت طولانی است. از آثار توریستی این جزیره می توان از كلیسای مربوط به دوران ساسانیان و صومعه مربوط به همین دوران كه دارای شصت حجره می باشد یاد كرد.
▪ عمارت ملك
این عمارت ملك مجموعه ساختمانی متعلق به یك قرن پیش با زیربنای ۴ هزار متر مربع است. از جمله دیگر آثار باستانی استان بوشهر می توان از خانه رئیسعلی دلواری كاخ كوروش در برازجان دژبرازجان بندرسی نیز- نیز آب انبار قوام قبر ژنرال انگلیسی گور دختر كوشك اردشیر گورستان ژنرالها (قبرستان امپریالیسم) كلیسای مقدس سیراف ریشهر و بافت قدیم بوشهر نام برد.
▪ سواحل استان بوشهر
سواحل استان بوشهر از لحاظ ساختاری به دو نوع متمایز و جالب ماسه ای و صخرهه ای تقسیم می شود. بخش سواحل صخره ای به دیل ساختما آهكی و انجام عمل فرسایش های آبی چشم اندازهای بسیار زیبا و دیدنی ایجاد كرده است. از آب های نزدیك سواحل می توان برای شنا قایقرانی كرجی رانی و اسكی روی آب استفاده كرد.
▪ قبر ژنرال انگلیسی
قبر ژنرال انگلیسی در خیابان امام خمینی بوشهر قرار گرفته است. این قبر به شكل ابلیسك در داخل فضای گلخانه شهرداری ساخته شده است. منشاأ این تیپ قبرها مصری است. قاعده ابلیسك كه در وسط باغچه قرار گرفته مربع است كه وسط چهار ضلع آن از میانه به طرف داخل فرورفتگی دارد.
▪ كوشك اردشیر
این بنا بسیار به كاخ اردشیر در فیروز آباد است. و از سنگ های ه چندان هموار كه با ساروج به یكدیگر چسبیده اند ساخته شده است. زیر بنای كوشك به صورت صلیب است و بنا دارای اتاق های گهواره ای شكل است.
● صنایع دستی و سوغاتی ها
همچنین صنایع دستی این استان را توربافی قالی بافی، گبه بافی، گلیم بافی، نمد بافی، عبا بافی، كوزه گری یا سفالگری، حصیر بافی،گیوه دوزی، كلاه حصیری، زنبیل، سبد بافی تونیزه بافی، دولچه مشك و صنعت كشتی سازی (قایق سازی) تشكیل می دهند. معروفترین سوغات استان بوشهر شامل خرما مسقطی، ماهی و میگو است.
استان چهار محال و بختیاری

چهار محال بختیاری در قلمرو مركزی رشته كوههای زاگرس بین پیشكوههای داخلی و استان اصفهان استقرار یافته است. این استان از شمال و شرق استان اصفهان از غرب به استان خوزستان و از جنوب به استان كهگیلویه و بویر احمد محدود است.
براساس آخرین تقسیمات سیاسی كشور استان چهار محال بختیاری ۵ شهرستان، ۱۷ شهر، ۱۰ بخش و ۳۴ دهستان دارد. شهرستانهای این استان مشتمل باست بر شهركرد ، بروجن ، لردگان. فارسان و اردل.
● دیدنیهای استان
▪ زاینده رود
تمامی مسیر زاینده رود از قراقوش در انتهای مرز شمالی تا چلوان در نزدیكی سامان از جاذبه های اصلی و كانون های عمده تفرجگاهی استان بشمار می آید. این ناحیه با روشتاهای زیبای قراقوش كرمگوگان ماركده قوچان صادق آباد قار تطوع پونه وارهوره دشتی چم كاكا چم جنگل چنگ هر ساله هزاران خانوار بومی و غیر بومی را به سوی خود جلب می كند.
▪ لردگان
حواشی رودخانه لردگان كه محل مزارع و شالیزارها است چشم اندازهای بسیار جالب توجهی دارد از این نقطه نظر به ویژه در فصول پاییز و زمستان بسیار زیبا و دیدنی است.
▪ قلعه دزك
این بنا در جنوب شرقی روستای دزك قرار دارد و در دو طبقه و به صورت باشكوهی ساخته شده است. طبقه اول دارای یك هشتی ورودی در وسط است كه از طرفین به محوطه بزرگ قلعه منتهی می شود. در طرفین هشتی چهار ایوان قار دارد كه دو دیوان رو به شمال و دو دیوان رو به جنوب قرار گرفته است و شامل چند اتاق و انبار است.
▪ پل زمان خان
این پلیكی از بناهای با ارزش و قدیمی استان است كه در ۲۹ كیلومتری شمال شهر كرد قرار دارد. در ادوار گذشته ایلات و عشایر بختیاری از روی آن آمد و شد می كردند. پل به دست یكی از رؤسای عشایر به نام زمان خان به صورت دو دهنه هشت متری احداث شده است.
▪ پیر غار
سنگ نوشته های مشروطیت پیر غار از تفریجگاههای منطقه چهار محال است كه در بخش میزدج قرار دارد. در این محل چشمه های آب از داخل سنگ ها در جریان است.
● صنایع دستی و سوغاتی ها
زمینه های بافت چوخا، خورجین، قالی، قالیچه سیاد چادر گلیم دستكش و كلاه پشمی و ... است.
بازارهای داخلی و خارجی به فروش می رسد. مهمترین صنایع دستی عشایر چهار محال و بختیاری عبارتند از :
خورجین بافی، گیوه دوزی، كلاه مالی، نمد مالی، چوخا بافی، قالی بافی، نمكدان، خور، وریس، جاجیم بافی، بافت سیاه چادر، گلیم بافی، قفل سازی، جل، كمچه دان، پاس، كلاه و دستكش
استان زنجان

از جمله استانهایی است كه به تنهایی با ۷ استان همسایه و هجوار است. استان زنجان براساس آخرین تقسیمات كشوری دارای ۳ شهرستان، ۱۳ بخش، ۸ شهر، ۴۴ دهستان و ۹۸۱ آبادی دارای سكنه است. شهرستانهای این استان عبارتند از زنجان، ابهر و خدابنده.
● دینیهای استان
▪ گنبد سلطانیه
در قسمت جنوب غربی كهن دژ (ارگ سلطنتی) گنبد سلطانیه به عنوان یكی از بناهای عظیم اسلامی و شاید باشكوهترین آنها همچون نگینی سربرافراشته خودنمایی می كند.
▪ بقعه امام زاده زید الكبیر
بقعه امام زاده زید الكبیر در انتهای خیابان استاد مطهری ابهر واقع شده است. برج و گنبد آن كه به شكل مخروط است از آجر ساخته شده است.
▪ بنای تارخی رختشوی خانه زنجان
بنای تاریخی رختشوی خانه زنجان در مركز بافت تاریخی شهر و در محل معروف به (بابا جامال چوقوری) (گودال باباجمال) ساخته شده است و از طریق كوچه فرهنگ به خیابان سعدی زنجان كه به فاصله یكصد متر و از سمت غربی آن می گذرد راه دارد.
▪ بنای تاریخی چلبی اوغلی
در پانصد متری جنوب غربی سلطانیه بر سر راه سلطانیه- خدابنده آثار معروف بقعه چلبی قرار گرفته است. باستان شناسان محققان این مجموعه را به سلطان چپلی نسبت داده اند و تاریخ ساخت آن را سال ۷۲۸ ه.ق ذكر كرده اند.
▪ پل میر بهاءالدین
پل میر بهاءالدین زنجان بر روی رودخانه زنجان رود كه در دوره قاجاریه ساخته شده است.
● صنایع دستی و سوغاتی ها
در زنجان صنایع دستی از رشد و شكوفایی چشمگیری برخوردارند. نمونه های بدیع آفریده های دستان هنرمندان و متخصصان برجسته زنجانی امروزه مایه سربلندی و مباهات موزه های بزرگ جهان است. در اینجا به شرح انواع صنایع دستی استان زنجان می پردازیم؛
▪ چاقو سازی
▪ فرش بافی
▪ چاروق دوزی
▪ ملیله كاری
استان خوزستان

استان خوزستان با مساحتی بالغ بر ۲۸۲/۶۷ كیلومتر مربع در جنوب غربی ایران قرار دارد. این استان از شمال به استان لرستان از شمال شرقی به استان اصفهان از شمال غربی به استان ایلام و از طرف شرق و جنوب شرقی به استانهای چهار محال و بختیاری و كهگلیویه و بویر احمد محدود می شود. در جنوب این استان خلیج فارس قرار دارد.
● دیدنیهای استان
▪ آبشارهای شوشتر
استان خوزستان از دیرباز از جنبه های مهم و متنوعی برای جلب توریست برخوردار بوده كه این جاذبه ها از جهت شكل و كیفیت به ۴ دسته تقسیم می شوند.
جاذبه های طبیعی شامل آبشارهای شوشتر، هور دورق در شادگان دریاچه سد دز در اندیمشك دریاچه سد شهید عباسپور. در مسجد سلیمان امامزاده عبدالله در باغملك و قایق رانی در رودخانه كارون و اروند در شهرهای اهواز آبادان و خرمشهر.
جاذبه های جنگی تاكنون بیش از ۱۱۰۰ مدل كه اتفاقات و حماسه های عظیم رزمندگان در آن مناطق انجام شده شناسایی گردیده كه عمده آن شامل منطقه شلمچه (قتلگاه شهدای كربلای۵) اروند كنار (منطقه شهدای عملیات والفجر) تنگ چزا به موزه فرهنگی دفاع مقدس در دزفول اهواز و خرمشهر حسینیه (منطقه عملیاتی رمضان) دهلاویه (منطقه شهادت دكتر چمران) بنای یادبود شهدای هویزه(حماسه سازان دفاع مقدس و محل شهادت شهید علم الهدی) پل استراتژیك كرخه منطقه فكه تپه های الله اكبر مسجد جامع خرمشهر، پل بعثت و ... است.
▪ كول فره
جاذبه های باستانی و زیارتی استان خوزستان یادمانهای متعددی را از ظهور و سقوط تمدنهای اولیه بشری مثل تمدن عیلامی ها و آشوری ها دارد.. آثار باستانی ایذه اشكفت سلیمان نقشهای كول فره كتیبه عیلامی
▪ دانیال نبی
وجود زیارتگاههای متعدد باعث شده هر ساله هزاران نفر از دوستداران این آثار از داخل و خارج كشور به این منطقه سفر می كنند. مقبره دانیال نبی مزوه شوش و قلعه باستانشناسان و پل والرین پل شادروان مسجد جامع شوشتر بقعه امامزاده عبدالله و بقعه صاحب الزمان.
▪ چغازنبیل
نقش ارژن و مسجمه سردار پارتی آثار باستانی شوش چغاززنبیل كاخ آپادانا آثار باستانی شهر بهبهان محوطه باستانی اوجان در كنار رودخانه مارون پل كسری پل و بندبكان مسجد جامع بكان و حمام غله بكان. آثار باستانی را مهرمر طاق نصرت ساسانی آرامگاه هرمز قلعه
● صنایع دستی و سوغاتی ها
مهمترین صنایع دستی خوزستان عبارتند از قالیبافی، قلابدوزی، بافت انواع ملحفه لنگ چفیه (روسری عربی مردانه) مقنعه (روسری زنانه) جاجیم، گلیم مراكز بافت این محصولات شهرهای شوشتر دزفول و شادگان است.
علاوه بر این صنایع دستی فلزی نیز در این استان رایج است. به عنوان نمونه در كارگاههای دزفول وسایل چایخوری و سینی و منتقل تهیه می شود.
استان خراسان رضوی

خراسان رضوی یكی از قدیمی ترین مناطق شمال خاوری ایران و یكی از جدید ترین استان های ایران است كه از تقسیمات جدید استان خراسان به وجود آمده است. خراسان رضوی یكی از پرجاذبه ترین مناطق ایران است كه دربرگیرنده حرم مطهر حضرت رضا (ع) بوده و یكی از مهم ترین قطب های گردشگری مذهبی – فرهنگی ایران را تشكیل می دهد. خراسان بخش باقی ‎مانده و کوچکی از «ساتراپی» پارت در دوره های باستانی ایران است که در سنگ نبشته های داریوش بزرگ هخامنشی در بیستون و سنگ نبشته های دیگر هخامنشی، ازآن یاد شده است. خراسان رضوی صرف نظر از جایگاه طبیعی، جغرافیایی و دارا بودن منابع سرشار زیر زمینی، از لحاظ تاریخی نیز از کهن سال ترین مناطق ایران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. وجود مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) در شهر مشهد نیز در گسترش, رشد و رونق این استان نقش بسیار موثری داشته و مهم ترین جاذبه گردشگری مذهبی ایران را تشكیل می دهد.
●مکان های دیدنی و تاریخی
استان خراسان رضوی یكی از مهم ترین قطب های گردشگری ایران است و از جاذبه های طبیعی و مكان های دیدنی مذهبی و تاریخی بسیار ارزشمندی برخودار است. مهم‌ترین اماكن دیدنی استان خراسان رضوی عبارت‌اند از: حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) و مجموعه‌ی آستان قدس رضوی، مسجد گوهرشاد، مدرسه‌ی پریزاد، مدرسه‌ی دودر، بقعه‌ی خواجه ربیع، بقعه‌ی گنبد سبز، آرامگاه نادرشاه افشار، مصلای مشهد، طرقبه، شاندیز، پارك وكیل‌آباد، كوه سنگی، بندگلستان، خواجه اباصلت، خواجه مراد و مقبره‌ی گوهرتاج (در مشهد)، مسجد پامنار، آرامگاه ملاهادی سبزواری، مناره‌ی خسروگرد، رباط مهر، آرامگاه سیدحسن غزنوی و مسجد جامع (در سبزوار)، گنبد هارونیه و آرامگاه فردوسی (در توس)، كتبیه‌ی نادری، عمارت خورشید، ارغون‌شاه و مسجد كبود گنبد (در كلات نادری)، شهر عتیق، تپه بام و مدرسه‌ی عرضیه (در قوچان)، ‌آرامگاه شاه قاسم انوار و مقبره‌ی شیخ احمد جامی (در تربت جام)، برج كرات (در تایباد)، باغ گلشن (در طبس)، ارگ كلاه فرنگی، دریاچه‌ی گل بی‌بی و آرامگاه بابا لقمان (درسرخس)، قدمگاه رباط عباسی و آرامگاه‌های عطار، كمال‌الملك و خیام (در نیشابور)، برج علی‌آباد، مناره‌ی فیروزآباد، باغ مزار و آرامگاه مدرس (در كاشمر) و مقبره‌ی شیخ حیدر و مسجد ملك (در تربت حیدریه)، سنگ فیروزه، زعفران، ادویه و مهر و تسبیح از سوغاتی‌های استان خراسان رضوی است.
●صنایع و معادن
خراسان رضوی یكی از مهم ترین مراکز صنایع دستی ایران است، برخی از صنایع دستی آن، چون فیروزه، پوستین دوزی، فرش بافی و... شهرت جهانی دارند. خراسان رضوی به دلیل جایگاه ویژه مکانی خود، که محل برخورد پدیده های مهم و متفاوت زمین شناختی است، جایگاه مناسبی از لحاظ گنجایش و گوناگونی ذخایر معدنی دارد. ذخیره های زغال سنگ، مس، روی، آهن، منگنز، خاک نسوز، منیزیت، گل سفید، سنگ های ساختمان، مانند مرمریت، تراورتن، سنگ آهن و گچ، دراستان یافت می شود. کاوش های پیرامون طبس، از وجود ذخایر بزرگ اورانیوم، رادیوم و توریم خبر می دهد. این منابع از لحاظ تأمین انرژی، از ارزش اقتصادی بالایی برخوردارند.
زگذشته های دور، بخش بزرگ تولیدات خراسان را، فرآورده های کشاورزی و صنایع دستی به خود اختصاص می داده است. از این رو بخش بزرگ کالای صادراتی استان خراسان در سطح ملّی، فرآورده های کشاورزی، چون گندم، زعفران، زرشک، کشمش، پوست دام، و در مورد هنر های دستی، فرش، فیروزه تراشیده شده، پوستین،... بوده است. علاوه بر آن، زوار مقداری از کالای ناحیه ای خود را برای فروش به مشهد آورده‎، به هنگام بازگشت، سوغات و بخشی از نیازهای مصرفی خویش را خریداری می کردند، که در افزایش بازرگانی خراسان، به ویژه شهر مشهد مؤثر بوده است.
●کشاورزی و دام داری
استان خراسان رضوی به دلیل شرایط ویژه اقلیمی، وجود خاک های زراعی مرغوب، آب فراوان، دشت ها و درّه های بزرگ و حاصل خیز، دارای پیشینه درخشانی در امر کشاورزی است و می‎توان گفت، که سرزمین پر برکت خراسان رضوی، با آب و هوای گوناگون و منابع آب و خاک، از امکان‎های بالقوه بسیار بالایی برای گسترش کشاورزی برخوردار است. دشت های پهناور خراسان در نواحی گرم، معتدل و سرد گسترده شده‎اند. تولید فرآورده‎های سردسیری، نیمه گرمسیری وگرمسیری، مانند: گردو، بادام، سیب، گلابی، پسته، زعفران، خرما و مرکبات، از ویژه گی های خراسان است.
خراسان مهم ترین منطقه پرورش دام در ایران است. این كار با روش های گوناگونی صورت می‎گیرد که مهم ترین عامل ایجاد این اختلاف‎ها، آب و هوا، به ویژه ریزش باران است. پرورش دام دراستان خراسان رضوی به شکل های گوناگون کوچ نشینی، رمه گردانی، روستایی و تلفیق زراعت و دام داری و دام پروری صنعتی دیده می شود. مهم ترین دام هایی که درخراسان پرورش داده می شوند، گوسفند، بز، گاو، گاومیش و شتر است. فعالیت گاوداری به شیوه صنعتی برای تولید شیر و گوشت در خراسان از اهمیت زیادی برخوردار است. این استان از نظر ظرفیت تولید شیر و گوشت و تولیدات دامی دارای اهمیت زیادی در كشور است.
●وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
واژه خراسان گویا بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جز «خور» به معنای خورشید و« آسان» به معنی آمدن است یعنی جایی که خورشید از آن بر می آید. پسوند رضوی آن به سبب وجود بارگاه مقدس حضرت رضا(ع) در این استان به این منطقه داده شده است. خراسان جزو ساتراپی پهناور پرثوه بوده است. این ایالت پهناور، که سرانجام قرارگاه و کشور نیرومند اشکانیان شد، درآغاز تاریخ ایران باستان، مادها را به سوی خود کشانید. جغرافی نگاران آورده‎اند که چون تنگدستی عمومی و عوامل نامطلوب طبیعی این استان، با جایگاه شاهانه و زندگی پر تجمل پادشاهان هخامنشی ناسازگار بود، هرگاه که گذرشان به خراسان می‎افتاد، می‎کوشیدند تا هرچه زودتر سرزمین پارت ها را پشت سر گذارند. اما همین عوامل نامساعد طبیعی، اشکانیان، یعنی این شاخه از مردمان هند و اروپایی را مردمی سخت کوش، بردبار، و دلیر گردانید و این ویژگی های اخلاقی، نام آنان را بلند آوازه ساخت.
به هنگام ناتوانی هخامنشیان، از این منطقه اشک نامی، که بنیان گذار خاندان اشکانی شناخته شده است، حکومت سلوکیان را از میان بر داشت و حکومت نوینی را بنیاد نهاد. در دوران ساسانی که ملوک الطوایفی بر چیده شد؛ خراسان باستانی یا ساتراپی پارت به شکل یکی از استان های ایران شهر درآمد و توسط سپاهبدی اداره می شد. در۱۳۰۳هـ. ش، که ادوارد توماس، ترجمه درست سنگ نبشته های پایکولی را منتشر ساخت، حدود خراسان باستانی به خوبی روشن شد. حدود چهار مرزبان نشین خراسان در روزگار ساسانیان، از دروازه‎های دریای مازندران، نزدیک ری آغاز و با گذشتن از کوه های البرز و دره اترک تا درگز ادامه می یافت. سپس از بیابان تجن و مرو به جیحون و پامیر رسیده، در آن جا در ادامه رود جیحون تا ستیغ هندوکش و از آن نقطه به سوی باختر به امتداد رشته هندوکش به جنوب متوجه شده از ناحیه هرات وکاشمر امروزی و خواف می گذشت و کُهستان / قهستان را بریده، دوباره به دروازه های دریای مازندران می پیوست.
گشودن منطقه بزرگی چون خراسان برای مسلمانان به آسانی میسر نشد، از اوایل خلافت عمر، تا میانه خلافت عثمان، یعنی در طی بیست سال، با وجود کوشش‎های پیاپی سرداران اسلامی، سرزمین خراسان بر روی مسلمانان نا گشوده ماند، تا آن که عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور گشودن آن منطقه شد. نخستین شهری که در خراسان به دست یکی از سرداران عبدالله در سال ۳۱ هـ. ق، گشوده شد، طبس بود و گشودن دیگر نواحی تا زمان حکومت معاویه به سال ۴۲ هـ. ق، و شاید هم تا مدت ها پس از آن تاریخ به درازا کشید. در دو سده‎ای که خراسان زیر نظر نماینده‎گان خلفای بغداد اداره می شد، اوضاع برای روی کار آمدن مردانی، که در آن سر زمین ادعای استقلال در سر داشتند، مساعد نبود. نخستین فرصتی که برای درست شدن آن آرمان دیرینه، روی نمود، اختلافی بود که بین امین و مأمون، فرزندان هارون الرشید خلیفه عباسی، بر سر جانشینی خلیفه در گرفت. در این کشمکش، مأمون از طاهر بن حسین، سردار سپاه خراسان کمک خواست. در جنگ‎هایی که میان جنگ‎جویان آن دو برادر روی داد، همه جا طاهر بر سردار سپاه امین چیره گردید و سرانجام در ۱۹۸ هـ. ق، بغداد را محاصره و آن شهر را به نام مأمون عباسی گشود. همین که خلافت مأمون روشن شد, وی به پاس آن لشکرکشی های درخشان، در سال ۲۰۵ هـ. ق، حکومت خراسان را به طاهر بن حسین واگذار کرد.طاهر بن حسین پایتخت خراسان را از مرو به نیشابور منتقل ساخت و شالوده دودمانی را ریخت که نخستین حکومت مستقل حکم رانان ایرانی پس از یورش عرب ها به شمار می آید. دوران حکم رانی طاهریان، که آغاز استقلال این منطقه بود، از نیم سده گذشت و سرانجام در سال ۲۹۵ هـ. ق، یعقوب لیس صفار، بنیان گذار دودمان صفاریان سیستان، با گرفتن شهر نیشابور، به فرمان روایی آنان پایان داد.
در سال ۲۸۳ هـ. ق، عمرولیث صفاری به خراسان لشکر کشید وآن ایالت را جزو سیستان کرد. در سال ۲۸۷ هـ. ق، امیر اسماعیل سامانی خراسان را گشود و به سرزمین ورز رود یا ماورارءالنهر افزود. در دوران فرمان روایی صفاریان و سامانیان، زبان فارسی جان تازه ای یافت. ترجمه تاریخ وتفسیر طبری در این روزگار فراهم شد و محمد بن وصیف سیستانی و ابو عبدالله جعفر، سرشناس به رودکی، شعر فارسی را بر شالوده نوینی استوار ساختند. دوران ۱۳۰ ساله فرمان روایی خاندان سامانی ( ۲۶۱-۳۸۹ هـ. ق ) بر خراسان و ماوراءالنهر، و خدمت بزرگی که پادشاهان آن خاندان به رستاخیز زبان فارسی و گسترش علم وادب نمودند، یکی از درخشان ترین فصل های تاریخ ایران را تشکیل می دهد.
پس از سامانیان، غزنویان ( ۳۵۱-۵۸۱ هـ. ق ) در سال ۳۸۴ هـ. ق، بر خراسان و ماوراءالنهر چیره شدند. اینان نیز به تقلید فرزندان سامان، به گسترش علم و ادب و تشویق شاعران و نویسنده ‎گان فارسی زبان پرداختند. مهم ترین رویداد دوران ۲۳۰ ساله حکم رانی غزنویان، تجزیه خراسان باستانی به دو بخش جداگانه بود، که در سال ۴۵۱ هـ. ق، صورت گرفت. بخش بزرگی که شامل افغانستان کنونی است و پایتخت اش شهر غزنی بود، در دست غزنویان ماند و بقیه خراسان از آن سلجوقیان شد.
قلمرو پادشاهان سلجوقی نیز پس از ۱۲۳ سال ( ۴۲۹ – ۵۵۲ هـ. ق ) به دست خوارزمشاهیان افتاد و حکومت خوارزمشاهیان هم پس از یک سده و نیم، در سال ۶۱۷ هـ. ق، به دست لشگریان مغول بر چیده شد. هرات، پایتخت باستانی آریا - خراسان، که یکی از کهن سال ترین شهرهای خراسان باستانی بود، مانند بسیاری دیگر از شهر ها در فتنه مغول آسیب بسیار دید.
در اواخر سده ۷ هـ. ق، که سلسله ایل خانان در ایران ایجاد شد، خراسان به قلمرو آنان افزوده شد و یکی از نمایند‎گان ایل خانان که پسر یا وارث تاج و تخت پادشاهی بود، بر خراسان حکومت می کرد. با درگذشت ابوسعید بهادر خان ( ۷۱۶ – ۷۳۶ هـ. ق ) خاندان های آل کرت ( ۶۴۳ – ۷۸۳ هـ. ق ) که از ملوک ایران خاوری بودند در آن حدود حکومت داشته پایتخت‎شان شهر هرات بود. هم چنین از سال ۷۸۳ هـ. ق سربداران در سبزوار به حکومت رسیده تا سال ۷۸۸ هـ. ق، در آن نواحی حکومت داشتند. در سال ۷۸۳ هـ. ق، تیمور لنگ خراسان را گشود، سپس هرات، پایتخت فرزندش شاهرخ شد. تنها شهری که در دوره فرمانروایی تیمور به اوج شکوفایی خود رسید، سمرقند بود. سمرقند که در خاور بخارا و نزدیک رود زرافشان قرار داشت پیش از آن نیز یکی از آبادترین و ثروتمندترین شهر های خراسان باستانی بود. دوره فرمانروایی جانشینان تیمور بر خراسان و ورز رود ماوراءالنهر از ۸۰۷ تا ۹۱۳ هـ. ق، به درازا كشید. در این مدت بیشتر شهرهای خراسان ازآرامش و آسایش برخوردار بود. سلطان ابو سعید، نواده تیمور از ۸۵۵ تا ۸۷۲ هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در جنگ با امیر حسن بیگ، سرشناس به اوزون حسن، بنیان گذار دودمان بایندری یا ترکمانان آق قویونلو ( سفید گوسفند) کشته شد.
دوره فرمان روایی جانشینان ابو سعید به سال ۹۱۳ هـ. ق، با افتادن خراسان به دست شیبک خان اوزبک به سر آمد. چیرگی شیبک خان اوزبک بر خراسان، آغاز یورش های پی گیری است، که در دوران پادشاهی شاه اسماعیل اوّل و شاه تهماسب صفوی موجب خرابی ها و آسیب های بسیاری بر شهرهای هرات، نیشابور و توس ( مشهد) شد. شاه اسماعیل صفوی پس از گشودن مشهد، به دنبال ازبکان تاخت و در سال ۹۱۶ هـ. ق، قلعه مرو را گشود و شیبک خان ازبک در روستای محمودآباد، در نزدیکی مرو کشته شد. بدین ترتِب سراسرخاک خراسان تا کرانه آمویه به دست صفویان افتاد و مذهب شیعه امامی، کیش رسمی مردم این منطقه شد.
خطریورش ازبکان بر خراسان پس از کشته شدن شیبک خان، هم چنان ادامه یافت و شاه اسماعیل به استوار ساختن هرات فرمان داد. درسال ۹۲۱ هـ. ق، فرزند خود، تهماسب میرزا را همراه لـله‎اش با عنوان سلطنت خراسان، به هرات فرستاد. این اقدام آغاز رواج روش نویی بود، که تا اواخر دوران صفوی ادامه یافت، چنان که تهماسب نیز نخست اسماعیل میرزا و سپس پسر بزرگ خود، محمّد میرزای سر شناس به خدابنده را در سال ۹۴۳ هـ. ق، با همان عنوان به شهر هرات فرستاد و عباس میرزا، که بعد ها به شاه عباس بزرگ سرشناس شد، به سال ۹۷۸ هـ. ق، در شهر هرات به دنیا آمد. به هر حال تا سال ۱۰۰۶ هـ. ق، که شاه عباس در نزدیکی هرات، ازبکان را به کلی شکست داد، شهر های خراسان، چه در اثر یورش های این مردمان سرکش و چپاول‎گر و چه در اثر آشوب های درونی، خرابی و زیان بسیار دید.
در اواخر دوران صفوی، ملک محمود سیستانی، تون ( فردوس) را گرفت و در سال ۱۱۳۶ هـ. ق، خراسان را گشود و در مشهد استقرا یافت. در این زمان شاه تهماسب صفوی و نادر قلی افشار برای نجات ایران با یک دیگر پیمان بسته نادر فرمانده سپاه ایران شد. سه سال بعد نادر مشهد را از ملک محمود سیستانی پس گرفت.
پس از کشته شدن نادر شاه افشار در سال ۱۱۶۰ هـ. ق، در خبوشان ( قوچان)، علیقلی خان، برادرزاده‎اش به حکومت رسید. وی در سال ۱۱۶۱ هـ. ق، به دست برادرش ابراهیم خان کشته شد و شاهرخ، پسر رضاقلی میرزا و نواده نادرشاه به حکومت رسید.
شاهرخ شاه تا سال ۱۲۱۰ هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در همان سال به دست آغا محمّد خان قاجار از حکومت بر کنار شد و درگذشت. با قتل نادر میرزا، پسر شاهرخ شاه، آخرین بازمانده افشار در سال ۱۲۱۷ هـ. ق، به دست فتح علی شاه قاجار، سراسر خراسان، از جمله شهر مشهد به دست قاجاریان افتاد.
●مشخصات جغرافیایی
استان خراسان رضوی یكی از جدید ترین استان های ایران است كه از تقسیم استان خراسان بزرگ به وجود آمده است. مرکز این استان ( شهر مقدس مشهد ) در پهنای شمالی ۳۶ درجه و ۱۷ دقیقه, درازای خاوری ۵۹ درجه و ۳۶ دقیقه و ارتفاع۹۷۰ متری از سطح دریا واقع شده است. این استان از سمت شمال به خراسان شمالی و تركمنستان‏, از خاور به افغانستان, از جنوب به استان خراسان جنوبی, از باختر به استان سمنان و از جنوب باختری به استان یزد محدود شده است. شهرستان های مشهد, تایباد, تربت جام, تربت حیدریه, رشتخوار, قائنات, خواف, فردوس, چناران, سرخس, درگز, سبزوار, فریمان, قوچان, برداسكن, خلیل آباد, كاشمر, گناباد, نیشابور و كلات شهرستان های این استان هستند. راه های زمینی و هوایی استان به شرح زیر است : راه های زمینی در خراسان رضوی به راه های جاده ای و راه های آهن بخش می شوند. راه های جاده‎ای خراسان رضوی، شامل محورهای زیر هستند:
محور شمالی
این راه از طریق مازندران، به محورهای شمال باختری خراسان شمالی می پیوندد. مسیراصلی آن، شهرستان های بجنورد، شیروان، قوچان، چناران و مشهد است. دنباله این راه از طریق فریمان، تربت جام، تایباد، به دوغارون در مرز افغانستان رفته به راه های آن کشور می پیوندد. درازای این مسیر از مرز افغانستان تا شهر بجنورد در خراسان شمالی حدود ۵۵۰ کیلومتر است.
محور باختری
این راه بهترین مسیر مشهد – تهران است، که پس از گذشتن از سمنان، دامغان و شاهرود، به راه های استان خراسان رضوی پیوسته و از شهرهای سبزوار و نیشابور گذشته در مشهد پایان می پذیرد. درازای این مسیر ۸۹۲ کیلومتر است.
●محور جنوبی
این راه سبب پیوستن استان خراسان رضوی با خراسان جنوبی و شهرهای یزد، کرمان، زاهدان و زابل می شود. این راه پس از گذشتن از تربت حیدریه، گناباد، فردوس و طبس، از طریق رباط پشت بادام، به یزد می رسد، که درازای آن ۹۳۹ کیلومتر است. شاخه دیگر این راه، از مسیر دیهوک و راور به کرمان می‎رسد، که درازای مسیر آن، ۸۹۴ کیلومتر است. در حال حاضر این مسیر برای گذشتن اتومبیل های سواری و مسافرت های خانوادگی مناسب نیست.
راه سوم، راه مشهد – زاهدان است، که پس از گذشتن از شهر های گناباد، قائن و بیرجند در خراان جنوبی، به زاهدان می رسد. درازای این مسیر از مشهد تا زاهدان ۹۷۵ کیلومتر است.
●راه آهن
درازای راه آهن تهران - مشهد ۹۲۵ کیلومتر است. انجام و تکمیل طرح خط آهن مشهد– پیش از رسیدن به سرخس در مرز ایران و ترکمنستان، به درازای ۱۶۰ کیلومتر در درون ایران کشیده شده و پس از مسیری دیگر به درازای ۱۳۰ کیلومتر، نه تنها شبکه راه آهن آسیای مرکزی را به بندرهای خلیج فارس می پیوندد، بلکه با کمک یک خط آهن جدید به درازای ۳ هزار کیلومتر، سبب پیوند چین به اروپا می شود که از مسیری که در خاک شوروی پیشین قرار داشت کوتاه تراست. بخش دیگراین طرح، راه آهن مشهد – بافق است که ساختمان آن در دست اقدام است.
فرودگاه بین المللی شهر مشهد در ردیف فرودگاه های بین المللی بوده و دارای تجهیزات و کادر تخصصی کافی در كشور است.
استان خراسان جنوبی

● نگاهی کوتاه به استان خراسان جنوبی
طبیعت خاص استان خراسان جنوبی دشت بزرگ لوت و چشم اندازهای زیبای آن در جنوب استان خراسان جنوبی به همراه اشکال ژئومورفولوژی موجود در این استان در کنار ییلاق های کوهستان های شمال خاوری استان خراسان جنوبی از جمله مهم ترین مناطق توریستی – طبیعی خاص به شمار می روند.
استان خراسان جنوبی از مناطق تاریخی و بناهای معماری قابل توجهی برخوردار است. بیرجند، خوسف، سربیشه و نهبندان هر یک دربرگیرنده جاذبه های تاریخی و معماری با اهمیتی هستند که به لحاظ معماری و تاریخی استان خراسان جنوبی را غنی و پربار ساخته اند. از نظر تاریخی "خوسف" یكی از كهن‌ ترین و قدیمی‌ترین شهرهای جنوب خراسان به شمار می رود که وجود بافت قدیمی با آثار تاریخی ارزشمند؛ از ویژگی های شاخص این شهر محسوب می شود. این بافت كه به لحاظ موقعیت طبیعی و واقع شدن بر روی هسته مقاوم، از زمین لرزه در امان مانده یكی از سالم ترین بافت های تاریخی است.
بناهای تاریخی سربیشه به دوره پیش از اسلام می‌رسد و آثار تاریخی آن نشان دهنده ی غنای فرهنگی و سابقه تمدنی این منطقه است. آثاری از قبیل محوطه‌های باستانی، قلعه و خانه‌های قدیمی، غارها و روستاهای شگفت انگیز در این منطقه دیده می شوند. شرایط دشوار طبیعی مناطق كویری و بیابانی ایران باعث شده تا مردم كویر نشین از ابتكار و خلاقیت خود استفاده كرده و با بیش ترین بهره‌گیری از عوامل و شرایط طبیعی آن را در اختیار خود در آورند.
آسبادهای نهبندان از جمله این خلاقیت ها هستند كه در این منطقه دیده می شوند. منطقه نهبندان به دلیل گسترش دامنه ی بادهای ۱۲۰ روزه سیستان تا این منطقه؛ امتیاز ویژه‌ای دارد و به همین سبب آسبادهایی در این منطقه دیده می شوند که برخی از آن ها قدیمی هستند. قلعه بزرگ نهبندان كه از خشت و چینه ساخته شده، در داخل شهر نهبندان قرار گرفته و سابقه ی آن به دوران اشکانیان و ساسانیان می رسد.
بیرجند نیز از تاریخی ترین و مهم ترین مناطق استان خراسان جنوبی به شمار می آید. این منطقه دربرگیرنده شاخص ترین بناهای معماری، باغ های قدیمی و حمام های تاریخی است که قدمت بیش تر آن ها به دوره قاجاریه و زندیه بازمی گردد. از شاخص ترین بناهای تاریخی بیرجند؛ ارگ کلاه فرنگی در حاشیه خیابان شهید مطهری را می توان نام برد که در شش طبقه و به سبک زیگورات ساخته شده است.
در این ارگ؛ شاهد لایه های متعدد تمدنی بر روی هم هستیم و این ویژگی؛ برای علاقه مندان تاریخ و باستان شناسی بسیار اهمیت دارد. یكی دیگر از مهم ترین جاذبه‌های شهر تاریخی بیرجند؛ محور فرهنگی تاریخی چهار درخت است كه از مدرسه شوكتیه آغاز و به مسجد جامع عاشورا ختم می‌شود و تنها در حاشیه همین كوچه بیش از بیست اثر تاریخی ثبت شده‌ در فهرست آثار تاریخی قرار دارد که هر یک دارای ویژگی های خاص معماری است. این محور چندین مدرسه،خانه، حسینیه، مسجد و آب انبار را در خود جای داده ‌است.
مسجد چهار درخت؛ در محل میدان چهار درخت (قدیمی ترین میدان بیرجند) و در مجاورت مسجد عاشورا قرار دارد. مجموعه ی باغ و عمارات اکبریه بیرجند نیز شامل: باغ، عمارت، سردرب ورودی، اصطبل، حمام، خمخانه، تالار تشریفات، استخر و... است.
مهم ترین بخش این بنا؛ کوشک آن است که در سه طبقه و به صورت هشت ضلعی ساخته شده است. نمای خارجی این بخش دارای تزیینات آجرکاری با زره های هندسی شبیه بناهای دوره زندیه شیراز است. بخش مرکزی این بنا که از لحاظ معماری جالب ترین بخش مجموعه است در دو طبقه ساخته شده و اکنون به موزه باستان شناسی و مردم شناسی تبدیل شده است.
● وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
بر اساس نظر محققین؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشید و «آسان» به معنی آمدن است. یعنی جایی که خورشید از آن برمی آید و چون این منطقه در خاورایران قرار گرفته, این وجه تسمیه به نظر درست می آید.
درباره تاریخ این خطه از ایران زمین بایستی گفت: به طور كلی خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.این ایالت پهناور دردوره باستانی قرارگاه و کشور نیرومند اشکانیان شد و درآغاز تاریخ ایران باستان، مادها را به سوی خود کشانید. تاریخ شهرستان های مختلف این استان؛ در بخش های مربوطه به طور كامل آورده شده است.
● شهرهای استان:
بیرجند - سربیشه - نهبندان . (اطلاعات و آمار مربوط به سال ۱۳۷۵ می باشد).
«اورامان»، ماسوله کردستان

کردستان اصلی ترین محل زندگی قوم کرد است. این استان که در غرب کشور واقع شده در پهنه طبیعی خود دنیایی از زیبایی و تنوع را به گردشگران و طبیعت دوستان عرضه می کند.
این منطقه با انبوه کوهستان ها و دشت های پهناور خود گیاهان و جانوران متنوعی را دربرگرفته است و چشم انداز جنگل های زاگرس، منطقه ای به یادماندنی برای طبیعت دوستان به وجود آورده است.
استان کردستان در بهار و تابستان آب و هوایی خنک و معتدل دارد و در زمستان و پائیز سرد و یخبندان است.
هورامان ناحیه وسیعی است که سراسر جنوب استان کردستان را دربرگرفته و یکی از مناطق خوش آب و هوای استان کردستان است که با توجه به کوهستانی بودن از نظر استعدادها و توانمندی های گردشگری و مواهب خدادادی دارای ویژگی های نادری است که می تواند موجب جذب گردشگران خارجی و داخلی شود.
برخی از این چشم انداز ها و جاذبه های گردشگری در هورامان شامل چشم انداز دربند دزلی و ارتفاعات و دامنه های سرسبز آن، آبشار ملور مناطق پیرامون آن که دارای آبی زلال است حاصل ذوب برف های ارتفاعات بالادست آن است و زینت بخش کوه های این منطقه، چشم انداز مزارع پلکانی و معماری سنگی و روستاهای پلکانی شکل.
● روستای اورامان تخت
از توابع بخش اورامان، شهرستان سروآباد در استان کردستان قراردارد. این روستا طرف جنوب غربی به ارتفاعات اورامان تخت و از طرف شرق به ارتفاعات کومالان محدود می شود.
اورامان در زبان کردی «هورامان» تلفظ می شود و ناحیه وسیع و کوهستانی است که سایر جنوب استان کردستان را دربرگرفته و روستای اورامان تخت بخشی از ناحیه اورامان است.
● معماری روستا
بافت این روستا از لحاظ معماری به صورت پلکانی در شیب تند ساخته شده است و پشت بام منزل پائین به منزله حیاط خانه بالاست. دیوار خانه هایی که در این روستا ساخته شده اند به صورت خشک چینی یعنی بدون استفاده از ملات و به طور هنرمندانه چیده شده اند. مهم ترین مصالح مورد استفاده در ابنیه این روستا سنگ وچوب است.
از آن جایی که روستای اورامان تخت در زمان های قدیم مرکز فرمانروایی سلاطین محلی بوده است، این روستا را تخت یعنی پایتخت و مرکز سلطنت نامیده اند.
بقایای آتشکده های زرتشتی در حوالی روستا نشانگر آن است که مردم این منطقه پیش از اسلام پیرو آئین زرتشت بوده اند. مردم این روستا به زبان کردی اورامی سخن می گویند.
● الگوی معیشت و سکونت
براساس نتایج سرشماری سال ،۱۳۸۵ این روستا ۲۸۰۰ نفر جمعیت داشته است. فعالیت های اقتصادی روستای اورامان تخت برپایه زراعت، باغداری و دامداری استوار شده است. مهم ترین محصولات زراعی آن گندم، جو و عدس است، همچنین دارای باغ های وسیع میوه است و محصولات سردرختی آن شامل گلابی، گردو، انجیر کوهی وانار است. گیاهان دارویی مانند ختمی، گل گاوزبان، شاتره، بومادران، شیرین بیان، بونه و گون نیز در این روستا به وفور یافت می شود.
اورامان تخت از دیرباز جلوه گاه هنر و تمدن غنی واصیل کردی بوده است.
در این میان موسیقی جایگاهی ویژه و قابل تأمل دارد. «سیاه چمانه چید» و «کنالپل» از مهم ترین ترانه ها و نواهای این روستا هستند.
● صنایع دستی
گیوه، فرنجی، نمد، قاشق و چنگال چوبی، شانه، جاجیم، سبد و در و پنجره های چوبی از هنرهای سنتی و صنایع دستی مردم روستای اورامان تخت است. پیش از ورود کفش های خارجی به بازار انواع پای افزارها وگیوه ها را به صورت دستی در این روستا تولید می کردند.
● پوشاک مردم روستا
پوشاک مردم روستای اورامان تخت مانند سایر روستاییان کردستان، لباس های محلی کردی با طرح ها و رنگ های زیبا و شاد است. لباس مردان کرد اورامانی از چوخه، پانتول ملکی شال، دستار، فرنجی و مکه بال تشکیل شده و گاهی نیز جافی، کلینجه، شال کلکه، دستار و پیراهن بلند می پوشند.
● بازی های محلی
قلقلان، بیلان، گرزه (گرزبازی) و همک و ممک از متداول ترین بازی های مردم روستای اورامان تخت است.
● غذاهای محلی
از مهم ترین غذاهای محلی این روستا می توان به دوینه، شلمین (پلو)، آش دوغ، لونش، کلانه، شلغم ترش، یکاوه، پلییز، غازین و انواع غذاهای گیاهی و نان های محلی اشاره کرد.
● چشم انداز فرهنگی هورامان
در زبان مردم منطقه هنوز از واژه های پهلوی ساسانی به چشم می خورد. یکی از چشم اندازهای فرهنگی هورامان جشن پیرشالیار است. گروهی آن را از شخصیت های قبل از اسلام می دانند و گروهی آن را بعد از اسلام دانسته و سکونتش را در روستا حدود ۹۰۰ سال قبل می دانند. درباره ایشان حکایتی وجود دارد که می گوید: در زمان های بسیار دور در بخارا پادشاهی زندگی می کرد که دختری داشت به نام «بهار نار خاتون» این دختر کر و لال بود و تمام حکما نتوانسته بودند بیماری دختر را علاج کنند.
از سوی دیگر در منطقه اورامانات کردستان مردی به نام پیر شالیار زندگی می کرد که صاحب کرامات و معجزات بود و شهرتش عالمگیر شده بود. چون خبر معجزات پیر شالیار به بخارا می رسد، شاه دخترش را همراه با برادرش به نام شالیار سیاو و عده ای دیگر به منطقه اورامانت کردستان می فرستند. آنها وقتی به نزدیکی روستایی که پیر در آن زندگی می کند می رسند، دختر پادشاه احساس می کند که گوشش شنوایی خود را به دست آورده و صداها را می شنود.
از آنجا که پادشاه اعلام کرده بود که هرکس بیماری دخترش را علاج کند می تواند آن را به همسری برگزیند پیرشالیار قبول می کند و چون از مال دنیا چیزی نداشت، اهالی کمک می کنند و برای او جشن عروسی برگزار می کنند و هر کدام از طوایف، بخشی از هزینه ها و کارهای این عروسی را به عهده می گیرند.
پیر شالیار قبل از مرگش وصیت می کند تا آخر دنیا مراسم سالگرد عروسی اش را همه ساله برگزار کنند.
مراسم باستانی پیر شالیار در ۲ زمان متفاوت در سال بین ۱۵ اردیبهشت و ۱۰ بهمن ماه (همزمان با جشن سده زرتشتی ها) برگزار می شود. مراسم بهاره را کوهساری می گویند که همزمان با طراوت و سرسبزی اورامان کردستان است و در آن به اجرای دف نوازی و سخنرانی درباره شخصیت پیر شالیار و توزیع نان محلی (کلیره) می پردازند.
مراسم زمستان هر ساله در ۱۰ بهمن ماه به مدت ۲ هفته برگزار می شود. اهالی منطقه به این مراسم، عروسی پیر شالیار می گویند. برگزاری این مراسم به عهده متولی آن است که در هر خانواده به صورت موروثی برگزار می شود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 13:58  توسط   | 

استــان لـرستـان

در استان لرستان، مكان‌های تاریخی زیادی به همراه طبیعت سر سبز این منطقه به چشم می‌خورد، اما یكی از زیباترین مناطق این استان دریاچه گهر است. این استان به دلایل اقلیمی، ساختارهای زمین‌شناختی، ارتفاعات برفگیر، دره‌ها، رودخانه‌ها، تالاب‌ها، دریاچه‌های زیبا، چشمه‌ها، سراب‌ها، دره‌ها و جنگل‌های بلوط، از ارزش‌ها و جاذبه‌های توریستی‌ ویژه‌ای برخوردار است. در دامنه اشترانكوه، دریاچه‌های دائمی و شیرین گهر بالا و گهر پایین گسترده شده‌اند ... این دریاچه از ذوب برف‌‌های اشترانكوه و انباشت آب در پشت سد یا آب‌بندی كه از ریزش كوه پدید آمده، بوجود آمده است ... دریاچه گهر مانند آب‌گیری است كه از چشمه‌ها، آبشارها و سراب‌های اشترانكوه پر شده و آب آن در تابستان و زمستان ثابت است. البته بیشتر سطح دریاچه در زمستان یخ می‌بندد. انواع بوته‌ها، درختان تنومند بید، گیاهان و گل‌های زیبا اطراف دریاچه را به صورت یك پارك طبیعی شگفت‌انگیز در‌آورده است. زیبایی خیره كننده و چشم‌اندازهای بدیع دریاچه سبب شده هر ساله با وجود سختی راه، انبوهی از مردم لرستان، استان‌‌های اطراف و دیگر نقاط كشور، با پای پیاده یا سواره به دیدن دریاچه و زیبایی‌های آن بروند و چند روزی را در آنجا سپری كنند.

استان آذربایجان شرقی

این استان یكی از زیباترین استان‌های ایران است، استانی كه در آن جلگه، دشت، آبشار چشمه، دره، قلعه، غار، ابنیه تاریخی، مساجد قدیمی، روستاهای تاریخی، اماكن باستانی، سنگ نوشته‌ها و ... را به وفور می‌توان یافت و از آن بازدید كرد.
مراغه شهر تاریخی: مراغه از شهرهای تاریخی و قدیمی آذربایجان و ایران است. سدی در شمال‌شرقی مراغه قرار دارد كه نامش سد خاكی علویان است. این سد از قابلیت‌های ممتازی برای بهره‌برداری‌های تفرجگاهی برخوردار است. كوهستان سهند نیز یكی از زیباترین چشم‌اندازهای این سد است. اردیبهشت تا پایان پاییز بهترین زمان استفاده تفرجگاهی از دریاچه و اطراف این سد است.
دامنه سهند: توده آتشفشانی سهند در ۵۰ كیلومتری جنوب تبریز است. سهند یكی از بلندترین كوه‌های آذربایجان و مهم‌ترین كوه آتشفشانی خاموش ایران است. بلندترین قله آن، جام داغی نام دارد... سهند را به دلیل انبوه گیا‌هان و چمن و گل و مرتع، عروس كوهستان‌های ایران میگویند، زیرا سطح تمام منطقه پوشیده از گیاه است... سهند در بهار گلزاری بی‌بدیل است ... استاد شهریار در شعر بلند سهندیه زیبایی‌های این منطقه را به تصویر كشیده است، چند بیت از شعر را بخوانید:
شاه داغیم، چال پاپاغیم، ائل دایاغیم، شانلی سهندیم!
باشی طوفانلی سهندیم!
باشدا حیدر بابا تك قارلا، قیمیر و ولا قار شیبسان
سون ایپك تئللی بولور لار لا او فوقده ساریشیبسان.
اگر به مراغه رفتید، حتما به مزارهای پنج‌گانه مراغه سری بزنید. از پنج‌هزار مزار موجود در مراغه، قدیمی‌ترین آن‌ها، گنبد سرخ است كه در آذربایجان بیشتر به <قرمزی گنبد> شهرت دارد...
از دیگر مزارهای آن می‌توان از گنبد مدور، كبود، غفاریه و گوی برج نام برد...
به طور حتم در ابتدای هر داستان این جمله را از كودكی شنیده‌اید، یكی بود، یكی نبود، زیر گنبد كبود ...
این گنبد جزو مزارهای پنج‌گانه است كه <قبر مادر هلاكو> می‌باشد. این گنبد و مزار را باید ببینید تا به زیبایی‌های آن پی ببرید

استان اردبیل

● دریاچه نئور: این دریاچه در ۴۸ كیلومتری جنوب شرقی اردبیل، در ارتفاع ۲۷۰۰ متری از سطح دریا قرار گرفته است بیشترین
عمق این دریاچه ۵/۵ متر و میانگین ژرفای آن سه متر است. این دریاچه، زیستگاه برخی از گونه‌های پرندگان مهاجر است كه برای مدتی كوتاه از دریاچه استفاه می‌كنند. <آنقوت> از عمده‌ترین پرندگان این دریاچه و حاشیه آن است كه در این منطقه زاد و ولد می‌كند. نئور كه ماهی قزل‌آلای آن شهرت جهانی دارد، دارای جاذبه‌های بسیار مساعد گردشگاهی است. حواشی این دریاچه از تفرج‌گاههای مهم اردبیل است و هر ساله مسابقه تفریحی تحت عنوان <مسابقه ماهیگیری> در این دریاچه بین دوستداران صید ماهی انجام می‌شود.
● سبلان و حاشیه‌ آن: سبلان در غرب شهر اردبیل، ۴۸۱۱ متر از سطح دریا ارتفاع دارد سبلان پس از دماوند معروف‌ترین كوه آتشفشانی خاموش ایران است. ناحیه سبلان و دامنه‌های آن بسیار حاصلخیز است. دره‌های این كوهستان پهن و انباشته از رسوب‌های بسیار غنی است. آب رودخانه‌های متعدد از برف‌های دائمی همواره‌ دهانه مخروطی آتشفشان را می‌پوشاند. یكی از ویژگی‌های بارز منطقه سبلان، وجود ده‌ها چشمه معدنی آب گرم است كه در اطراف این كوهستان از سرعین گرفته تا <قوتور سو> پراكنده‌اند. این آب‌ها بیشتر در سرعین متمركزند. فتح سبلان از محل <قوتور سو> تا قله، ۸ ساعت طول می‌كشد ... این مسیر یكی از زیباترین مسیر‌های كوهنوردی ایران است . شیب آن اندكی تند است، اما دامنه‌های آن در بهار و تابستان بسیار سبز و خرم و مملو از گیاهان معطر است. در فراز سبلان، بزرگترین دریاچه ایران قرار دارد كه آب بسیار گوارا و سردی دارد. اطراف این دریاچه مملو از ستون‌های یخی و قندیل‌های آویزان است كه زیبایی‌های آن را چند برابر می‌كند. یكی دیگر از خاطرات دلنشین راهپیمایی و كوهنوردی در دامنه‌های سبلان بازدید از عشایر و ملاقات با مردم بسیار مهربان نواحی اطراف آن است.

استان ایلام

در گوشه باختری سرزمین پهناور ایران؛ نام ایلام ذهن را به دور دست تاریخ هدایت می كند . سرزمین طلوع آفتاب و عروس زاگرس با كوهستان های سلسله وار و دشت های پهناور كه زیستگاه انواع گونه های گیاهی و جانوری است، از قابلیت های برجسته ای در زمینه گردشگری طبیعی برخوردار است. از كوه های دالاهو كه می گذری كوه قلاقیران كه سمبل و نماد استقامت و جوان مردی مردم این دیار است, با ظاهری چشم نواز همراه با درختان تنومند بلوط , نمایان می شود و چشم های هر بیننده ای را می نوازد .
مواهب زیبای خدادی در استان ایلام باعث شده كه این خطه از خاك ایران از لحاظ منابع طبیعی ‌یكی از جذاب ترین مناطق ایران باشد. جاذبه های اجتماعی و فرهنگی استان ایلام از دیگر زیبایی های منطقه هستند. زندگی ایل ها و عشایر متعدد در منطقه و ییلاق و قشلاق آن ها در میان كوه ها و دشت های ایلام؛ جذاب ترین شیوه معیشت اجتماعی را در قرن صنعتی معاصر به نمایش می گذارد و حیرت هر بیننده ای را بر می انگیزد. هنوز آداب و رسوم اجتماعی و فرهنگی حاكم بر منطقه از قبیل: پوشش و لباس محلی ، گویش شیرین زبان كردی و صفای باطن و مهمان نوازی در این خطه حرف اول را می زند. ایلام به عنوان بخش مهمی از تمدن های باستانی ایران و داشتن بیش از یك هزار اثر و ابنیه تاریخی از جاذبه های گردشگری تاریخی فراوانی نیز برخورداراست.
●مکان های دیدنی و تاریخی
سرزمین ایلام با كوهستان های سلسله وار و دشت های پهناور؛ زیستگاه انواع گونه های گیاهی و جانوری است كه چشم اندازهای زیبای طبیعی را در این منطقه به وجود آورده اند. این منطقه كه بر دامنه كوه های خود چشم انداز سبزی از جنگل های بلوط را دارد؛ در بر گیرنده رودخانه ها و آبشارهای زیادی است كه هر یك جاذبه های خاص و مناظر روح پروری را به نمایش می گذارند. ایلام كه از بكر ترین مناطق سرزمین ایران است ؛ از قابلیت های برجسته و با ارزشی در زمینه گردشگری طبیعی برخوردار است.
پیشینه تاریخی و باستانی این خطه از ایران سبب شده جاذبه های باارزشی در این منطقه وجود داشته باشد كه نام آن ها یادآور اساتیر افسانه ای ایران باستان است. جاذبه های اجتماعی و فرهنگی استان ایلام از دیگر زیبایی های منطقه هستند كه بر جاذبه های گردشگری استان می افزاید. فصل بهار كه زمان رویش گل های زیبا و وحشی در این خطه است و فصل تابستان با رودخانه های خروشان و آبشارهای زیبا مناسب ترین زمان سفر به استان ایلام است.
●صنایع و معادن
بخش صنعت سهم ناچیزی از اشتغال را نسبت به بخش خدمات و كشاورزی به خود اختصاص داده است. صنعت استان ایلام بیش تر در صنایع خانگی و كارگاهی خلاصه می شود. زمانی منابع معدنی استان منحصر به منابع رسوبی بوده ولی هم اكنون منابع نفت و گاز نیز در این منطقه شناسایی شده است.
استان ایلام منطقه ای عشایر نشین است و به همین دلیل از صنایع دستی پر رونقی نیز برخوردار است. مهم ترین صنایع دستی استان عبارتند از: فرش كرك، ابریشم، گلیم گل برجسته، جاجیم، نمد، فرنجی، قتره و صنایع چوبی. از دیگر صنایع دستی ایلام می توان به سیاه چادر، رسن، گیوه كه با توجه به فراوانی مواد اولیه مانند پشم و موی بز تولید آن ها از گذشته های دوررایج بوده, اشاره نمود. استان ایلام همانند سایر مناطق ایرانی دارای سوغاتی های محلی خاص خود است كه مهم ترین آن ها عبارتند از: سقز محلی (صمغ درخت بنه)، شیرینی بژی بر ساق، ‌شیرینی گمگه، حلوای كله كنجی، روغن حیوانی معروف به روغن كرمانشاهی.
●کشاورزی و دام داری
كشاورزی در بیش تر نقاط استان به صورت سنتی انجام شده و مراحل مختلف آن از كاشت، داشت و برداشت با استفاده از اصول و روش های ابتدایی و سنتی صورت می گیرد. مهم ترین محصول كشاورزی استان، گندم است. در این استان امكانات بالقوه فراوانی برای توسعه و گسترش دام داری و دام پروری وجود دارد و هم اكنون نیز بخش مهمی از درآمد و حتی اشتغال مردم استان ایلام در بخش كشاورزی متمركز شده است. آب و هوای متنوع، وجود كوهستان ها، جنگل ها و مراتع نسبتا سرسبز و انواع گل و گیاه در بهار و تابستان و وجود مناطق گرمسیری و سردسیری در كنار هم بهترین شرایط را برای پرورش زنبور عسل فراهم آورده است.
●وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
سرزمینی كه اكنون استان ایلام نام دارد، بنا به اسناد تاریخی فراوان، بخشی از كشور عیلام باستان بوده است. این كشور در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد به وجود آمده و تا سال ۶۴۰ پیش از میلاد به حیات اجتماعی خود ادامه داده است. در این سال، به فرمان آشور بانی پال به خاك و خون كشیده شده و منقرض شده است. از شهرهای این كشور، به اسامی ‹‹شوش›› پایتخت اصلی، ‹‹ماداكتو›› پایتخت تابستانی، اهواز، خایدالو، ماساباتیك و كابیانه اشاره شده است.
در كتیبه های بابلی، عیلام را ‹‹آلامتو›› یا ‹‹آلام›› خوانده اند كه به قولی به معنای كوهستان یا ‹‹كشور طلوع خورشید›› است. مدتی پس از سقوط عیلام، ‌حوزه فرمان روایی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارس ها در خاور و مادها در باختر تقسیم شد. هر چند مناطق مسكونی زاگرس در دوره هخامنشی جزیی از امپراطوری هخامنشی به شمار می آمده، اما درظاهرارتش هخامنشی برای عبور از زاگرس ناچار به پرداخت باج به كوه نشینان مقتدر آن بوده است.
بنا به نوشته مورخان یونانی، در زمان سلوكیه، ساكنین زاگرس بیش تر اوقات با اقوام مهاجم و بیگانه در نبرد بوده اند. وجود آثار باستانی فراوانی از دوره ساسانی در استان های ایلام و لرستان، نشان می دهد كه این منطقه در آن زمان بسیار آباد و با اهمیت بوده است. اسامی شهرهایی مانند ‹‹ماسبندان››، ‹‹مهرگان كدك››، ‹‹دارشهر››، ‹‹سیمره››، ‹‹اریوخ›› و ‹‹شیروان›› این نظر را تایید می كند. محل دقیق برخی از این شهرها هنوز روشن نشده است. در اواخر دوره ساسانی، خاندان فیروزان بر این سرزمین و خوزستان حكومت داشته اند كه آخرین آن ها پس از شكست در جنگ جولا به دارالخلافه اعزام شده است. بعد از تسخیر ایران به وسیله عرب های مسلمان، احتمال دارد كه این ناحیه جزیی از ایالت كوفه شده و اسامی شهرهای ماسبندان، مهرگان و سیمره معرب شده باشند.
در اواخر قرن چهارم هجری قمری، حسنویه كرد بر لرستان و ایلام فعلی حكومت می كرده است و تا اوایل قرن ششم هجری قمری حكومت این خاندان ادامه داشته است. از سال ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هجری قمری، اتابكان لر بر لرستان و پشتكوه حكومت كرده اند. آخرین اتابك لر به نام شاهوردی خان را شاه عباس صفوی به قتل رسانده و حسین خان سیلورزی جد والیان ابوقداره را به حكومت لرستان و پشتكوه منصوب كرده است. این خاندان پس از مدتی، مقر حكومت خود را به پشتكوه (ایلام كنونی) منتقل كرده اند و غلام رضا خان والی ابوقداره، آخرین والی پشتكوه پس از كودتای ۱۲۹۹ شمسی به نحوی نسبتا مسالمت آمیز، منطقه تحت حكومت خود را رها كرده و به كشور عراق رفته است.
از سال ۱۳۰۹ شمسی در تقسیمات كشوری، ایلام جزو استان پنجم یعنی كرمانشاه شد. سپس به علت موقعیت مهم سیاسی و مرزی و محرومیت های فراوان به فرمان داری كل تبدیل شد و اكنون یكی از استان های مهم كشورمحسوب می شود.
●مشخصات جغرافیایی
استان ایلام در حدود ۴/۱ درصد مساحت كل كشور را تشكیل می دهد. این استان در باختر دامنه سلسله كوه های زاگرس بین ۳۱ درجه و ۵۸ دقیقه تا ۳۴ درجه و ۱۵ دقیقه پهنای شمالی از خط استوا و ۴۵ درجه و ۲۴ دقیقه تا ۴۸ درجه و ۱۰ دقیقه درازای خاوری از نیمروز گرینویچ در گوشه باختری ایران قرار گرفته است. استان ایلام از جنوب با استان خوزستان، از خاور با استان لرستان، از شمال با استان كرمانشاه و از سمت باختر با ۴۲۵ كیلومتر مرز مشترك با كشور عراق هم جوار است. بر اساس آخرین تقسیمات كشوری در سال ۱۳۷۵ استان ایلام مشتمل بر ۷ شهرستان بوده است. مركز استان؛ شهر ایلام است كه به علت زیبایی های طبیعی فراوانی كه دارد، عروس زاگرس نام گرفته است.
به طور كلی نواحی شمالی و شمال خاوری استان ایلام كوهستانی و نواحی جنوب باختری و باختر آن از اراضی پست و كم ارتفاع تشكیل یافته است. مهم ترین ارتفاعات استان ایلا م را كبیر كوه و دیناركوه تشكیل می دهند. استان ایلام از نظر شرایط اقلیمی جزو مناطق گرمسیری كشور محسوب می شود اما به علت وجود ارتفاعات، اختلاف درجه حرارت و بارندگی در بخش های شمالی، جنوبی و باختری آن زیاد است. به طوری كه می توان از نظر اقلیمی، مناطق سه گانه سردسیری، گرمسیری و معتدل را در این استان به خوبی مشاهده نمود. بارندگی های سالانه فراوان از یك سو و نقش استان ایلام به عنوان زهكش آب های سطحی سلسله كوه های زاگرس از سوی دیگر، موجب پیدایش رودخانه های زیادی شده كه به منظور استفاده از آب آن ها سدهای انحرافی و كانال های متعددی نیز ساخته شده است. مسیرهای متعددی برای دسترسی به استان ایلام وجود دارد كه مهم ترین آن ها جاده تهران – همدان- كرمانشاه – ایلام است. این منطقه از راه های داخلی نیز برخوردار است كه برخی از آن ها ناهموار بوده و مشكلاتی را به وجود می آورند. این منطقه هم چنین دارای فرودگاهی برای پروازهای داخلی است كه به پایتخت ایران پرواز دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 13:55  توسط   | 

  ·         قانون انگیزه: هرچه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی، خواسته های شما سرچشمه می گیرید. پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص کرد  تا  با  یک برنامه ریزی اصولی به هدف رسید.

 ·         قانون انتظار: با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقع می پیوندد، شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیان تاثیر می گذارد.

 ·         قانون تمرکز: هر چیزی که روی آن تمرکز کرده و به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل گرفته و گسترش پیدا می کند. بنابراین باید فکر خود را روی چیزهایی متمرکز کنید که واقعا طالب آن هستید.

 ·         قانون انتخاب: زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار خویش آزاد هستیم. کنترل کامل زندگی و تمامی آن چه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است.

  ·         قانون مسئولیت: هر چه و هر کجا هستید به خاطر اینکه خودتان اینطور خواسته اید. مسئولیت آن چه هستید، آن چه به دست آورده اید و آن چه که خواهید شد بر عهده خود شماست.

  ·         قانون باور: هر چیز را عمیقا باور داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود. شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که به عنوان باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آن ها را از بین ببرید.

  ·         قانون تاثیر تلاش: همه امیدها، رویاها، آرمان های ما در گرو سخت کوشی است. هرچه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب می کنیم.

  ·         قانون تصمیم: مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است. در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود که در مورد آن تصمیم روشنی گرفته باشیم.

  ·         قانون استقامت: معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختیها، شکست ها و ناامیدی هاست. استقامت ویژگی اساس موفقیت است. اگر به اندازه کافی استقامت کنیم، طبیعتا سرانجام موفق خواهیم شد.

  ·         قانون صداقت: خوشبختی زمانی به سراغ ما می آید که تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنیم. همواره باید با آن بهترین بهترین ها که در درون وجودمان وجود دارد صادق باشیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 13:40  توسط   | 

همه‌جا را بوی مواد شوینده پر كرده!
بعد از حمام‌گرفتن یا شست‌وشوی طولانی‌مدت لباس در این محیط یا حتی شستن فضای سرویس‌های بهداشتی، معمولا تلفیقی از بوی چند ماده شوینده مختلف همراه بخار آب آن محیط حتی فضای مجاور آن را دربر می‌گیرد كه نه تنها چندان خوشایند نیست بلكه ممكن است در مورد بعضی مواد شوینده قوی مانند اسیدها و سفیدكننده‌های مربوطه، نفس‌گیر و ناراحت‌كننده باشد. در چنین شرایطی پس از روشن‌كردن هواكش و بازكردن پنجره آن فضا، بلافاصله چند كبریت یا یك عدد شمع در محیط روشن كرده و چند دقیقه صبر كنید. پس از طی این مدت، خواهید دید كه این راهكار چگونه معجزه‌آسا عمل خواهد كرد.
 
یك پروژه نقاشی بی‌موقع در خانه
همیشه بهترین زمان برای رنگ‌آمیزی داخل ساختمان، نیمه اول سال است كه هم امكان بازكردن پنجره‌ها وجود دارد، هم رنگ زودتر خشك می‌شود و هم بوی حاصل از آن به سرعت از خانه خارج می‌شود ولی اگر در شروع فصل سرما مجبور هستید دیوارهای خانه‌تان را رنگ‌آمیزی كنید و نگران بوی حاصل از رنگ آن هستید، لااقل
یكی از پیشنهادات زیر را برای كاهش بوی رنگ به‌كار گیرید:

1) لگن یا سطلی را از آب پر كنید و در اتاقی كه تازه رنگ شده است قرار دهید. آب، بوی رنگ را كاهش می‌دهد.

2) بعضی‌ها می‌گویند اگر به رنگ مقداری وانیل اضافه كنید، بوی آن كمتر می‌شود. پیشنهاد آنها برای یك قوطی رنگ، 2 قاشق چای‌خوری وانیل است. صحت و سقم قضیه با آنهاست؛ شما امتحان كنید.

3) بعضی دیگر عقیده دارند چند تكه سیب خوراكی را در بشقابی چیده و در فضایی كه بوی رنگ در آن پیچیده است، قرار دهید. سیب بوی رنگ را به خود جذب كرده و آن را به حداقل می‌رساند.

 راه‌های عطرآگین‌كردن خانه
یكی از ساده‌ترین روش‌ها برای ازبین‌بردن یا شاید به معنای دیگر خنثی‌كردن بوی ناخوشایند ایجادشده در محیط، استفاده از اسپری‌های خوشبوكننده هوا و بوگیرهایی است كه به صورت كارخانه‌ای در انواع و اقسام مدل‌ها و بوها تولید می‌شوند. ولی
در اینجا می‌خواهیم چند بوگیر خوشبوكننده دست‌ساز و خانگی را معرفی كنیم:

1)  2 قاشق چای‌خوری جوش‌شیرین را در 2 پیمانه آب حل كنید و داخل اسپری بریزید. این مایع را مرتب در هوای اتاق اسپری كنید. به این ترتیب بوی بد موجود از بین می‌رود.

2)  یك راه سریع برای عطرآگین‌كردن محیط خانه، استفاده از گرماست. شما می‌توانید یك یا 2قطره از اسپری یا عطر مورد علاقه‌تان را روی حباب لامپ چراغ اتاق درحالی كه خاموش است اسپری كنید. سپس چراغ را روشن كنید. گرمای چراغ بوی عطر را در محیط اتاق پراكنده می‌كند. 

3)  مقدار كمی وانیل در كاسه‌ حاوی آب بریزید و روی شعله اجاق‌گاز قرار دهید تا بجوشد. با جوشیدن وانیل، محیط عطرآگین می‌شود.

4) حالا كه فصل سرما و روشن‌كردن شومینه است، اگر در خانه‌تان شومینه دارید و از آن برای گرم‌كردن خانه استفاده می‌كنید، سبدی در كنار شومینه قرار دهید و پوست مركبات مصرفی در طول روز را در سبد انداخته و به مرور در آتش بسوزانید. با سوختن پوست پرتقال، لیموترش و نارنگی رایحه خوشی در فضای خانه پراكنده می‌شود.
 
اگر دود سیگار شما را آزار می‌دهد ولی یك مهمان سیگاری در منزل دارید كه مرتب درحال سیگاركشیدن است و شما هم نمی‌توانید به او تذكر لازم را بدهید، راهكارهای زیر را هنگام حضور او و پس از خروجش امتحان كنید:

1) چند عدد شمع در خانه روشن كنید. شمع بوی دود سیگار را خنثی می‌كند.

2) عده‌ای بر این عقیده‌اند كه برای رفع بوی دود سیگار كافی است چند كاسه حاوی مقداری سركه را در قسمت‌های مختلف خانه قرار دهید. سركه بوی دود را به خوبی جذب می‌كند.

3) پس از خروج مهمان سیگاری از خانه استفاده از تركیب مقدار مساوی آب گرم و سركه در ظرفی گود مفید است. سپس پارچه‌ای حوله‌ای را در محلول فرو برده و بعد از اینكه پارچه به‌طور كامل به این محلول آغشته شد، آن را بیرون
همه‌جا را بوی مواد شوینده پر كرده!
بعد از حمام‌گرفتن یا شست‌وشوی طولانی‌مدت لباس در این محیط یا حتی شستن فضای سرویس‌های بهداشتی، معمولا تلفیقی از بوی چند ماده شوینده مختلف همراه بخار آب آن محیط حتی فضای مجاور آن را دربر می‌گیرد كه نه تنها چندان خوشایند نیست بلكه ممكن است در مورد بعضی مواد شوینده قوی مانند اسیدها و سفیدكننده‌های مربوطه، نفس‌گیر و ناراحت‌كننده باشد. در چنین شرایطی پس از روشن‌كردن هواكش و بازكردن پنجره آن فضا، بلافاصله چند كبریت یا یك عدد شمع در محیط روشن كرده و چند دقیقه صبر كنید. پس از طی این مدت، خواهید دید كه این راهكار چگونه معجزه‌آسا عمل خواهد كرد.
 
یك پروژه نقاشی بی‌موقع در خانه
همیشه بهترین زمان برای رنگ‌آمیزی داخل ساختمان، نیمه اول سال است كه هم امكان بازكردن پنجره‌ها وجود دارد، هم رنگ زودتر خشك می‌شود و هم بوی حاصل از آن به سرعت از خانه خارج می‌شود ولی اگر در شروع فصل سرما مجبور هستید دیوارهای خانه‌تان را رنگ‌آمیزی كنید و نگران بوی حاصل از رنگ آن هستید، لااقل
یكی از پیشنهادات زیر را برای كاهش بوی رنگ به‌كار گیرید:

1) لگن یا سطلی را از آب پر كنید و در اتاقی كه تازه رنگ شده است قرار دهید. آب، بوی رنگ را كاهش می‌دهد.

2) بعضی‌ها می‌گویند اگر به رنگ مقداری وانیل اضافه كنید، بوی آن كمتر می‌شود. پیشنهاد آنها برای یك قوطی رنگ، 2 قاشق چای‌خوری وانیل است. صحت و سقم قضیه با آنهاست؛ شما امتحان كنید.

3) بعضی دیگر عقیده دارند چند تكه سیب خوراكی را در بشقابی چیده و در فضایی كه بوی رنگ در آن پیچیده است، قرار دهید. سیب بوی رنگ را به خود جذب كرده و آن را به حداقل می‌رساند.

راه‌های عطرآگین‌كردن خانه
یكی از ساده‌ترین روش‌ها برای ازبین‌بردن یا شاید به معنای دیگر خنثی‌كردن بوی ناخوشایند ایجادشده در محیط، استفاده از اسپری‌های خوشبوكننده هوا و بوگیرهایی است كه به صورت كارخانه‌ای در انواع و اقسام مدل‌ها و بوها تولید می‌شوند. ولی
در اینجا می‌خواهیم چند بوگیر خوشبوكننده دست‌ساز و خانگی را معرفی كنیم:

1)  2 قاشق چای‌خوری جوش‌شیرین را در 2 پیمانه آب حل كنید و داخل اسپری بریزید. این مایع را مرتب در هوای اتاق اسپری كنید. به این ترتیب بوی بد موجود از بین می‌رود.

2)  یك راه سریع برای عطرآگین‌كردن محیط خانه، استفاده از گرماست. شما می‌توانید یك یا 2قطره از اسپری یا عطر مورد علاقه‌تان را روی حباب لامپ چراغ اتاق درحالی كه خاموش است اسپری كنید. سپس چراغ را روشن كنید. گرمای چراغ بوی عطر را در محیط اتاق پراكنده می‌كند. 

3)  مقدار كمی وانیل در كاسه‌ حاوی آب بریزید و روی شعله اجاق‌گاز قرار دهید تا بجوشد. با جوشیدن وانیل، محیط عطرآگین می‌شود.

4) حالا كه فصل سرما و روشن‌كردن شومینه است، اگر در خانه‌تان شومینه دارید و از آن برای گرم‌كردن خانه استفاده می‌كنید، سبدی در كنار شومینه قرار دهید و پوست مركبات مصرفی در طول روز را در سبد انداخته و به مرور در آتش بسوزانید. با سوختن پوست پرتقال، لیموترش و نارنگی رایحه خوشی در فضای خانه پراكنده می‌شود.
 
اگر دود سیگار شما را آزار می‌دهد ولی یك مهمان سیگاری در منزل دارید كه مرتب درحال سیگاركشیدن است و شما هم نمی‌توانید به او تذكر لازم را بدهید، راهكارهای زیر را هنگام حضور او و پس از خروجش امتحان كنید:

1) چند عدد شمع در خانه روشن كنید. شمع بوی دود سیگار را خنثی می‌كند.

2) عده‌ای بر این عقیده‌اند كه برای رفع بوی دود سیگار كافی است چند كاسه حاوی مقداری سركه را در قسمت‌های مختلف خانه قرار دهید. سركه بوی دود را به خوبی جذب می‌كند.

3) پس از خروج مهمان سیگاری از خانه استفاده از تركیب مقدار مساوی آب گرم و سركه در ظرفی گود مفید است. سپس پارچه‌ای حوله‌ای را در محلول فرو برده و بعد از اینكه پارچه به‌طور كامل به این محلول آغشته شد، آن را بیرون بیاورید و خوب بچلانید. حالا پارچه را در بالای سرتان مرتب تكان دهید تا باقیمانده دود موجود در خانه و بوی حاصل از آن از بین برود.
 
4) زغال روشن نیز بوی باقیمانده حاصل از دود سیگار را از بین می‌برد. در نتیجه چند عدد زغال روشن را در ظرف‌های فلزی كوچك گذاشته و در نقاط مختلف خانه قرار دهید. یك راه سریع برای عطرآگین‌كردن محیط خانه، استفاده از گرماست. بیاورید و خوب بچلانید. حالا پارچه را در بالای سرتان مرتب تكان دهید تا باقیمانده دود موجود در خانه و بوی حاصل از آن از بین برود.
 
4) زغال روشن نیز بوی باقیمانده حاصل از دود سیگار را از بین می‌برد. در نتیجه چند عدد زغال روشن را در ظرف‌های فلزی كوچك گذاشته و در نقاط مختلف خانه قرار دهید. یك راه سریع برای عطرآگین‌كردن محیط خانه، استفاده از گرماست.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 13:38  توسط   | 

دختران نوجوان مراقب باشند

تصورات غلطی كه از شكل بدنی ایده آل ایجاد می شود سلامت دختران جوان را تحت تاثیر قرار می دهد و رژیمهای غلط و نابجا در سنین رشد برای داشتن اندام ایده آل ممكن است سلامت دختران را تهدید كند.

 

بر اساس یك مطالعه احتمالا بافت چربی نقش مهمی در تولید بافت استخوانی در دختران نوجوان ایفا می كند و نخوردن چربی احتمالا خطر پوكی استخوان را در آنها افزایش می دهد.
 
در این مطالعه محققان میزان بافت استخوانی را در لایه خارجی استخوان (كورتیكال) در 4005 دختر و پسر نوجوان با میانگین سنی 15.5 سال اندازه گرفتند و نتایج نشان داد كه چربی ممكن است تاثیر مثبتی بر بافت استخوانی به خصوص در دختران داشته باشد.
 این تاثیر در دختران 70 درصد بیش از پسران بود. نتیجه ی این مطالعه در مجله غدد ومتابولیسم نیز به چاپ رسیده است و محققان بیان می كنند كه دختران نسبت به پسران بافت چربی بیشتری در بدن دارند و در عوض بافت عضلانی در پسران بیشتر است و همانطور كه بافت عضلانی در پسران تولید استخوان را تحریك می كند در دختران بافت چربی تاثیر مشابهی بر روی استخوان دارد.
 
 به نظر می رسد تاثیر میزان چربی بر روی بافت استخوانی در دختران بسیار بیشتر است.
 بافت چربی در دختران احتمالا در سن بلوغ تاثیر دراز مدتی بر سلامت استخوانها و رشد و بلوغ استخوانی دارد.

بر اساس این مطالعه كاهش شدید بافت چربی می تواند تاثیرات بدی بر تكامل استخوان و اسكلت بندی به خصوص در دختران داشته باشد و در آینده خطر پوكی استخوان را در طول زندگی آنان افزایش دهد.

تصورات نادرستی كه از شكل بدنی ایده آل وجود دارد دختران جوان را به نخوردن چربیها تشویق می كند و رژیمهای غلط و نابجا در سنین رشد ممكن است سلامت دختران را دچار اختلال كند. واقعیت این است كه به مقداری چربی نیاز داریم.

  

تهیه و ترجمه : گروه سلامت سیمرغ، دكتر حانیه تركمان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 9:52  توسط   | 

9 اشتباه متداول در تناسب اندام (1)

فکر می‌کنید تمام واقعیت‌ها را درباره تناسب اندام می‌دانید. ممکن است تعجب کنید که بفهمید بسیاری از آنها در صورتی که به نظر صحیح می‌رسند، درواقع اشتباه‌های متداول هستند.


افتادن در دام بسیار ساده است:
یکی از همراهان ورزشی شما نکته‌ای درباره تمرینات بدنی می‌گوید و شما آن را برای چند نفر دیگر که می‌شناسید، بازگو می‌کنید. یک روز وقتی شما در باشگاه مشغول تمرین هستید، دوباره ‌آن را از دهان فرد دیگری می‌شنوید و مطمئن می‌شوید که قضیه صحت دارد.

اما متخصصان می‌گویند که در دنیای تناسب اندام، باورهای غلط بسیاری وجود دارد که ممکن است مانعی بر سر راه ورزش کردن باشند. بعضی از این باورها مضر نیستند اما خیلی‌های دیگر می‌توانند مضر باشند. آنها می‌توانند باعث شوند که تمرینات ورزشی خنثی شوند و به نتیجه‌ای که هدف کار است نرسند و یا حتی ممکن است به ایجاد بعضی از آسیب‌های ورزشی منجر شوند.

علت اینکه این باورها جان می‌گیرند، این است که عکس‌العمل بدن هر یک از ما نسبت به حرکات ورزشی تا حدودی متفاوت است. به همین دلیل کاری که برای یک نفر مناسب است، ممکن است برای نفر دیگر مناسب نباشد.

در این وضعیت گاهی شما مجبورید ورزش‌های مناسب برای خودتان را پیدا کنید؛ حرکاتی که به درد شرایط شما می‌خورد.

به گفته متخصصان، بعضی از این باورهای غلط درباره تناسب اندام باید کنار گذاشته شود. هر چه سریع‌تر این کار انجام شود، بهتر است.

برای پیدا کردن راه سالم‌تر، متناسب‌تر با سلامت و لذت‌بخش‌تر، بعضی از این باورها را با هم مرور می‌کنیم:
1- دویدن روی تردمیل در مقایسه با دویدن روی آسفالت یا پیاده‌روی، فشار کمتری بر زانو وارد می‌کند.

دویدن، یکی از حرکات ورزشی فوق‌العاده است اما ممکن است زانو را تحت فشار قرار دهد چون نیروی وزن بدن شما است که به مفاصل فشار وارد می‌کند و این نیرو ثابت است. فرقی نمی‌کند که شما روی تردمیل بدوید یا روی آسفالت و پیاده‌رو.

بهترین روش برای کاهش فشار بر زانو این است که شما ورزش‌های متنوعی انجام بدهید. اگر شما دویدن را با سایر فعالیت‌های ورزشی قلبی همراه کنید (به طور مثال کار روی دوچرخه ثابت) می‌توانید فشار را روی زانو‌ها کم کنید و سال‌ها توانایی دویدن را حفظ کنید.

2- انجام دراز‌نشست یا کار با ماشین ورزش شکمی باعث می‌شود از شر چربی‌های شکم خلاص شوید.

هر ایده برآمده از رویاهای شبانه را باور نکنید.

ابزارهای دراز و نشست ممکن است به شما در تقویت عضلات قسمت میانی کمک کند و در مجموع ترکیب بهتری در اندام شما به وجود آورد. برای اینکه بتوانید عضلات شکم خود را ببینید، باید حرکاتی را انجام دهید که درصد چربی کل بدن را کاهش دهد. اگر شما موفق به انجام این کار نشوید، عضلات شکمی خود را نمی‌توانید ببینید.

اما آیا دراز و نشست و نرمش‌های شکمی می‌توانند شکم بزرگ شما را کوچک کنند. متخصصان می‌گویند خیر، شما نمی‌توانید فقط چربی قسمت‌هایی را که انتخاب می‌کنید، بسوزانید. بنابراین دراز و نشست فقط شما را به هدف کاهش وزن در آن ناحیه مورد نظر نمی‌رساند. شما برای سوزاندن چربی باید برنامه ورزشی شامل دو صورت نرمش‌های قلبی و تمرینات قدرتی را با هم ترکیب کنید. این ترکیب حرکات به کاهش چربی در تمام بدن کمک می‌کند که قسمت مورد نظر شما هم جزیی از این کل است.

3- ورزش‌های آیروبیک سوخت و ساز شما را چند ساعت پس از اتمام ورزش در سطح بالا نگه می‌دارد.
این عبارت تا حدودی درست است اما مقدار کالری مصرف شده احتمالا به آن میزانی که شما فکر می‌کنید، نیست.

متخصصان می‌گویند با اینکه سرعت سوخت و ساز شما پس از این حرکات تا حدودی افزایش می‌یابد اما این مقدار از نظر آماری واجد ارزش ویژه‌ای نیست. در حقیقت این نرمش‌ها تنها 20 کالری در روز بیش از مقدار معمول آن مصرف می‌کند.

با اینکه بعد از ورزش‌های قدرتی مقدار خیلی کمی سوخت و ساز بدن بالا می‌رود اما این مقدار هم قابل توجه نیست. بنابراین زیاده‌روی این مصرف کالری حساب نکنید.

4- ورزش یکی از فعالیت‌های عالی برای کاهش وزن است.

با اینکه ورزش برای افزایش ظرفیت تنفسی ریه‌ها، تونوسیته عضلات و حتی کمک به برطرف کردن فشارهای اضافی است اما واقعیت تعجب‌آور این است تا زمانی که شما در یک روز چند ساعت شنا نکنید، ممکن است به کاهش وزن شما کمک نکند.

چون حالت شناوری بدن شما را احاطه می‌کند، شما نمی‌توانید به همان شدتی فعالیت کنید که می‌گویند فعالیت در استخر آب گرم معادل دویدن است. به علاوه خیلی معمول است که شما زمانی که از آب بیرون می‌آیید، احساس گرسنگی زیادی ‌کنید. همین مساله ممکن است، باعث شود شما بیش از حد معمول بخورید. بنابراین حفظ رژیم غذایی برایتان سخت‌تر خواهد شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 9:49  توسط   | 

در این مطلب به یکسری باورهای نادرست و اشتباهاتی که خانمها هنگام کار با وزنه مرتکب می شوند اشاره می کنم .


هنوز هم بین خیلی از مردان بدنساز روشهای غیر اصولی تمرینی دیده میشود ( که شاید متداول ترین آنها انجام تمرینات هوازی طولانی قبل از کار باوزنه باشد ) بنابراین عجیب نیست که اشتباهات بیشتری در باشگاههای فیتنس و بدنسازی خانمها وجود داشته باشد
 

در این مطلب به یکسری باورهای نادرست و اشتباهاتی که خانمها هنگام کار با وزنه مرتکب می شوند اشاره می کنم .

۱) به باشگاه آمدم تا وزن کم کنم
کاهش وزن کلماتی است که خیلی زیاد از طرف خانمها روی آن تاکید می شود منکر این واقعیت نیستم که درصد عمده ای از کسانی که پا به باشگاه می گذارند مشکل اضافه وزن دارند و به دلایل زیادی ( که مهمترین آن بالابردن سطح سلامت عمومی بدن است)‌ علاقه دارند تا از شر چربی های اضافه خلاص شوند اما توجه داشته باشید هنگامی که صحبت از بدنسازی می شود منظور ما کاهش چربی است نه وزن - کاهش وزن الزاما کاهش چربی بدن نیست .

هنگامی که همزمان با تمرینات هوازی بدنسازی می کنید عضله سازی می کنید و درصد چربی بدنتان کم می شود که نتیجه آن فرم گرفتن بدنتان است ولی ممکن است وزنتان ثابت بماند یا حتی بیشتر هم بشود بنابراین با عدد روی ترازو قضاوت نکنید بلکه درصد چربی بدنتان را اندازه بگیرید و از آئینه یا دوربین عکاسی کمک بگیرید .
 

۲) حدود یک کیلو وزن اضافه کردم !
همانطورکه ذکر شد عدد روی ترازو چندان معیار مهم ( و البته دقیقی ) نیست به جای ترازو بیشتر توجه تان به آئینه باشد عوامل زیادی از جمله زمانی که خودتان را وزن می کنید ( صبح با معده خالی یا بعد ار ناهار ) و همچنین مقدار آب بدن می تواند در این حد در وزن شماتفاوت ایجاد کند .
 
 
۳) من رژیم دارم !
رژیم از نظر خیلی از خانمها به معنی محرومیت از یکسری مواد غذائی ( در راس آنها کربو هیدرات ) در یک مدت زمان مشخص و تا یک تاریخ خاص است . رژیمهائی اینچنینی معمولا فرد را از یکسری غذاهای مورد علاقه منع می کند و اغلب گرسنگی شدید -خستگی و کلافگی عارض فرد می شود و به محض رسیدن تاریخ مشخص اتمام رژیم ( مثلا تاریخ عروسی و یا موارد مشابه ) فرد دچار برگشت وزن و اغلب وزن بیشتر از قبل می شود ( که البته این قضیه برمی گردد به افت متابولیسم فرد و همچنین حسرت خوردن غذاهای مورد علاقه اش در دوران رژیم که معمولا برای چند روز به یک ماه و سال می کشد )
 

دو راه برای اجتناب از این نوع رژیم ها ( که اصطلاحا به کاهش وزن یویوئی معروفند )‌ وجود دارد
الف) جایگزین کردن عادات سالم غذائی در تمام طول زندگی
 

ب) انجام مرتب ورزشهای هوازی و بدنسازی عادات سالم غذائی به معنی وعده های غذائی کوچک - مقوی – متنوع و متعدد در طول روز

تغذیه سالم و ورزش باید جزو اهداف تان برای کل زندگی باشد نه یک دوره ۴ و شش هفته ای
جالب اینکه مطابق تحقیق پژوهشگران کسانی که از روش رژیم های شدید و کاهش وزن سریع پیروی می کنند بیشتر از کسانی که اضافه وزن دارند ولی این وزن را ثابت نگه داشته اند در معرض امراض قلبی و سایر عوارض چاقی قرار دارند .
 
۴) اگر باهام کار داشتی روی تردمیل دارم می دوم .
ورزش هوازی یکی از راههای چربی سوزی است نه تنها راه آن خیلی خانمها به باشگاه می آیند تا فقط مقداری هوازی کار کنند حقیقت این است که چربی سوزی در برنامه تمرین با وزنه – رژیم کم کالری و هوازی خیلی بیشتر و بهتر از تمرینات کاردیو ( هوازی ) و رژیم است .
 

۵) من باید قرصهای چربی سوز مصرف کنم .
اول باید بپرسم آیا کلمه یوهمبی را تا حالا شنیده اید ؟ در مورد عوارض افدرا چه می دانید ؟ آِیا می دانید چه قدر در روز تحمل مصرف کافئین را دارید ؟
اگر جواب درستی برای پاسخ سوالات بالا ندارید پس بهتر است مکلهای چربی سوز را با احتیاط مصرف کنید .ضمنا به خاطر داشته باشید چربی سوزها حکم ابزار کمکی برای برنامه تمرین و رژیم غذائی تان هستند و به تنهائی تاثیر چندانی ندارند .

۶) من سالاد می خورم .
سالاد می تواند منبع خیلی عالی از مواد غذائی کم کالری و سرشار از فیبر و ویتامین ها باشد که حاوی مقدار کمی چربی . کربو هیدرات است ولی دقت کنید نوشتم می تواند باشد به این دلیل که بعضی ها به سالاد انواع سسهای چرب – پنیر پیتزا و سایر مواد پرکالری اضافه می کنندکه حاوی کالری زیادی خواهد شد . برای تهیه سالاد از سبزیجات پرگ پهن نظیر کاهو –بروکلی – کلم – فلفل دلمه ای به همراه منابع پروتئینی از جمله گردو - لوبیا – پنیر کم چرب و ... استفاده کنید
 

۷) من معمولا صبحانه نمی خورم .
کاملا اثبات شده که کسانی که یک صبحانه کامل و ترکیب شده از کربو هیدراتها – پروتئین و چربی های سالم مصرف می کنند خیلی کمتر از کسانی که این وعده را حذف می کنند دچار اضافه وزن می شوند .
گرچه شما کالری های یک وعده را حذف کرده اید اما در طول روز جبران آنرا ولی از منابع غذائی ناسالم خواهید کرد یک صبحانه کامل مانع پرخوری شما در طول روز می شود ضمنا بعد از یک شب کامل محرومیت بدن از مواد غذائی ( و کم شدن متابولیسم بدن ) صبحانه سیستم متابولیسم بدن را مجدد فعال می کند . بنابراین اگر به دنبال کاهش چربی های بدن خود هستید حداکثر تا ۴۵ دقیقه بعد از بیدار شدن از خواب صبحانه بخورید .
 

۸) برای لاغری شکم باید دراز نشست کار کنم .
در ورزش لاغری موضعی امکان پذیر نیست ( البته در سایر روشها هم همین تئوری صادق است )
تنها راه حل کاهش چربی های بدن (‌کل بدن) سوزاندن کالری بیشتر از آنچه مصرف کرده اید . با تمرین روی یک ناحیه خاص از بدن فقط عضلات آن قسمت را تقویت می کنید از یک نفر با عضلات شکم شش تکه بپرسید به شما خواهد گفت تمرینات هوازی و رژیم تنها راه حل نمایان کردن این عضلات است.
 

۹) وزنه کار نمی کنم چون عضلاتم حجیم خواهد شد .
تعدادی خیلی کمی از خانمها هستند که با دستگاههای بدنسازی و وزنه ها تمرین کنند و اکثرا بر این باور هستند که وزنه ها موجب مردانه شدن فیزیک بدنی آنها خواهد شد . دلیلش هم از آنجا نشات می گیرد که مردان در یک دوره تمرین با وزنه می توانند حجم عضلانی قابل توجه ای کسب کنند و خانمها از این نگرانند که آنها هم به همین شکل رشد عضلانی داشته باشند . اما به دلیل تفاوت هورمونی مردان با زنان ( ترشح خیلی کم هورمونهای عضله ساز مردانه در زنان) و نوع تمرین با وزنه درخانمها که معمولا ۴۰ تا پنجاه درصد رکورد است جای نگرانی نیست .
 

۱۰) این کم چرب است پس هر مقداری که دوست داشته باشم می توانم بخورم .
توجه کنید که واژه کم چرب حتما به معنی کم کالری نیست . برچسب مواد غذائی را بادقت بخوانید بعضی مواد غذائی شامل مقادیر زیادی شکر و کالری هستند و اهداف لاغری بر مبنای مقدار کالری دریافتی روزانه شما تنظیم میشود میتوانید ۱۰۰ کالری از یک غذای پرچرب بخورید یا اینکه از یک ماده غذائی کم چرب ۵۰۰ کالری وارد بدن خودتان کنید .  
 
 
گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 9:47  توسط   | 

ادويه ای که  چروك و خال‌های سياه پوست را از بين می‌برد

اگر پوست تان چروک و خال دارد با استفاده از این ادویه تمام این موارد را از بین ببرید .

مطالعات نشان می‌دهد كرم‌های مرطوب‌كننده‌ای كه حاوی عصاره ادویه هندی هستند در از بین رفتن یا كاهش چین و چروك و خال‌های سیاه پوست مؤثرند.

 آن دسته از كرم‌های دست و صورت كه پایه آن‌ها زردچوبه و ادویه است تا 15 درصد به از میان برداشتن خال‌های سیاه و چروك‌های پوست كمك می‌كنند.

براساس گزارش اینفونیاك، شهرت زردچوبه به خاطر خاصیت آنتی‌اكسیدان آن است چراكه با بنیان‌های اسیدی مقابله و روند پیری را نیز كُند می‌كند. 
 
گردآوری : گروه سلامت سیمرغ
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 9:43  توسط   | 

جویدن آدامس،پوست صورت را خراب می کند؟!

اگر شما هم با خواندن این مطلب دچار تعجب شده اید باید بدانید که ...

 افرادی که به طور افراطی آدامس می‌جوند با احتمال بیش‌تری پوست اطراف دهان آن‌ها چروک می‌شود.
جراحان زیبایی هشدار دادند جویدن آدامس به صورت افراطی که عادت بسیار شایعی نیز هست می‌تواند باعث بروز چین و چروک در اطراف دهان و ایجاد خط های ظریف روی لب شود.
این هشدار توسط دکتر جوئل شلسینگر یک جراح زیبایی داده شده است.به اعتقاد او بسیاری از بیمارانی که در حال حاضر به پزشک مراجعه می‌کنند به دلیل عادت به جویدن آدامس دچار چین و چروک‌هایی در ناحیه دهان خود شده اند.
دکتر شلسینگر در این باره گفت : بسیاری از بیماران من به دلیل این عادت دچار چروک‌های خاصی در اطراف دهان خود شده اند.اگرچه هنوز تحقیقات پزشکی دقیقی برای بررسی صحت این ادعا انجام نشده است ، اما تعدادی از کارشناسان معتقدند جویدن آدامس باعث استفاده بیش از حد از عضلات اطراف دهان شده و باعث می‌شود پشتیبانی این عضلات از بافت‌های صورت کم‌تر شود.این موضوع باعث کم شدن خاصیت ارتجاعی پوست شده و در نهایت باعث به وجود آمدن چین و چروک در این ناحیه می‌شود.
هم‌چنین جویدن آدامس سبب می‌شود مواد ضد چروکی که به داخل پوست تزریق شده اند جابه جا شده و از محل خود خارج شوند.
 
گردآوری : گروه سلامت سیمرغ
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 9:40  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر